خلاصه داستان: یک روز زیبا در همسایگی داستان لید ووگل (با بازی تام هنکس) را روایت میکند که تهیهکننده و مجری برنامه تلویزیونی کودکان «محله آقای راجرز» است. این فیلم بر اساس داستان واقعی ساخته شده و در سال 2019 به کارگردانی ماریل هلر منتشر شد. در این اثر، تام هنکس نقش آقای راجرز را بازی میکند و متیو ریس نیز در نقش لید ووگل، روزنامهنگاری که مأموریت دارد مصاحبهای جنجالی با آقای راجرز انجام دهد، ظاهر میشود. فیلم به بررسی رابطه غیرمنتظره بین این دو مرد میپردازد و نشان میدهد که چگونه مهربانی و صداقت آقای راجرز میتواند بر زندگی کسی که از او بیاعتماد است، تأثیر بگذارد.
خلاصه داستان: فیلم «سه مرد و یک نوزاد» یک کمدی خانوادگی دلنشین است که داستان سه مجرد خوشگذران نیویورکی، پیتر (تام سلک)، مایکل (استیو گوتنبرگ) و جک (تد دانسون)، را روایت میکند که ناگهان با یک نوزاد ششماهه به نام مری روی دستشان میمانند؛ این نوزاد دختر یکی از روابط جک است و سه مرد بیتجربه برای مراقبت از او، زندگیشان را دگرگون میکنند و در میان ماجراهای خندهدار، به پدران واقعی تبدیل میشوند. منتقدان برای شیمی پرانرژی سه ستاره اصلی، لحظات طنزآمیز و عاطفی، و حس نوستالژیک خانوادگی تحسین کردهاند و آن را به عنوان یک کمدی کلاسیک و سرگرمکننده توصیف کردهاند که با بازیهای گرم و داستانسرایی شاد، حس شادی و گرمی روابط را به شیوهای نو و جذاب منتقل میکند.
خلاصه داستان: فیلم سینمایی «دیو و دلبر» به کارگردانی بیل کاندون و بازیگری اما واتسون، دن استیونز، لوک ایوانز و اما تامپسون در سال ۲۰۱۷ ساخته شده است. این فیلم داستان شاهزادهای جوان را روایت میکند که به دلیل خودخواهی و بیرحمی، توسط جادوگری به هیولایی ترسناک تبدیل میشود. او تنها زمانی میتواند به شکل اصلی خود بازگردد که بتواند عشق واقعی را بیابد و بیاموزد. بل، دختری باهوش و زیبا که در یک روستای کوچک زندگی میکند، به طور اتفاقی به قلعهی او راه مییابد و در آنجا اسیر میشود. با گذشت زمان، بل و دیو با وجود تفاوتهایشان، عاشق یکدیگر میشوند و این عشق میتواند طلسم را بشکند.
خلاصه داستان: ماجراجویی علمی-تخیلی کمدی محصول ۱۹۸۹ به کارگردانی جو جانستون و بازیگری ریک مورانیس، استیو مازار و ایمی اونیل درباره مخترعی به نام وین زنک که اشتباهاً چهار فرزند خود و همسایگانش را با دستگاهی کوچک میکند. بچههای کوچک شده در حیاط خانه با حشرات غولپیکر و خطرات طبیعی دست و پنجه نرم میکنند و تلاش میکنند تا به خانه برگردند و والدینشان را از اشتباهشان مطلع کنند.
خلاصه داستان: سال ۲۰۰۷، هو شیائوشیان، کارگردان نامدار تایوانی، فیلم «Flight of the Red Balloon» را با الهام از فیلم کلاسیک «بادکنک قرمز» (۱۹۵۶) ساخت. داستان در تایپه میگذرد و زندگی دو خواهر، سونگ و لیو را دنبال میکند که پس از جدایی پدرشان، با مشکلات مالی و عاطفی دست و پنجه نرم میکنند. مادرشان، سونگ، که در یک شرکت کشتیرانی کار میکند، برای مراقبت از دو فرزندش، دختری به نام سلین را به عنوان پرستار بچه استخدام میکند. در این میان، یک بادکنک قرمز رنگ به صورت مرموزی در آسمان تایپه ظاهر میشود و به نظر میرسد که مراقب و محافظ دختر جوان است. این بادکنک، زندگی پر آشوب این خانواده را از دریچهای جادویی و شاعرانه مشاهده میکند و داستانهای درهمتنیدهی آنها را روایت میکند.
خلاصه داستان: سال ۱۹۶۰، کارگردانی شده توسط ریچارد سارافیان، فیلم «سیندرفلا» داستان جوانی فقیر به نام فردی (با بازی جری لوئیس) را روایت میکند که با کمک یک پری مهربان (با بازی اوا ماری سنت) وارد دنیایی از ثروت و اشرافیت میشود تا دل دختری زیبا (با بازی آن مارگرت) را برباید، اما این بار وارونه؛ جایی که نقش خواهران ناتنی را دو مرد ثروتمند بازی میکنند.
خلاصه داستان: فیلم «چارلی و کارخانه شکلاتسازی» به کارگردانی تیم برتون و بازی جانی دپ در نقش ویلی وانکا، داستان پسری فقیر به نام چارلی باکت را روایت میکند که به همراه خانوادهاش در فقر زندگی میکند. وقتی ویلی وانکا، نابغهی عجیبوغریب شکلات، پنج بلیت طلایی را در شکلاتهایش پنهان میکند تا پنج برنده خوششانس از کارخانهی افسانهای او دیدن کنند، چارلی بهطور معجزهآسایی یکی از آنها را پیدا میکند. این فیلم ماجراهای این پنج کودک را در کارخانهی پر از شگفتی و خطر وانکا دنبال میکند و در نهایت مشخص میشود که هدف واقعی وانکا یافتن وارثی برای کارخانهاش است.
خلاصه داستان: داستانهای شبانه فیلمی محصول سال ۲۰۰۸ به کارگردانی آدام شنکمن و بازیگری آدام سندلر، کریس راک و کیت بکینسیل است. در این فیلم، مردی به نام اسکات که در هتلی کار میکند، هر شب برای خواهرزادهها و برادرزادههایش داستانهایی تخیلی تعریف میکند و پس از مدتی متوجه میشود که وقایع عجیب و غریب داستانهایش در دنیای واقعی رخ میدهند.