خلاصه داستان: فیلمی درخشان به کارگردانی تری گیلیام و محصول سال ۱۹۹۱ که داستان زندگی جک لوکاس (با بازی رابین ویلیامز)، دیجی موفق رادیویی را روایت میکند که پس از آنکه حرفهای نسنجیدهاش منجر به یک فاجعه میشود، دچار فروپاشی روحی میگردد. سالها بعد، او با مردی بیخانمان به نام پری (با بازی جف بریجز) آشنا میشود که خود را شوالیه قرون وسطایی میداند و به دنبال جام مقدس است. جک که در ابتدا قصد کمک به پری را دارد، به تدریج متوجه میشود که این رابطه نجاتبخش، راهی برای رهایی خودش از احساس گناه و بازگرداندن معنا به زندگیاش است. این فیلم که با بازی تحسینبرانگیز ویلیامز و بریجز همراه است، داستانی عمیقاً انسانی درباره امید، بخشش و قدرت رهاییبخش دوستی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: دیوید کراننبرگ در سال ۱۹۸۳ شاهکاری فراطبیعی با بازی کریستوفر واکن در نقش «جان اسمیت»، معلم دبیرستانی که پس از یک تصادف وحشتناک به کما میرود و پنج سال بعد بیدار میشود، خلق کرد. او اکنون از توانایی شگفتانگیزی برای دیدن آینده افراد از طریق لمس برخوردار است، موهبتی که زندگی او را به جهنمی تبدیل میکند. وقتی جان آیندهی سیاه یک سیاستمدار جاهطلب به نام «گرگ استیلسون» (مارتین شین) را میبیند و متوجه میشود که او تهدیدی برای بشریت است، با چالشی اخلاقی و شخصی مواجه میشود که سرنوشت جهان را تغییر خواهد داد. این فیلم بر اساس رمانی از استیون کینگ ساخته شده و با بازی درخشان واکن و فضاسازی تاریک خود، به یکی از برترین اقتباسهای سینمایی از آثار کینگ تبدیل شده است.
خلاصه داستان: ورونیکا، زنی جوان در لهستان و ورونیک، خواننده اپرایی در فرانسه، دو زنی هستند که از نظر ظاهری یکسان بوده و هر دو از مشکلات قلبی رنج میبرند، اما از وجود یکدیگر بیخبرند. ورونیکا در لهستان، با وجود هشدار پزشکش، با تمام وجود میخواند و در حین اجرای کنسرت به دلیل مشکل قلبی جان خود را از دست میدهد. در همان لحظه، ورونیک در فرانسه، در هنگام عشقبازی با معشوقش، ناگهان احساس غم و اندوه شدیدی کرده و تصمیم میگیرد زندگی خود را تغییر دهد. او به دنبال یافتن پاسخ این حس مرموز، با یک عروسکگردان مرموز آشنا شده و درگیر رابطهای عاطفی میشود که سرنوشت او را به شکل غیرمنتظرهای تغییر میدهد. کریستوف کیشلوفسکی، کارگردان شهیر لهستانی، در سال ۱۹۹۱ این شاهکار سوررئال را با بازی درخشان ایرن ژاکوب خلق کرد که جایزه بهترین بازیگر زن جشنواره کن را برای او به ارمغان آورد. این فیلم با بهرهگیری از تصاویر خیرهکننده و موسیقی ماندگار، مفاهیم عمیقی مانند تقدیر، ارتباط نامرئی روحها و معنای زندگی را به شکلی شاعرانه و رمزآلود به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در دنیای پرشور و هیجانانگیز سرزمین بسیار بسیار دور، شِرک محبوب ما این بار در مجموعهای از ماجراهای کوتاه و مهیج حاضر میشود. این مجموعه انیمیشنی که با الهام از دنیای جادویی فیلمهای شِرک ساخته شده، مخاطبان را به تماشای داستانهای جدید و سرگرمکنندهای میکشاند که در آن غول سبز دوستداشتنی ما به همراه دوستان وفادارش، یعنی الاغ پرحرف و فاسدِ فاسد، با چالشهای تازهای روبرو میشوند. هر اپیزود از این مجموعه، حکایتی کوتاه و پرکشش را روایت میکند که مملو از طنز، ماجراجویی و درسهای زندگی است و برای تمامی اعضای خانواده جذاب خواهد بود. این مجموعه با حفظ روحیه طنزآمیز و شخصیتپردازی عمیق فیلمهای اصلی، لحظاتی به یادماندنی را برای بینندگان خلق میکند.
