خلاصه داستان: فیلم «دوستان با بچه» محصول ۲۰۱۱ به کارگردانی جنیفر وستفلت، داستان گروهی از دوستان صمیمی در نیویورک را روایت میکند که با چالشهای زندگی بزرگسالی، ازدواج و بچهداری دست و پنجه نرم میکنند. جیسون (آدام اسکات) و جولی (جنیفر وستفلت) دو دوست قدیمی و مجرد هستند که پس از ناامیدی از یافتن شریک مناسب، تصمیم میگیرند بدون ازدواج بچهدار شوند؛ این انتخاب غیرمتعارف، روابط آنها با دوستان متأهلشان از جمله بن و میس (جان هم و کریستن ویگ) و لسلی و اسکاتی (مایا رودولف و کریس اوداو) را به هم میریزد و به بررسی عمیق عشق، دوستی، حسادت و مسئولیتهای والدینی میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم فارنهایت ۴۵۱ ساخته فرانسوا تروفو در سال ۱۹۶۶ با بازی اسکار ورنر در نقش گای مونتاگ و جولی کریستی در نقشهای کلاریس مککللان و لیندا مونتاگ، داستانی دیستوپیایی را روایت میکند که در آیندهای نزدیک، کتابها ممنوع و آتشنشانها موظف به سوزاندن آنها هستند. مونتاگ، آتشنشان مطیع، پس از دیدار با کلاریس جوان و کنجکاو، به خواندن کتابها روی میآورد، هویت واقعی خود را کشف میکند و در برابر رژیم سرکوبگر قیام مینماید تا دانش و آزادی را حفظ کند.
خلاصه داستان: فیلم «فلوکس گورمه» (۲۰۲۲) به کارگردانی پیتر استریکلند، داستان گروهی از هنرمندان تجربی به سرپرستی السیا (با بازی آریان لبد) را روایت میکند که با تولید صداهای گوارشی و غذایی به عنوان هنر avant-garde فعالیت میکنند و به مؤسسهای مرموز به نام Flux Gourmet دعوت میشوند تا در یک مسابقه غذایی شرکت کنند؛ اما با ورود بِیزِل (گوئندولین کریستی) به عنوان مدیر هنری و جِیلز (آسا باترفیلد) به عنوان تکنسین صدا، تنشها، رقابتها و اتفاقات سوررئال و ترسناکی شکل میگیرد که مرزهای هنر، غذا و جنون را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: فیلم «من نور را دیدم» (۲۰۱۵) به کارگردانی مارک آبراهام، با بازی تام هیدلستون در نقش هنک ویلیامز خواننده افسانهای کانتری، الیزابت اولسن و برد ون هیکس، داستان واقعی زندگی پر فراز و نشیب ویلیامز را از اوج شهرت در دهه ۱۹۴۰ تا مبارزه با اعتیاد به الکل و مواد مخدر، مشکلات زناشویی و مرگ زودهنگامش در ۲۹ سالگی روایت میکند و نگاهی عمیق به استعداد درخشان و سقوط تراژیک او میاندازد.
خلاصه داستان: فیلم «من همانم که هستم» به کارگردانی سانگ کوانگ-هه در سال ۲۰۱۴، داستان ما مینگیو یک تراجنسیتیو با استعداد خوانندگی را روایت میکند که برای تحقق رویای خود به عنوان ستاره نمایشهای درگ تلاش میکند. با بازی لای یو-چئونگ در نقش اصلی، گو شوان و کوین لی، فیلم به چالشهای عاطفی، خانوادگی و اجتماعی او میپردازد؛ جایی که او با هویت جنسیتی خود، روابط پیچیده با مادر و برادر ناتنیاش و فشارهای جامعه روبرو میشود و در نهایت به سفری از خودشناسی و پذیرش میرسد.
خلاصه داستان: فیلم «سبقت» (Il sorpasso) محصول سال ۱۹۶۲ به کارگردانی دینو ریسی، با بازی ویتوریو گاسمان در نقش برونو کورتنزی، مردی میانسال بیمسئولیت و پرجنبوجوش، و ژان-لوئی ترنتینیان در نقش روبرتو، دانشجوی جوان و قانونمدار، روایتگر سفری جادهای پرماجرا در تعطیلات تابستانی ایتالیا است؛ جایی که برونو، روبرتو را با خود به سفری دیوانهوار میبرد، پر از سرعت، مهمانیها، روابط گذرا و لحظات خندهدار که به تدریج به نقدی تلخ بر جامعه مصرفی و پوچی زندگی مدرن تبدیل میشود و با پایانی غافلگیرکننده به اوج میرسد.
خلاصه داستان: فیلم «نیتهای قتل» (۱۹۶۴) به کارگردانی شو هئی ایمامورا با بازی ماسومی هاروکاوا در نقش ساداکو و کو نیشیمورا، داستان زنی خانهدار ژاپنی فقیر را روایت میکند که پس از مرگ شوهرش و تجاوز توسط دزدی به نام هیرائوکا، به او وابسته عاطفی میشود و با هم برای قتل خویشاوندان ثروتمندش به منظور تصاحب ارثیه توطئه میکنند؛ این درام جنایی عمیق با نگاهی روانشناختی به مسائل طبقاتی، جنسیت و حاشیهنشینی در جامعه پساجنگی ژاپن، پر از تنشهای هیجانانگیز و پیچشهای غیرمنتظره است.
خلاصه داستان: یک محکوم جوان به یک برنامه آتش نشانی می پیوندد که به دنبال رستگاری و کاهش مجازات زندان است. او و سایر زندانیان در کنار آتش نشانان زبده برای خاموش کردن آتش سوزی های عظیم در سراسر منطقه کار می کنند.
خلاصه داستان: فیلم «تو را میخواهم» به کارگردانی مایکل وینترباتم در سال ۱۹۹۸، با بازی ریچل وایز و الساندرو نیوولا، داستان مارتین دیجی جوانی را روایت میکند که در محلهای فقیرنشین لندن عاشق هلی مرموز و جذاب میشود؛ زنی که درگیر رابطهای پرتنش و خشونتآمیز با دوستپسر سابقش است. مارتین با حسادت شدید و گذشته تاریک خود دستوپنجه نرم میکند، در حالی که پلیس او را به عنوان مظنون قتل تحت تعقیب قرار میدهد و رازهای پنهان زندگی هلی آرام آرام برملا میشود. این درام عاشقانه پرتعلیق، تمهای عشق ممنوعه، خیانت و جنون را با فضایی تاریک و واقعی کاوش میکند.
خلاصه داستان: فیلم «من کوبا هستم» به کارگردانی میخائیل کالاتوزوف در سال ۱۹۶۴، یک اثر سینمایی شوروی-کوبایی شاعرانه و مستندگونه است که چهار vignette مستقل از زندگی مردم کوبا پیش از انقلاب فیدل کاسترو را روایت میکند. با بازیگرانی چون سرهیو کوریری در نقش ماریو، لوز ماریا کولازو در نقش ماریانا، و سالوادور وود، فیلم با تکنیکهای نوآورانه فیلمبرداری مانند پلانهای طولانی و تصاویر هوایی خیرهکننده، فقر، استثمار جنسی، مبارزه دانشجویان و شورش دهقانان علیه رژیم باتیستا را به تصویر میکشد و نمادی از سینمای انقلابی است.