خلاصه داستان: دو موجود فضایی جوان از خانواده های اسمد و اسمو که با هم در جنگ و نزاعند، به یکدیگر علاقه مند می شوند و با هم فرار می کنند. حالا خانواده ها باید اختلافات خود را کنار بگذارند و آن ها را برگردانند.
خلاصه داستان: زمانی که یک یاغی و تبهکار، پدر یک باندیکوت جوان به نام کوین و مواد غذایی کل شهر را به سرقت میبرد، کوین یک شیطان تاسمانی (پستانداری کیسهدار) را استخدام میکند تا در پیدا کردن دزد به او کمک کند. در این میان تاز ممکن است یک سرکش بداخلاق با شهرتی وحشتناک باشد اما در این مسیر با کوین همراه شده تا جنایت ...
خلاصه داستان: دو کودک خردسال و والدینشان به سه بیگانه فضایی که به شکل سگ های دوست داشتنی در آمده اند کمک می کنند تا هنگام تعمیر سفینه فضایی خود از چنگ یک شکارچی بشقاب پرنده فرار کنند.
خلاصه داستان: مارسی درونگرا آرام و مهربان ایده های درخشان زیادی برای کمک به دوستانش در دستیابی به اهداف و حل مشکلات دارد. اما وقتی دنیا توجهش را جلب میکند و کانون توجه او را جلب میکند، به اشتراک گذاشتن این ایدهها تبدیل به یک چالش میشود.
خلاصه داستان: دختر جوانی که مجبور شده از پناهگاه زیرزمینی خود فرار کند و به روی زمین بیاید، جهانی را کشف می کند که به تصوراتش هیچ شباهتی ندارد و گویا در آن هیچ انسان دیگری به جز او زندگی نمی کند.
خلاصه داستان: در یک تورنمنت اتومبیلرانی عجیب و غریب، یازده شرکت کننده در نواحی مختلف کشور آمریکا به رقابت با یکدیگر می پردازند. قوانین این تورنمنت سختگیرانه نیست و امکان استفاده از تاکتیک های مختلف را برای شرکت کنندگان فراهم می سازد و...
خلاصه داستان: گوریل مگوری، انیمیشنی سریالی در ژانر کمدی ماجراجویی و محصول سال 1964 کشور آمریکاست. داستان این انیمیشن جذاب درباره گوریلی است که وقت خود را در ویترین مغازه حیوانات خانگی ملوین پیبلز می گذراند، موز می خورد و به مغازه دار ضرر می زند!....
خلاصه داستان: پنج ماجراجوی جوان و شجاع در ماجراجویی های هیجان انگیز خود با معماهای بزرگ، خطراتی عجیب و رازهای شگفت آوری روبرو می شوند که دوستی آن ها را تقویت می کند
خلاصه داستان: معاون کلانتر نام کارتونی بود که در دهه ۱۹۶۰ میلادی ساخته شد. این کارتون در اواخر دهه پنجاه خورشیدی و در طول دهه شصت خورشیدی به کرّات از تلویزیون ایران پخش میشد. نقش اول کارتون، سگی بود که اصطلاحاً معاون کلانتر خوانده میشد، در این امر کسانی مثل ماسکی به او کمک میکردند.