خلاصه داستان: فیلم «خیابان ترس: بخش دوم - ۱۹۷۸» یک فیلم ترسناک-اسلشر آمریکایی به کارگردانی لی جانیاک و نویسندگی مشترک جانیاک و زک اولکویچ، بر اساس مجموعه کتابهای آر.ال. استاین، است که دومین قسمت از سهگانه خیابان ترس محسوب میشود و در ۹ ژوئیه ۲۰۲۱ توسط نتفلیکس منتشر شد. داستان در تابستان ۱۹۷۸ در کمپ نایتوینگ، در شهر نفرینشده شیدیساید رخ میدهد، جایی که دانشآموزان شیدیساید و سانیویل درگیر رقابتهای اردویی هستند. زیگی برمن (سدی سینک)، دختری سرکش، و خواهرش سیندی (امیلی راد)، که فردی مطیع قوانین است، در این کمپ حضور دارند. وقتی تامی اسلیتر (مککیب اسلای)، دوستپسر سیندی، توسط نفرین سارا فیر تسخیر شده و به قاتلی تبر به دست تبدیل میشود، اردو به صحنهای خونین تبدیل میشود. زیگی، سیندی، و دوستانشان آلیس (رایان سیمپکینز) و آرنی، با کشف غاری که اسامی قاتلان نفرینشده روی دیوارش حک شده، تلاش میکنند تا نفرین را متوقف کنند. داستان با صحنههایی مانند قتلهای وحشیانه تامی (مانند تبر زدن به سر آرنی)، آزار زیگی توسط کمپرهای سانیویل، و تلاش سیندی و آلیس در تونلهای نفرینشده، به موضوعات فداکاری، تفاوتهای طبقاتی و بقا میپردازد. فیلم با فلاشفوروارد به سال ۱۹۹۴ و دیدار دینا (کیانا مادیرا) و جاش (بنجامین فلورس جونیور) با سی. برمن (جیلین جیکوبز) به پایان میرسد که داستان را به بخش سوم متصل میکند. با این حال، به دلیل ریتم کند در نیمه اول، استفاده بیشازحد از آهنگهایی مانند «Cherry Bomb»، و فقدان کشتارهای خلاقانه در مقایسه با «جمعه سیزدهم»، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۷/۱۰ در IMDb و ۸۸٪ در Rotten Tomatoes). بازی سینک و راد، موسیقی مارکو بلترامی، و ارجاعات به فیلمهای اسلشر دهه ۸۰ تحسین شدند، اما داستان قابلپیشبینی و شخصیتپردازی ضعیف نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «آمستردام» یک کمدی-معمایی-تاریخی به کارگردانی و نویسندگی دیوید ا. راسل است که توسط 20th Century Studios تولید و در ۷ اکتبر ۲۰۲۲ اکران شد. داستان در دهه ۱۹۳۰ رخ میدهد و حول سه دوست - دکتر برت برندسن (کریستین بیل)، پرستار والری وز (مارگو رابی)، و وکیل هارولد وودمن (جان دیوید واشنگتن) - میچرخد که پس از آشنایی در جنگ جهانی اول در بیمارستانی در بلژیک و زندگی کوتاه در آمستردام، دوباره در نیویورک متحد میشوند. آنها شاهد قتل ژنرال بیل میکینز (اد بگینلی) هستند و به اشتباه متهم به قتل میشوند. برای اثبات بیگناهی، آنها به دنبال کشف حقیقت پشت قتل و ارتباط آن با «کمیته پنج» میروند که به توطئه واقعی «Business Plot» در ۱۹۳۳ برای سرنگونی دولت فرانکلین روزولت اشاره دارد. داستان با صحنههایی مانند فلاشبک به آمستردام ۱۹۱۸، تحقیقات کارآگاه لم گتویلر (ماتیاس شونارتس)، حضور ماموران عجیب پرندهدوست (مایکل شنون و مایک مایرز)، و سخنرانی ژنرال دیلنبک (رابرت دنیرو)، به موضوعات دوستی، عشق و مبارزه با فاشیسم میپردازد. با این حال، به دلیل لحن ناپیوسته، فیلمنامه شلوغ، ویرایش ضعیف (مانند مکثهای طولانی بین دیالوگها)، و فقدان شیمی بین رابی و واشنگتن، نقدهای عمدتاً منفی دریافت کرد (امتیاز ۶.۱/۱۰ در IMDb و ۳۱٪ در Rotten Tomatoes). بازی بیل، طراحی لباس (J.R. Hawbaker و آلبرت ولوسکی)، و فیلمبرداری امانوئل لوبزکی تحسین شدند، اما داستان پیچیده، مدتزمان طولانی (۱۳۴ دقیقه)، و کارگردانی راسل نقد شدند. فیلم با بودجه ۸۰ میلیون دلاری، تنها ۳۱.۲ میلیون دلار فروش داشت و ضرر ۱۰۸.۴ میلیون دلاری به استودیو تحمیل کرد