خلاصه داستان: فیلم اسکات پیلگریم در برابر جهان محصول سال ۲۰۱۰ به کارگردانی ادگار رایت، داستان اسکات پیلگریم (مایکل سرا)، جوان ۲۲ سالهای را روایت میکند که در تورنتو زندگی میکند و نوازنده گروه راک "Sex Bob-Omb" است. زندگی او زمانی دگرگون میشود که با رامونا فلاورز (مری الیزابت وینستد)، دختری مرموز و جذاب آشنا میشود و عاشق او میگردد. اما برای رسیدن به قلب رامونا، اسکات باید با هفت اگزو (دوستپسرهای سابق شیطانی او) مبارزه کند. این فیلم که بر اساس سری کتابهای کمیک اثر برایان لی اومالی ساخته شده، با ترکیب سبک بصری منحصر به فرد، طنز سریع و صحنههای اکشن ویدئویی، داستانی خندهدار و پرانرژی از عشق، رشد شخصی و پذیرش گذشته را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: شاه آرتور به همراه خدمتکارش پاتسی در قرون وسطی بر اسبی خیالی سوار است و در جستجوی شوالیههایی برای پیوستن به میز گرد خود در کملوت است. او با تعدادی از شوالیههای برجسته از جمله سر بدیورِ شجاع، سر لانسلوت، سر رابین و سر گالاهاد ملاقات میکند. پس از آن، خداوند ظاهر میشود و به آنها مأموریت مقدسی برای یافتن جام مقدس میدهد. این گروه ناهمگون در این سفر پرخطر با موانع عجیب و غریبی مانند شوالیهای که نمیخواهد بگذرد، خرگوش مرگبار، جادوگرانی که وزن میکنند، قلعهای پر از سکسکه و پرسشهای سهگانه یک نگهبان مرموز روبرو میشوند. این فیلم کمدی سورئال محصول سال ۱۹۷۵ به کارگردانی تری گیلیام و تری جونز و با بازی اعضای گروه مانتی پایتون، اثری طنزآمیز و ماندگار از سینمای کمدی است.
خلاصه داستان: فیلم «جادوگر» محصول سال ۲۰۰۶ به کارگردانی نیل برگر، داستان ادوارد آبراهامز (با بازی ادوارد نورتون)، شعبدهبازی بااستعداد در وینِ اوایل قرن بیستم را روایت میکند. ادوارد که از طبقهی کارگر برخاسته، عشق دوران کودکی خود، سوفی فون تسکن (با بازی جسیکا بیل)، اشرافزادهی زیبا را دوباره ملاقات میکند. اما سوفی نامزد ولیعهد متکبر و خشن، شاهزاده لئوپولد (با بازی روفوس سوئل) است. ادوارد با استفاده از مهارتهای خارقالعادهی شعبدهبازی خود، نه تنها برای تحتتأثیر قرار دادن دربار، بلکه برای به چالش کشیدن قدرت شاهزاده و بازپسگیری عشق ازدسترفتهی خود وارد بازی خطرناکی میشود. در این میان، بازرس اوهل (با بازی پل جیاماتی)، مأمور میشود تا رازهای ادوارد را کشف کند و مرز میان واقعیت و توهم را بیش از پیش محو میکند.
