خلاصه داستان: حلقه نیبلونگها (۲۰۰۴) به کارگردانی اولیادل، با بازی بنو فورمان در نقش زیگفرید، کریستیانا لوکن در نقش برونهیلد و آلیشیا ویت در نقش کریمهیلد، اقتباسی حماسی از افسانه آلمانی نیبلونگن است که داستان قهرمان جوان زیگفرید را روایت میکند؛ او اژدهای وحشی را میکشد، خون نامیرایی مینوشد، حلقه جادویی و نفرینشده نیبلونگها را تصاحب میکند و درگیر عشق، خیانت، انتقام و نبردهای خونین با برونهیلد جنگجوی والکیری و خاندان بورگوندیها میشود تا سرنوشت اساطیری خود را رقم بزند.
خلاصه داستان: فیلم شوگیرلز (۱۹۹۵) به کارگردانی پل ورховن، با بازی الیزابت برکلی در نقش نومی مالون، دختری جاهطلب و بیپول که به لاسوگاس میرود تا به عنوان رقاصه برهنه مشهور شود، روایت میشود. نومی با ورود به دنیای پرزرقوبرق اما تاریک کازینوها و شوهای استریپتیز، با کریستال (جینا گرشون)، ستاره فعلی نمایش، آشنا و رقیب میشود و درگیر روابط پیچیده، خیانت، سوءاستفاده جنسی و فساد پشت صحنه میگردد، در حالی که کایل مکلاکلن نقش مربیاش را ایفا میکند و نومی برای رسیدن به اوج، مرزهای اخلاقی خود را زیر پا میگذارد.
خلاصه داستان: فیلم «شیرینی لوبیا» (۲۰۱۵) به کارگردانی نائومی کاواسه با بازی ماساتوشی ناگاسه در نقش سنتارو، صاحب دکه دورایاکی در توکیو و کیرین کیکی در نقش توکو، زنی ۷۶ ساله با دستهای ناتوان اما استعداد خارقالعاده در تهیه خمیر لوبیا، روایتگر زندگی مردی میانسال است که درگیر بدهی و روتین خستهکننده است؛ توکو با پیوستن به کارش، نه تنها طعم شیرینیها را دگرگون میکند، بلکه با افشای راز گذشتهاش از دوران جنگ جهانی دوم، پیوند عاطفی عمیقی میانشان شکل میگیرد و به سنتارو کمک میکند تا معنای واقعی زندگی و بخشش را بیابد.
خلاصه داستان: فیلم کاکل ذرت (۱۹۷۳) به کارگردانی جری شاتزبرگ با بازی جین هاکمن در نقش مکس، یک کارگر خشن و باتجربه، و آل پاچینو در نقش لاین، یک ملوان سابق نرمتن و خیالپرداز، داستان دو مرد غریبه را روایت میکند که در پی تحقق رؤیای راهاندازی یک شستشوی ماشینی، سفری جادهای از غرب به فلوریدا آغاز میکنند. در طول این سفر پرماجرا، دوستی عمیق آنها شکل میگیرد، اما با چالشهای زندگی واقعی مانند فقر، خشونت زندان و خیانتهای ناگهانی روبرو میشوند که رؤیاهایشان را به سخره میگیرد و مرزهای انسانیت را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: فیلم «پسر خدا» به کارگردانی کریستوفر اسپنسر در سال ۲۰۱۴، با بازی دیوگو مورگادو در نقش عیسی مسیح، روما داونی در نقش مریم و ویل آمستروگ، روایتی حماسی و الهامبخش از زندگی، معجزات، تعلیمات، آخرین شام، خیانت یهودا و مصلوب شدن عیسی بر اساس انجیلهای عهد جدید ارائه میدهد و مخاطبان را به سفری معنوی و عاطفی در مسیر نجات بشریت میبرد.
خلاصه داستان: فیلم سینمایی «سیبیسکویت» (۲۰۰۳) به کارگردانی گری راس با بازی تابی مکگایر در نقش رد پالمر، جف بریجز به عنوان چارلز هاوارد و کریس کوپر در نقش تام اسمیت، بر اساس داستان واقعی اسب مسابقهای سیبیسکویت ساخته شده است. این درام ورزشی الهامبخش، وقایع دوران رکود بزرگ اقتصادی آمریکا را به تصویر میکشد که در آن، اسب کوچکجثه و ناکام سیبیسکویت با حمایت مربی ثروتمند و سوارکار سابقش، از حاشیه به اوج شهرت میرسد و با پیروزیهای خیرهکنندهاش، نماد امید و استقامت برای میلیونها آمریکایی خسته و ناامید میشود و رقابتهای نفسگیری با اسبهای بزرگ را رقم میزند.
خلاصه داستان: فیلم غمگین (Sad Movie) محصول ۲۰۰۵ به کارگردانی کوان هیونگجین با بازی لیم اونکیونگ، لی جونگجین، چا تههیون و کیم جوهیوون، مجموعهای از داستانهای عاشقانه تلخ و بههمپیوسته را روایت میکند؛ آتشنشانی که عاشق دختری ناشنوا و مترجم زبان اشاره میشود، پلیسی که تلاش میکند دختری افسرده را از خودکشی نجات دهد، جوانی که با معشوقه سابقش درگیر ماجرای سرقت میشود و دختری معلول که آرزوی عشق واقعی دارد، همه در حالی که زندگیهایشان به شکلی دراماتیک به هم گره میخورد و احساسات عمیق انسانی را برمیانگیزد.
خلاصه داستان: فیلم «زنی که رفت» به کارگردانی لاو دیاز در سال ۲۰۱۶، داستان هوراچیانا (با بازی شارو سانتوس-کنسیو) را روایت میکند که پس از ۳۰ سال زندان به دلیل اتهام ناحق قتل، آزاد میشود و با هویتی جدید به دنبال انتقام از رقیب قدیمیاش، دشمن اصلیاش، میگردد؛ در این مسیر، او با فقر، فساد و گذشته تاریک جامعه فیلیپین روبرو میشود و سفری عمیقاً انسانی و تأملبرانگیز را تجربه میکند که برنده شیر طلایی جشنواره ونیز شد.
خلاصه داستان: فیلم دزدان (۲۰۱۰) به کارگردانی جان لوسنهاپ با بازی پل واکر، ادریس البا، مت دیلون، مایکل ایالی و جی هرناندز، داستان چهار سارق حرفهای و بیرحم را روایت میکند که پس از سالها سرقتهای موفق، آخرین و بزرگترین سرقت خود از یک وانت حامل پول نقد را برنامهریزی میکنند، اما با تعقیب بیامان کارآگاه پلیس مت دیلون و مشکلات داخلی گروه روبرو میشوند و این سرقت به جنگی تمامعیار میان دزدان و قانون تبدیل میگردد.
خلاصه داستان: فیلم «سکس، دروغها و نوار ویدئویی» ساخته استیون سودربرگ در سال ۱۹۸۹، داستان گراهام دالتون (جیمز اسپیدر) را روایت میکند که پس از سالها به شهر natal خود بازمیگردد و با خواهرزادهاش آن (اندی مکداول)، وکیل موفق و زن باز جان (پیتر گالاگر) و دوست صمیمی آن، سینتیا (لورا سان جاکومو) آشنا میشود. گراهام مردی منزوی است که عادت عجیبی به مصاحبه و ضبط ویدئویی اعترافات جنسی زنان دارد و این راز تاریک او، روابط پیچیده و پر از دروغ میان شخصیتها را برملا کرده و زندگیشان را دگرگون میکند و برنده نخل طلای کن ۱۹۸۹ شد.