خلاصه داستان: فیلم «سیرانو» یک درام رمانتیک-موزیکال به کارگردانی جو رایت و نویسندگی اریکا اشمیت، بر اساس نمایشنامه موزیکال اشمیت (2018) و اقتباسی از «سیرانو دو برژراک» اثر ادموند روستان (1897) است که در 25 فوریه 2022 توسط United Artists Releasing در آمریکا اکران شد. داستان در فرانسه قرن هفدهم رخ میدهد و درباره سیرانو دو برژراک (پیتر دینکلج)، شاعر و شمشیرزن ماهری است که به دلیل ظاهر غیرمعمولش (در این نسخه کوتاهی قد به جای بینی بزرگ) از ابراز عشقش به روکسان (هیلی بنت)، دوست دوران کودکیاش، میترسد. روکسان عاشق کریستین (کلوین هریسون جونیور)، سربازی خوشچهره اما کمسواد، میشود. سیرانو، برای کمک به کریستین، نامههای عاشقانهای به نام او برای روکسان مینویسد و در سایه عشق او را هدایت میکند. در این میان، دوک دو گیچ (بن مندلسون)، مردی ثروتمند و فاسد، نیز به دنبال ازدواج با روکسان است. داستان با صحنههایی مانند دوئل شمشیربازی سیرانو در تئاتر، آوازهای عاشقانه در بالکن روکسان، و پایان تراژیک در میدان جنگ، به موضوعات عشق فداکارانه، عزت نفس و فریب میپردازد. موسیقی توسط برایس و آرون دسنر (از گروه The National) ساخته شده و آهنگها توسط بازیگران اجرا شدهاند. با این حال، به دلیل ریتم کند، لحن ناپیوسته (ترکیب موزیکال و درام)، و کمبود شیمی بین بنت و هریسون، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز 6.4/10 در IMDb و 85% در Rotten Tomatoes). بازی دینکلج، طراحی صحنه و لباس (نامزد اسکار بهترین طراحی لباس)، و فیلمبرداری سیاموس مکگاروی تحسین شدند، اما فیلمنامه ضعیف و آهنگهای فراموششدنی نقد شدند. فیلم در جشنواره تلوراید 2021 نمایش داده شد و با بودجه 30 میلیون دلاری، تنها 6.4 میلیون دلار فروش داشت.
خلاصه داستان: فیلم «اسپنسر» یک درام بیوگرافی روانشناختی به کارگردانی پابلو لارین و نویسندگی استیون نایت است که در ۵ نوامبر ۲۰۲۱ توسط Neon و Topic Studios منتشر شد. این فیلم که بهعنوان «افسانهای» درباره زندگی پرنسس دایانا توصیف شده، بر سه روز خیالی در دسامبر ۱۹۹۱ تمرکز دارد، زمانی که دایانا (کریستن استوارت) در عمارت ساندریگنهام برای تعطیلات کریسمس به خانواده سلطنتی میپیوندد. دایانا، که در آستانه جدایی از پرنس چارلز (جک فارترینگ) است، با فشارهای سلطنتی، از جمله نظارت ملکه (استلا گونت)، شاهزاده فیلیپ (ریچارد سامل)، و نگهبان سختگیر، سرگرد گریگوری (تیموتی اسپال)، دستوپنجه نرم میکند. او با توهمات و کابوسهایی از آن بولین (امی منسون) مواجه میشود و به یاد گذشتهاش در خانه کودکیاش، پارک هاوس، میافتد که در نزدیکی متروکه شده. دایانا با حمایت خدمتکارش مگی (سالی هاوکینز) و سرآشپز دارن (شان هریس)، برای حفظ سلامت روان خود و ارتباط با پسرانش، ویلیام (جک نیلن) و هری (فردی اسپری)، تلاش میکند. داستان با صحنههایی مانند گم شدن دایانا در مه، پاره کردن مرواریدهای سلطنتی، و فرار نهایی با فرزندانش برای خوردن KFC در لندن، به موضوعات انزوا، هویت و رهایی میپردازد. با این حال، به دلیل لحن بیشازحد غمانگیز، آزادیهای تاریخی (مانند حضور خیالی آن بولین)، و تصویر یکجانبه از خانواده سلطنتی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۶/۱۰ در IMDb و ۸۳٪ در Rotten Tomatoes). بازی استوارت (نامزد اسکار بهترین بازیگر زن)، موسیقی جانی گرینوود، و فیلمبرداری کلر ماتون تحسین شدند، اما فیلمنامه ناپیوسته و تمثیلهای بیشازحد آشکار نقد شدند. فیلم در جشنواره ونیز ۲۰۲۱ نمایش داده شد و با فروش ۲۵ میلیون دلاری در برابر بودجه ۱۸ میلیون دلاری، موفقیت متوسطی کسب کرد.