خلاصه داستان: فیلم Häxan (به فارسی: جادوگر) ساخته کارگردان برجسته دانمارکی بنجامین کریستنسن در سال ۱۹۲۲، یک شاهکار سینمای صامت و یکی از نخستین نمونههای برجسته ژانر مستند-داستانی به شمار میرود. این اثر هنری منحصربهفرد که با نام کامل Häxan: Witchcraft Through the Ages نیز شناخته میشود، با بهرهگیری از سبکهای اکسپرسیونیستی و با استفاده از جلوههای بصری پیشرفته برای زمان خود، به کاوشی عمیق و تاریک در پدیده جادوگری در طول تاریخ، بهویژه در دوران قرون وسطی میپردازد. کریستنسن که خود در نقش شیطان ظاهر میشود، با ترکیب بازسازیهای دراماتیک از محاکمات و شکنجههای متهمان به جادوگری، تصاویری نمادین و تحلیلهایی مبتنی بر متون تاریخی، تلاش میکند تا ریشههای این باورها را در نادانی، خرافات و حتی بیماریهای روانی مانند هیستری بیابد. این فیلم که در زمان خود به دلیل صحنههای جسورانه و ترسناکش جنجالبرانگیز بود، امروزه به عنوان یکی از تأثیرگذارترین آثار تاریخ سینما و پیشدرآمدی بر ژانر ترسناک مدرن شناخته میشود.
خلاصه داستان: خلاصه داستان فیلم «گوتیک» (Gothic) محصول سال ۱۹۸۶ به کارگردانی کن راسل، با بازی گابریل بیرن، جولیان سندز و ناتاشا ریچاردسون، روایتگر داستانی تخیلی از شب معروفی در سال ۱۸۱۶ است که مری شلی (ناتاشا ریچاردسون)، پرسی شلی (جولیان سندز)، لرد بایرون (گابریل بیرن)، کلر کلرمونت (میریم سایرس) و دکتر جان پولیدوری (تیموتی اسپال) در ویلای بایرون در سوئیس گرد هم میآیند. پس از خواندن داستانهای ارواح آلمانی، آنها تصمیم میگیرند تا هر یک داستانی ترسناک بنویسند. این شب که با طوفان و مصرف مواد مخدر همراه است، به کابوسی روانشناختی تبدیل میشود و رویاها و ترسهای درونی هر یک از شخصیتها به شکل هیولاهایی آشکار میگردد. این تجربهی هولناک الهامبخش مری شلی برای خلق رمان جاودانه «فرانکنشتاین» میشود و فیلم با وهمآلودگی و تصاویر سورئال خود، مرز میان واقعیت و خیال را در هم میآمیزد.
خلاصه داستان: فیلم «توفان» (Tempest) ساخته پل مازورسکی در سال ۱۹۸۲، اثری شاعرانه و عمیقاً انسانی است که با الهام از نمایشنامه مشهور شکسپیر خلق شده است. در این فیلم، جان کاساوتیس در نقش فیلیپ دیمیتریوس، یک معمار موفق نیویورکی، ظاهر میشود که در مواجهه با بحران میانسالی و فروپاشی زندگی شخصیاش، شغل و شهر خود را رها میکند. او به همراه دختر نوجوانش، میراندا (با بازی مولی رینگوالد)، راهی سفری اکتشافی به جزیرهای دورافتاده در یونان میشود. در این جزیره، آنها با کالیکو (با بازی جینا رولندز)، خوانندهای مرموز و جذاب، آشنا میشوند و سه نفری زندگی ساده و بدوی را در کنار هم تجربه میکنند. این سفر، که با حضور شخصیتی به نام آریل (با بازی سوزان ساراندون) رنگ و بوی جادویی و نمایشی به خود میگیرد، به فرصتی برای تامل، آشتی با گذشته و کشف دوباره معنای عشق، خانواده و هویت تبدیل میشود. فیلم با بهرهگیری از مناظر خیرهکننده یونان و اجرای تحسینبرانگیز بازیگرانش، داستانی مدرن و تمثیلی از رهایی، آرامش و تولد دوباره را روایت میکند.