خلاصه داستان: هنری دوم پادشاه انگلستان با علاقهاش به دوست نزدیک و معتمدش توماس بکت، که افتخار واقعی خود را با رعایت اراده الهی به جای پادشاه مییابد، کنار میآید.
خلاصه داستان: فیلم بانی لیک گم شده (۱۹۶۵) به کارگردانی اوتو پرمینجر با بازی کارول لینلی در نقش آن لیک، کییر دولا به عنوان استیون لیک و لارنس اولیویه در نقش بازرس نیوهاوس، داستان مادری تنها را روایت میکند که دختر چهارسالهاش به نام بانی را در مهدکودک لندنی گم میکند. تحقیقات پلیس با موانع عجیبی روبرو میشود، از جمله نبود مدارک تولد بانی و شواهدی که وجود او را زیر سؤال میبرد، و رازهای خانوادگی تاریک و توهمات روانی逐步 آشکار میگردد و به یک تریلر روانشناختی نفسگیر تبدیل میشود.
خلاصه داستان: فیلم خون و توری سیاه (۱۹۶۴) به کارگردانی ماریو باوا با بازی کامرون میچل، اوا بارتوک و کلودیا مورنو، یک تریلر گوتیک کلاسیک ایتالیایی است که داستان قتلهای سریالی وحشیانه در بوتیک مد لوکس «والنتینو» در رم را روایت میکند؛ جایی که مدلهای جوان یکی پس از دیگری با روشهای فجیع کشته میشوند و ماسکی مرموز با شنل سیاه پشت جنایات است، در حالی که شرکای بوتیک با رازهای تاریک گذشتهشان درگیر تحقیقات پلیس میشوند و جوهر ژانر giallo را با تصاویر خیرهکننده و تعلیق نفسگیر رقم میزند.
خلاصه داستان: فیلم نبرد سال (۲۰۱۳) به کارگردانی بنسون لی با بازی کریس براون در نقش شانتر، جاش هالووی و لاز آلونسو، داستان مربی بسکتبال بیکاری به نام شانتر را روایت میکند که توسط دوست قدیمیاش استخدام میشود تا تیمی از بریکدنسرهای آمریکایی را برای شرکت در مسابقه جهانی بریکدنس در پاریس آموزش دهد؛ تیمی که ابتدا فاقد هماهنگی و تجربه است، با تمرینات سخت، چالشهای درونی و رقابتهای نفسگیر، به دنبال کسب عنوان قهرمانی جهان است و در این مسیر، دوستیها شکل میگیرد و استعدادها شکوفا میشود.
خلاصه داستان: فیلم «این باید همانجا باشد» ساخته پائولو سورنتینو در سال ۲۰۱۱، داستان چلسی اولدو (شان پن)، ستاره راک بازنشسته آمریکایی را روایت میکند که سالها در دوبلین ایرلند زندگی آرامهای دارد. پس از مرگ پدرش، چلسی به نیویورک بازمیگردد تا مردی را که پدرش را در دوران هولوکاست آزار داده بود، پیدا کند و انتقام بگیرد. این سفر جادهای عجیب و غریب، پر از ملاقاتهای تصادفی با شخصیتهای رنگارنگ مانند همسرش جین (فرانسس مکدورمند) و یک پسربچه تنها (هری دینز)، چلسی را به سفری درونی برای کشف هویت گمشدهاش میبرد و ترکیبی از کمدی تلخ، درام و لحظات سوررئال را به نمایش میگذارد.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۱۲، فیلم «بل امی» به کارگردانی دکلان دونلان و با بازی رابرت پتینسون در نقش ژرژ دوروی، اوما تورمن، کریستین اسکات توماس و کریستینا ریچی، اقتباسی از رمان گوستاو فلوبر است که داستان جاهطلبانه یک سرباز فقیر و جذاب به نام ژرژ دوروی را روایت میکند؛ او پس از بازگشت از جنگ الجزایر به پاریس، با استفاده از زیبایی، زیرکی و روابط عاشقانه با زنان بانفوذ جامعه مانند مادام دو مارل و مادام روسِت، از طبقه پایین به اوج قدرت روزنامهنگاری و سیاست صعود میکند و در نهایت به نمادی از فساد و جاهطلبی تبدیل میشود.
خلاصه داستان: فیلم «چهار روز ناپل» (۱۹۶۲) به کارگردانی ناننی لوی، روایتی حماسی و واقعگرایانه از قیام مردمی ناپل علیه اشغالگران نازی در سپتامبر ۱۹۴۳ است که با بازیگرانی چون رجینا بیانکی، دومنیکو فرماتو و ژان سورل، چهار روز مقاومت شجاعانه مردم عادی، کودکان و زنان را به تصویر میکشد؛ آنها با سلاحهای دستساز و استراتژیهای خلاقانه، نیروهای آلمانی را به عقبنشینی وامیدارند و نمادی از قهرمانی جمعی در برابر فاشیسم میشوند.
خلاصه داستان: فیلم مدفون (۲۰۱۰) به کارگردانی رودریگو کورتس و با بازی خیرهکننده رایان رینولدز در نقش پل کونروی، راننده کامیون آمریکایی در عراق، داستانی نفسگیر از بقا را روایت میکند؛ پل پس از ربوده شدن توسط شورشیان در تابوتی در اعماق زمین دفن میشود و تنها با یک گوشی موبایل، فندک زیپو و یک مداد، در تاریکی مطلق و با اکسیژن رو به اتمام، تلاش میکند تا با تماسهای تلفنی با پلیس، خانواده و مقامات، راهی برای نجات خود پیدا کند و رازهای تلخ پشت این گروگانگیری را کشف نماید.
خلاصه داستان: فیلم بیزانتیوم (۲۰۱۲) به کارگردانی نیل جردن، با بازی ساورنا میلر، جما آرترتون و گری اولدمن، داستان دو خونآشام مادر و دختر به نامهای کلر و النور را روایت میکند که پس از قرنها زندگی پنهان در سایهها، به شهری ساحلی در بریتانیا پناه میبرند. النور نوجوان، که از خشونت و قوانین سختگیرانه برادری خونآشامان خسته شده، راز جاودانگیشان را با سیمون، جوانی مبتلا به سرطان، در میان میگذارد و این افشاگری زنجیرهای از تعقیب و گریزها، خیانتها و نبردهای خونین را به راه میاندازد تا در نهایت به آزادی و رستگاری برسند.
خلاصه داستان: فیلم چشم پروانه (۲۰۲۲) به کارگردانی یانینا کولسنیچنکو با بازی ریتا بورکوفسکا و هنادی خوردورکوفسکی، داستان لوبا یک پرستار نظامی اوکراینی را روایت میکند که پس از اسارت توسط طالبان در افغانستان و بازگشت به کییف، با اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) دست و پنجه نرم میکند؛ او درگیر روابط پیچیده عاطفی، هویت جنسیتی و تلاش برای بازسازی زندگی روزمره خود میشود در حالی که سایه تجربیات وحشتناک جنگ بر او سنگینی میکند.