خلاصه داستان: فیلم «پادشاه گمشده» یک درام بیوگرافی بریتانیایی به کارگردانی استیون فریرز و نویسندگی استیو کوگان و جف پوپ است که بر اساس کتاب «قبر پادشاه: جستوجو برای ریچارد سوم» نوشته فیلیپا لنگلی و مایکل جونز ساخته شده و در ۷ اکتبر ۲۰۲۲ در بریتانیا و ۲۴ مارس ۲۰۲۳ در آمریکا اکران شد. داستان درباره فیلیپا لنگلی (سالی هاوکینز)، تاریخدان آماتور، است که در سال ۲۰۱۲، پس از مطالعه درباره ریچارد سوم، پادشاهی که به دلیل نمایش شکسپیر بهعنوان یک شرور بدقیافه شهرت دارد، تصمیم میگیرد بقایای گمشده او را پس از بیش از ۵۰۰ سال پیدا کند. فیلیپا، که از بیماری ME رنج میبرد و در محل کار و زندگی شخصیاش (با همسر سابقش جان، با بازی استیو کوگان) با چالشهایی مواجه است، با الهام از جامعه ریچارد سوم و نشانههایی مانند حرف «R» در پارکینگ لستر، به این باور میرسد که بقایای پادشاه در زیر پارکینگ شورای شهر لستر دفن شدهاند. او با مقاومت دانشگاه لستر، بهویژه ریچارد تیلور (لی اینگلبی)، و باستانشناس ریچارد باکلی (مارک ادی) مواجه میشود که در ابتدا او را جدی نمیگیرند. داستان با صحنههایی مانند گفتوگوهای فیلیپا با شبح ریچارد سوم (هری لوید)، کاوش در پارکینگ، و کشف اسکلت با اسکولیوز (تأیید هویت ریچارد)، به موضوعات پشتکار، مبارزه با تعصبات و بازنویسی تاریخ میپردازد. با این حال، به دلیل لحن نامتعادل (ترکیب کمدی و درام)، فیلمنامه ناپیوسته، و استفاده از شبح ریچارد که گاهی غیرضروری به نظر میرسد، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۷/۱۰ در IMDb و ۷۷٪ در Rotten Tomatoes). بازی هاوکینز، فضای نوستالژیک، و پیام توانمندسازی تحسین شدند، اما داستان قابلپیشبینی، تصویر منفی از دانشگاه لستر (که ادعا کرد لنگلی کنار گذاشته نشده بود)، و کارگردانی متوسط نقد شدند. فیلم در جشنواره تورنتو ۲۰۲۲ نمایش داده شد و نامزد BIFA برای بازی هاوکینز شد، اما فروش گیشه محدودی (۱.۵ میلیون دلار) داشت.
خلاصه داستان: فیلم «کوچه کابوس» یک نئو-نوآر روانشناختی به کارگردانی گیرمو دل تورو و نویسندگی مشترک دل تورو و کیم مورگان است که اقتباسی از رمان ویلیام لیندزی گرشام (۱۹۴۶) بوده و در ۱۷ دسامبر ۲۰۲۱ توسط Searchlight Pictures منتشر شد. داستان در دهه ۱۹۳۰ آمریکا رخ میدهد و درباره استن کارلایل (بردلی کوپر)، مردی مرموز و کاریزماتیک است که پس از سوزاندن خانهای (احتمالاً با جسد پدرش)، به یک کارناوال دورهگرد میپیوندد. او نزد کلمنس (ویلم دافو) و مادام زینا (تونی کولت)، پیشگو، مهارتهای فریب و ذهنخوانی را میآموزد. استن با مولی (رونی مارا)، معشوقهاش، کارناوال را ترک کرده و بهعنوان فریبکار حرفهای در شهرهای بزرگ، با تقلید از پیشگویی، ثروتمندان را فریب میدهد. او با دکتر لیلیث ریتر (کیت بلانشت)، روانشناس زیرک و فریبنده، همکاری میکند تا از ازرا گریندل (ریچارد جنکینز)، تاجر ثروتمند، کلاهبرداری کند. داستان با صحنههایی مانند نمایش «هیولا» در کارناوال، جلسات روانشناسی با لیلیث، و پایانبندی تراژیک که استن بهعنوان «هیولای الکلی» به کارناوال بازمیگردد، به موضوعات طمع، فریب و سرنوشت میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، مدتزمان طولانی (۱۵۰ دقیقه)، و فقدان گرمای عاطفی در مقایسه با اقتباس ۱۹۴۷، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۷.۱/۱۰ در IMDb و ۸۰٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای کوپر، بلانشت و مارا، طراحی تولید تامارا دوور، و فیلمبرداری دن لاستسن تحسین شدند، اما داستان قابلپیشبینی و شخصیتهای فرعی ضعیف نقد شدند. فیلم نامزد چهار جایزه اسکار (بهترین فیلم، طراحی تولید، فیلمبرداری و طراحی لباس) شد، اما برنده نشد.
