خلاصه داستان: فیلم «ستارههای تاج من» (۱۹۵۰) به کارگردانی ژاک تورنر با بازی جوئل مککریا در نقش کشیش جان هاید، الن درو و دین استاکول، داستان زندگی در یک شهر کوچک جنوب آمریکا در اوایل قرن بیستم را روایت میکند؛ جایی که کشیش تازهوارد با چالشهایی چون شیوع بیماری مالاریا، تعصبات نژادی علیه همسایه سیاهپوست، درگیریهای خانوادگی و بحرانهای اخلاقی روبرو میشود و با ایمان، شجاعت و مهربانی خود، جامعه را متحد کرده و درسهایی جاودان از انسانیت و بخشش میدهد.
خلاصه داستان: فیلم اسکای های (۲۰۰۵) به کارگردانی مایک میچل با بازی کورت راسل، کلی پرستون و مایکل آنگارانو، داستان ویل استرانگ را دنبال میکند؛ نوجوانی که پسر دو ابرقهرمان افسانهای کامندر استرانگ و جتاستریم است اما هنوز قدرتهای فوقالعادهاش ظاهر نشده. ویل وارد مدرسهای معلق در آسمان به نام اسکای های میشود که مخصوص آموزش فرزندان ابرقهرمانان است و دانشآموزان بر اساس استعدادهایشان به قهرمانان اصلی یا دستیاران تقسیم میشوند. در حالی که ویل با فشارهای خانوادگی و قلدریهای همکلاسیها دست و پنجه نرم میکند، با کمک دوستانش رِیی و لِیلا، قدرتهای پنهان خود را کشف کرده و در برابر تهدیدی بزرگ که مدرسه را هدف قرار داده، میایستد و هویت واقعیاش را مییابد.
خلاصه داستان: فیلم اسکروج (۱۹۷۰) به کارگردانی رونالد نیم با بازی آلبرت فینی در نقش ابنزر اسکروج خسیس و بداخلاق، اقتباسی موزیکال از رمان کلاسیک «سرود کریسمس» چارلز دیکنز است. اسکروج که از کریسمس متنفر است، در شب کریسمس توسط روح شریک مرحومش جیکوب مارلی (آلک گینس) و سپس سه روح کریسمس گذشته، حال و آینده (با بازی بازیگران برجسته) به سفری خیالی برده میشود تا اشتباهات زندگیاش را ببیند، از فقر دوران کودکی تا تنهایی آینده و در نهایت با تحول درونی، به انسان مهربانی تبدیل میشود و کریسمس را جشن میگیرد.
خلاصه داستان: فیلم کوچک منهتن به کارگردانی مارک لوین در سال ۲۰۰۵، داستان گِیب (با بازی جاش هاچرسون)، پسربچهای ۱۰ ساله ساکن منهتن نیویورک را روایت میکند که با آشنایی با رزی (چارلی ری)، دختری همسن خود، اولین تجربه عاشقانه ناب و کودکانهاش را پشت سر میگذارد. این کمدی رمانتیک دلنشین با نگاهی نوستالژیک به ماجراجوییهای شهری، دوچرخهسواریها، رقابتهای دوستانه و چالشهای نوجوانی، همراه با بازیهای برادلی ویتفورد و سینتیا نیکسون، تصویری شیرین از بلوغ و عشق اول ارائه میدهد و مخاطبان را به یاد خاطرات کودکی میاندازد.
خلاصه داستان: فیلم «دو اسبی» (۱۹۳۹) به کارگردانی آ. ادوارد ساترلند با بازی استن لورل و اولیور هاردی، داستان دو دوست صمیمی به نامهای استن و اولی را روایت میکند که پس از نامزد شدن اولی با دختری زیبا، او تصمیم میگیرد به لژیون خارجی فرانسه بپیوندد تا عشق را فراموش کند و استن هم همراهش میرود؛ اما ماجراهای خندهدار و پرماجرایی از جمله فرار از زندان، پرواز با هواپیمای دزدیدهشده و درگیری با فرمانده لژیون در انتظارشان است که با طنز کلاسیک لورل و هاردی همراه شده و به یکی از کمدیهای ماندگار سینمای صامت-صدا تبدیل میشود.
خلاصه داستان: فیلم هدیه نهایی (The Ultimate Gift) محصول سال ۲۰۰۶ به کارگردانی مایکل او. سجبل، با بازی درو فولر در نقش جیسون استیونز جوانی ثروتمند و خودخواه، جیمز گارنر به عنوان پدربزرگ قدرتمند رد استیونز و آبیگیل برسلین در نقش امیلی رز دختری باهوش، داستان جیسون را روایت میکند که پس از مرگ پدربزرگش و محروم شدن از ارثیه، مجبور میشود ۱۲ وظیفه چالشبرانگیز را برای کشف معنای واقعی زندگی، عشق، کار سخت و بخشش انجام دهد و در نهایت به هدیه نهایی دست یابد.
خلاصه داستان: فیلم انیمیشن «وقتی مارنی آنجا بود» محصول ۲۰۱۴ به کارگردانی هیروماسا یونهبایاشی از استودیو جیبلی، داستان آنا، دختری ۱۲ ساله خجالتی و مبتلا به آسم را روایت میکند که توسط مادرخواندهاش به خانهای قدیمی در روستای ساحلی هیلساید در انگلستان فرستاده میشود تا از هوای پاک بهره ببرد. در آنجا، آنا با مارنی، دختری بلوند و مرموز که در عمارت متروکه کنار باتلاق زندگی میکند، آشنا شده و دوستی عمیق و خیالانگیزی میانشان شکل میگیرد که رازهای گذشته و هویت واقعی آنا را آشکار میسازد. با صداپیشگی برجسته سارا تاکاهاشی در نقش آنا و کاسومی آراکاوا در نقش مارنی، این اثر بر اساس رمان جوآن گ. رابینسون به بررسی تمهای تنهایی، هویت خانوادگی و قدرت تخیل میپردازد.
خلاصه داستان: در فیلم مهدکودک بابا (۲۰۰۳) به کارگردانی استیو کار، ادی مورفی در نقش چارلی هیدلستون، مهندس بیکاری که پس از اخراج از شرکت همراه با دوستش فیل (جف گارلین) و نیک (استیو زان)، مهدکودکی خانگی برای مراقبت از کودکان کوچک راهاندازی میکند. با روشهای خلاقانه، بازیگوشانه و غیرمتعارفشان، مهدکودکشان به سرعت محبوب خانوادهها میشود و با رقابت شدید مهدکودکهای حرفهای و مدیر سختگیر آن (آنجلیکا هیوستون) روبرو میگردد، در حالی که چارلی تلاش میکند تعادل بین مسئولیتهای پدری، روابط خانوادگی و موفقیت کسبوکار جدید را حفظ کند و درسهای ارزشمندی از دنیای کودکان بیاموزد.
خلاصه داستان: ماریا کتاب اسرار را از پدرش به ارث می برد. او به املاک مونکر عمویش نقل مکان می کند. یک نفرین خانوادگی بر دره انداخته شد. فقط ماریا می تواند با استفاده از کتابش آن را بشکند.