خلاصه داستان: فیلم «عروس طعمه» (۲۰۱۱) به کارگردانی شری فولکسون با بازی دیوید تنانت در نقش رونی، آلیس ایو به عنوان لورا و کلی مکدونالد در نقش کشیش، یک کمدی رمانتیک بریتانیایی است که داستان ستاره هالیوودی معروفی به نام لورا را روایت میکند که برای فرار از تعقیب پاپاراتزیها به جزیرهای دورافتاده در اسکاتلند پناه میبرد تا مخفیانه با نامزدش ازدواج کند، اما به دلیل یک سوءتفاهم خندهدار، رونی، جوان محلی فقیر و بیکار، به عنوان عروس طعمه انتخاب میشود و ناخواسته وارد ماجراهای عاشقانه و آشفتهای میشود که زندگی همه را زیر و رو میکند.
خلاصه داستان: فیلم «آتش درون» (۱۹۶۳) به کارگردانی لوئی مال، با بازی موریس رونِت در نقش آلن لوران، مردی میانسال الکلی و افسرده است که پس از ترک کلینیک اعتیاد به الکل، با دوستان، همسر سابق و آشنایان قدیمیاش دیدار میکند تا جرقهای از شور زندگی بیابد، اما ناامیدی عمیق او را به سوی تصمیم نهایی خودکشی سوق میدهد و فیلمی عمیقاً روانشناختی درباره پوچی وجودی است.
خلاصه داستان: فیلم مهمانخانه (۲۰۱۱) به کارگردانی تی وست با بازی سارا پاکستون و پت هیلی، داستان دو کارمند جوان مهمانخانه قدیمی یاتسویل را روایت میکند که در آخرین روزهای فعالیت این هتل تسخیرشده، به دنبال اثبات وجود ارواح و جنها میگردند؛ در حالی که مهمانان عجیبی مانند یک بازیگر بازنشسته و مادری با فرزندش وارد میشوند و اتفاقات ماوراءطبیعی ترسناکی رخ میدهد.
خلاصه داستان: فیلم خدمتکار (۱۹۶۳) به کارگردانی جوزف لوزی با بازی درخشان دیرک بوگارد در نقش هیوگو برت، خدمتکار زیرک و مرموز، و جیمز فاکس در نقش تونی، جوان ثروتمند و آسیبپذیر، داستانی روانشناختی و نفسگیر از نفوذ تدریجی و دستکاریهای روانی یک خدمتکار بر زندگی اربابش را روایت میکند؛ تونی پس از جدایی از نامزدش، برت را استخدام میکند اما برت با هوشیاری و روابط پنهان خود، کنترل کامل خانه، روابط و حتی هویت تونی را تصاحب کرده و او را به ورطه سقوط میکشاند.
خلاصه داستان: فیلم «ده سال» (۲۰۱۱) به کارگردانی جیک شرویر با بازی چانینگ تیتوم، روزی هانتینگتون-وایتلی، مکس مینگلا، جننا دیوان و جاستین لانگ، داستان گروهی از دوستان قدیمی دبیرستانی را روایت میکند که پس از گذشت ده سال، در مراسم تجدید خاطرات مدرسه دوباره گرد هم میآیند و با تغییرات زندگی، روابط پیچیده، موفقیتها، شکستها و حسرتهای گذشتهشان روبرو میشوند و لحظاتی خندهدار، احساسی و تأملبرانگیز را تجربه میکنند.
خلاصه داستان: فیلم رنج و سرور (۱۹۶۵) به کارگردانی کارول رید، با بازی چارلتون هستون در نقش میکلآنژ بوناروتی و رکس هریسون در نقش پاپ جولیوس دوم، داستان واقعی نبرد خلاقانه و رنجهای عمیق نقاش بزرگ رنسانس ایتالیایی را روایت میکند که توسط پاپ مغرور و جاهطلب واتیکان مجبور به نقاشی سقف باشکوه کلیسای سیستین در رم میشود. این درام حماسی، تعارضات درونی میکلآنژ میان هنر، ایمان و فشارهای سیاسی را با تصاویر خیرهکننده و دیالوگهای پرشور به تصویر میکشد و لحظهای سرنوشتساز در تاریخ هنر را بازسازی میکند.
خلاصه داستان: فیلم «یوفو» (۲۰۲۱) به کارگردانی رایان اسلینگر با بازی گیل پرز-آبراهام، الکساندرا ماریا لارا و بنجامین دا کامبرلند، داستان دانشجوی جاهطلب دانشگاهی به نام دری را دنبال میکند که در جریان تحقیق بر روی یک پروژه نجومی، با ویدیوها و شواهد محکمی از وجود یوفوها و موجودات فرازمینی روبرو میشود؛ او با چالشهای شخصی و دولتی برای اثبات واقعیت این پدیدهها دست و پنجه نرم میکند و سفری هیجانانگیز برای افشای حقیقت آغاز مینماید.
خلاصه داستان: فیلم جعلکار (۲۰۱۴) به کارگردانی فیلیپ نولاسکو، با بازی جان تراولتا در نقش ریلی، یک جاعل حرفهای نقاشیهای هنری، داستان مردی را روایت میکند که پس از سالها زندان به دلیل جرایم جعل، برای نجات پسر نوجوانش تای (تای شریدان) که به سرطان لوسمی مبتلا است، از مقامات قضایی قول میگیرد یک شاهکار رامبراند را در موزه متروپولیتن جعل کند؛ او با کمک دوست قدیمیاش (کریستوفر پلامر) و تحت نظارت افبیآی، وارد چالشهای پیچیدهای میشود تا هم جعل بینقص را انجام دهد و هم زندگی پسرش را نجات دهد، در حالی که گذشته تاریک خود و تهدیدهای امنیتی او را به مرز فروپاشی میرساند.
خلاصه داستان: فیلم غریبه (۲۰۲۲) به کارگردانی جاستین کورزل با بازی جوئل ادگرتون در نقش مأمور پلیس هنری تیگ و شان هریس در نقش جان اندرسون، داستان واقعیترین دستگیری تاریخ استرالیا را روایت میکند؛ جایی که هنری، مأمور مخفی پلیس فدرال، با مسافر مرموزی در جادهای خلوت آشنا میشود و با گفتگوهای زیرکانه و پرتنش، سعی میکند او را به اعتراف قتل وحشیانه یک پسربچه وادار کند، در حالی که تعقیب و گریز روانی میانشان شدت میگیرد و رازهای تاریک گذشته فاش میشود.
خلاصه داستان: فیلم محاکمه (۱۹۶۲) به کارگردانی اورسون ولز و با بازی آنتونی پرکینز در نقش ژوزف کی، ژان مورو، رمی شنایدر و خود ولز، اقتباسی سینمایی از رمان مشهور فرانتس کافکا است که داستان کارمندی معمولی به نام ژوزف کی را روایت میکند؛ او یک صبح بدون هیچ توضیحی توسط مأموران مرموز دستگیر میشود و درگیر labyrinth پیچیده و شبحوار بوروکراسی قضایی میگردد که اتهام نامشخصی علیهاش مطرح کرده و با وجود تلاشهای بیوقفه برای دفاع، زندگیاش را به سوی نابودی کامل میبرد، در حالی که هرگز جرم واقعی را نمیشناسد.