خلاصه داستان: فیلم «آپولو ۱۰ و نیم: کودکی در عصر فضا» یک کمدی-درام انیمیشن آمریکایی به کارگردانی، نویسندگی و تهیهکنندگی ریچارد لینکلیتر است که در ۱ آوریل ۲۰۲۲ در نتفلیکس منتشر شد. داستان که بهصورت نیمهخودزندگینامهای و با الهام از کودکی لینکلیتر در هیوستون تگزاس در سال ۱۹۶۹ ساخته شده، حول استنلی (با صدای جک بلک بهعنوان بزرگسال و میلوی کوی بهعنوان کودک) میچرخد، دانشآموز کلاس چهارمی که در حومه هیوستون نزدیک ناسا زندگی میکند. فیلم دو دیدگاه را در هم میآمیزد: هیجان فرود آپولو ۱۱ بر ماه و فانتزی کودکانه استن که در آن مأموران ناسا، بوستیک (گلن پاول) و کرانز (زکری لوی)، او را برای مأموریتی مخفیانه به نام آپولو ۱۰ و نیم انتخاب میکنند، زیرا ماژول قمری بهطور اتفاقی برای بزرگسالان کوچک ساخته شده است. داستان با صحنههایی مانند بازیهای کودکانه در محله (مانند پرتاب موشک کاغذی)، تماشای برنامههای تلویزیونی دهه ۶۰ (مانند Dark Shadows)، و لحظات خانوادگی با پنج خواهر و برادر و والدین (لی ادی و بیل وایز)، به موضوعات نوستالژی، تخیل کودکی و اهمیت تاریخی عصر فضا میپردازد. انیمیشن روتوسکوپی، مشابه آثار قبلی لینکلیتر مانند Waking Life و A Scanner Darkly، با ترکیبی از تصاویر واقعی دهه ۶۰ و CGI، فضایی زنده و رویایی خلق میکند. با این حال، به دلیل فقدان روایت خطی، تمرکز بیشازحد بر جزئیات نوستالژیک (مانند نام بردن از بستنیهای باسکین-رابینز یا بازیهای تختهای)، و داستان فانتزی کماهمیت، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۷.۲/۱۰ در IMDb و ۹۱٪ در Rotten Tomatoes). بازی بلک، تصاویر بصری و موسیقی متن تحسین شدند، اما ریتم کند و فقدان عمق داستانی نقد شدند. فیلم در SXSW 2022 نمایش داده شد و در لیست ۱۰ فیلم برتر سال Cahiers du Cinéma قرار گرفت، اما به دلیل استفاده گسترده از فیلمهای واقعی، از رقابت اسکار انیمیشن ۲۰۲۳ کنار گذاشته شد، هرچند این تصمیم پس از اعتراض لینکلیتر و نتفلیکس لغو شد.
