خلاصه داستان: سرهنگ دوم بازنشسته شوروی استانیسلاو پتروف، که جهان را از جنگ جهانی سوم نجات داد، در مورد زندگی خود به عنوان بازنشسته صحبت می کند و نظرات خود را در مورد جنگ سرد با بازیگر کوین کاستنر در این آمیزه غم انگیز از مستند و پای بازسازی شده در میان می گذارد...
خلاصه داستان: داستان پنج پسر نوجوان که شیفته هنر هستند اما به جنایت و تخلف کشیده می شوند. پس از ارتکاب یک جنایت وحشیانه با کمک ترور، خدای هرج و مرج، آنها مجازات می شوند تا سوار قایق شوند و کاپیتانی که جهنمی برای رام کردن آنها آماده است.
خلاصه داستان: جک کانینگهام یک پدیده بسکتبال دبیرستانی بود که از بازی دور شد و آینده خود را از دست داد. سالها بعد، وقتی او با اکراه شغل مربیگری را در دانشگاه خود میپذیرد، ممکن است آخرین ضربه را برای رستگاری به دست آورد.
خلاصه داستان: روابط بین اسکورت های انحصاری و مشتریانشان را بررسی می کند، که برای آنها چیزی فراتر از رابطه جنسی فراهم می کنند. آنها که به عنوان GFE شناخته می شوند، زنانی هستند که روابط عاطفی و جنسی را با قیمت بسیار بالایی فراهم می کنند.
خلاصه داستان: فیلم «مردی که میخندد» (۱۹۲۸) به کارگردانی پل لنی، اقتباسی دراماتیک از رمان ویکتور هوگو است که با بازی درخشان کونراد وایدت در نقش گوئینپلین، مردی با چهرهای دائماً خندان به دلیل بریدگی عمدی صورتش در کودکی توسط قاچاقچیان، روایت میشود. گوئینپلین همراه دکتر اورسوس (چزاره گراوینا) و دیا نابینای زیبا (مری فیلبین) زندگی سیارانهای دارد و با نمایشهای خیابانی امرار معاش میکند، اما کشف هویت اشرافی پنهانش توسط براندون هرست در نقش بارکیلفدرو، او را به دربار ملکه آنا میکشاند و با انتخاب میان قدرت فاسد و عشق خالصانه دیا روبرو میسازد، در حالی که فداکاری نهاییاش نمادی از تراژدی انسانی است.
خلاصه داستان: فیلم وحشی ساخته لاسلو بندک در سال ۱۹۵۳ با بازی مارلون براندو در نقش جانی استرابر، رهبر گروه موتورسواران سرکش، و مری مورفی، داستان هجوم این گروه به شهری آرام را روایت میکند که منجر به هرجومرج، درگیری با پلیس و اهالی میشود؛ جانی در میان آشوب با دختری محلی رابطهای عاطفی برقرار میکند و نمادی از شورش جوانان دهه ۵۰ آمریکا میگردد.