خلاصه داستان: فیلم «نام من انتقام است» (عنوان اصلی: Il mio nome è vendetta) یک تریلر اکشن-جنایی ایتالیایی به کارگردانی کوزیمو گومز و نویسندگی مشترک او با ساندرو دازیری و آندرهآ نوبله است که در ۳۰ نوامبر ۲۰۲۲ در نتفلیکس منتشر شد. داستان در منطقه آلتو آدیجه، شمال ایتالیا، درباره سانتو رومئو (الساندرو گاسمن)، که با هویت جعلی بهعنوان دومنیکو فرانزه، عضو سابق مافیای ندرنگتا، زندگی میکند، آغاز میشود. او با همسرش اینگرید (سینجا دیکس) و دختر ۱۷ سالهاش سوفیا (جینورا فرانچسکونی)، که در هاکی روی یخ مهارت دارد و درس رانندگی آفرود میگیرد، زندگی آرامی دارد. وقتی سوفیا، برخلاف خواسته پدرش، عکسی از او در اینستاگرام منتشر میکند، فناوری تشخیص چهره مافیای رقیب، خانواده لو بیانکو، را به آنها میرساند. دو قاتل به خانهشان حمله میکنند و اینگرید و برادرش را با آچار چرخ به قتل میرسانند. سانتو و سوفیا به میلان فرار میکنند، جایی که سانتو گذشتهاش را فاش میکند: او ۲۰ سال پیش پسر بزرگتر آنجلو لو بیانکو (رمو جیرونه)، رئیس مافیا، را کشته و برای شروع زندگی جدید فرار کرده بود. سانتو به سوفیا مهارتهای رزمی و استفاده از چاقو را آموزش میدهد تا برای انتقام آماده شود. داستان با صحنههایی مانند ردیابی هکیم (دوست سوفیا) توسط مافیا، آدمربایی میشل لو بیانکو (السیو پراتیک)، و رویارویی نهایی با آنجلو، به موضوعات انتقام، رابطه پدر و دختری، و تأثیر فناوری (تشخیص چهره) میپردازد. پایانبندی فیلم با پیچش غافلگیرکنندهای همراه است که دیدگاه سوفیا را به بلوغ میرساند. با این حال، به دلیل شباهت به فیلمهایی مانند «لئون» و «جان ویک»، فیلمنامه کلیشهای، دیالوگهای ضعیف، و فقدان عمق شخصیتپردازی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۶/۱۰ در IMDb و ۶۰٪ در Rotten Tomatoes). بازی گاسمن و فرانچسکونی، صحنههای اکشن (بهویژه آموزش چاقو)، و لوکیشنهای زیبای آلتو آدیجه و میلان تحسین شدند، اما داستان قابلپیشبینی و کمبود نوآوری نقد شدند. فیلم ۹۲ دقیقه است، با بودجه متوسط ساخته شد و در سال ۲۰۲۳ اعلام شد که دنبالهای در دست تولید است.
خلاصه داستان: فیلم «بزرگترین مأموریت آبجو» یک درام-کمدی-بیوگرافی آمریکایی به کارگردانی پیتر فارلی و نویسندگی برایان کوری و پیت جونز، بر اساس کتابی به همین نام نوشته جان «چیک» دونوهیو و جوآنا مولوی، است که در ۲۳ سپتامبر ۲۰۲۲ در جشنواره تورنتو اکران شد و در ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۲ در Apple TV+ منتشر شد. داستان در سال ۱۹۶۷ در نیویورک رخ میدهد و درباره چیک دونوهیو (زک افران)، ملوان سابق نیروی دریایی و گمگشتهای است که در محله اینوود با دوستانش در بار «داک» وقت میگذراند. در حالی که جنگ ویتنام در جریان است و دوستان دوران کودکیاش مانند تامی کالینز (آرچی رنو)، ریک داگن (جیک پیکینگ)، و بابی پاپاس (کایل آلن) در جنگ هستند، چیک در واکنش به اعتراضات ضدجنگ و تحت تأثیر یک شرطبندی در بار، تصمیم میگیرد برای بالا بردن روحیه سربازان، بهطور شخصی یک کولهپشتی پر از قوطیهای آبجو پابست بلو ریبون را به ویتنام ببرد. او با سوار شدن به یک کشتی باری به سایگون میرسد و در بحبوحه جنگ، با خطراتی مانند بمباران تت، تیراندازی در جنگل، و ملاقات با یک مأمور سیا (بیل مری) مواجه میشود. چیک با کمک آرتور کوتس (راسل کرو)، یک عکاس خبری جنگی، و یک افسر ویتنامی، لوان (ویل راپ)، به خط مقدم میرسد تا آبجوها را تحویل دهد. داستان با صحنههایی مانند فرار چیک از هلیکوپتر در حال سقوط، تحویل آبجو به دوستانش در پایگاههای نظامی، و مواجهه با واقعیتهای وحشیانه جنگ، به موضوعات دوستی، وفاداری و بلوغ در مواجهه با جنگ میپردازد. با این حال، به دلیل لحن ناهماهنگ بین کمدی و درام، بازی غیرقابلباور افران، و سادهسازی جنگ ویتنام، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۸/۱۰ در IMDb و ۴۳٪ در Rotten Tomatoes). بازی کرو و مری، موسیقی متن با آهنگهای دهه ۶۰ مانند «Cherish» از The Association، و بازسازی دقیق دوره تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده و فقدان عمق سیاسی نقد شدند. فیلم ۱۲۶ دقیقه است و با بودجه متوسط ساخته شد.