خلاصه داستان: دو برادر روستایی به نامهای گنجی و توبیی در ژاپن قرن شانزدهم، یکی سفالگر و دیگری کشاورز، در جستجوی ثروت و مقام، روستای خود را در بحبوحه جنگهای داخلی ترک میکنند. گنجی با وسوسه ثروت، همسر فداکارش میاکو و فرزندشان را به امید کسب سود از فروش سفالهایش رها میکند، در حالی که توبیی رویای تبدیل شدن به یک سامورایی را در سر میپروراند و همسرش اوگن را تنها میگذارد. سفر آنها به شهر، آنها را با وسوسههای دنیوی و ارواح مرموز، به ویژه بانوی اشرافی زیبایی به نام واکاسا که گنجی را فریب میدهد، روبرو میکند. این در حالی است که همسرانشان در غیاب آنها با خطرات جنگ و فقر دست و پنجه نرم میکنند. فیلم «داستان ماه پوشیده از ابر» (Ugetsu) به کارگردانی کنجی میزوگوچی، شاهکاری از سینمای ژاپن است که با بازی ماسایوکی موری، ماچیکو کیو و کینویو تاناکا، مرزهای میان واقعیت و وهم، آرزو و ویرانی را در هم میآمیزد و عواقب ویرانگر حرص و طمع انسان را در پس زمینهای از جنگ و آشوب به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: سریال «قتلهای وایت هاوس فارم» محصول ۲۰۲۰ به کارگردانی پل ویتینگتون و با بازیگرانی چون فردی فاکس، مارک آدی، استیون گراهام، جما ویلان، مارک استنلی و سیسیلیا نوبل، بر اساس پرونده واقعی قتلهای وحشتناک در مزرعه وایت هاوس در اسکس انگلستان در سال ۱۹۸۵ ساخته شده است. داستان حول محور جرمی بمبر، کارآگاه ارشد پلیس، میچرخد که برای تحقیق درباره کشته شدن پنج عضو یک خانواده به ظاهر مرفه به نام باکلی به این مزرعه فرستاده میشود. در ابتدا به نظر میرسد که این یک قتل-خودکشی است و شیلدون، پسر خانواده، پس از کشتن بقیه، خودکشی کرده است. اما بمبر با بررسی دقیق شواهد و مدارک، به ناسازگاریهایی برمیخورد که این روایت را زیر سؤال میبرد. او در حالی که با فشارهای سیاسی و رسانهای مواجه است، تلاش میکند تا حقیقت را آشکار کند و عدالت را برای قربانیان به ارمغان بیاورد. این سریال با بازسازی دقیق پرونده، بیننده را درگیر یک معمای پیچیده جنایی میکند و پرده از رازهای تاریک یک خانواده به ظاهر کامل برمیدارد.
خلاصه داستان: یک خانواده کوچک در دل طبیعت بکر و دستنخورده کوهستانی زندگی میکنند. پدر خانواده، هکتور، که یک نجار است، به همراه همسرش و پسر کوچکشان، الکسی، در کنار دریاچهای آرام سکونت دارند. ورود ناگهانی سیمون، برادر هکتور، که برای دیدار آنها به این مکان دورافتاده آمده است، آرامش این خانواده را بر هم میزند. حضور سیمون، که با دنیای بیرون در ارتباط است، نوعی تنش و کشمکش پنهان را به همراه میآورد و روابط عمیق و رازهای نهفته میان اعضای خانواده را به تدریج آشکار میسازد. فیلم «یک دریاچه» محصول سال ۲۰۰۸ به کارگردانی فیلیپ گراندریو، با بازیگری دیمیتری سگارد، سیمون دلوگ و دولی اسلاوی، اثری شاعرانه و بصری است که در سکوت و تصاویر بیکلام خود، داستانی عمیق از انزوا، خانواده و طبیعت را روایت میکند.
خلاصه داستان: این فیلم مهیج روانشناختی محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی دنیس دی نووی و با بازی کاترین هیگل در نقش تیا، رزماری دویت در نقش جولیا و جفری آرچر در نقش دیوید است. تیا که به تازگی طلاق گرفته، با دیوید آشنا شده و قصد ازدواج با او را دارد. اما همسر سابق دیوید، جولیا، که زنی باهوش و حسابگر است، حاضر به پذیرش این رابطه نیست. جولیا با ظاهری دوستانه اما با نیت انتقام، وارد زندگی تیا میشود و به تدریج با دستکاریهای روانی، زندگی جدید تیا را به جهنم تبدیل میکند. او با افشا کردن رازهای تاریک گذشته تیا و ایجاد بحرانهای متعدد، تلاش میکند تا رابطه او با دیوید را نابود کند. این فیلم با تعلیقی نفسگیر، مرزهای عشق، حسادت و انتقام را به تصویر میکشد و مخاطب را تا آخرین لحظه درگیر خود نگه میدارد.
خلاصه داستان: در سال ۱۸۷۲، پس از آنکه رهبر آپاچی به نام اولزانا به همراه گروه کوچکی از جنگجویانش از منطقه حفاظت شده فرار میکند، ارتش آمریکا یک گروه تعقیبکننده به رهبری سروان گیتس، یک افسر باسابقه و باهوش، تشکیل میدهد. گیتس که به تازگی به منطقه اعزام شده، برای درک تاکتیکهای جنگ نامنظم و بیرحمانه دشمن، از یک پیشاهنگ متخصص آپاچی به نام «کیتسی» کمک میگیرد. در این میان، ستوان گارنیت دی بوند، افسری جوان و کمتجربه که با آموزههای متعارف نظامی پرورش یافته، در مواجهه با خشونت بیرحمانه و غیرقابل پیشبینی اولزانا و جنگجویانش، به تردید و بحران وجدان دچار میشود. فیلم «حمله اولزانا» (۱۹۷۲) به کارگردانی رابرت آلدریچ، با بازی برت لنکستر در نقش کیتسی، بروس دیویسن در نقش ستوان دی بوند و خورخه لوکه در نقش اولزانا، اثری وسترنی خشن و تأملبرانگیز است که نه تنها به تعقیب و گریز میپردازد، بلکه به شکلی عمیق به بررسی تضادهای فرهنگی، اخلاق در جنگ و طبیعت خشونت میپردازد و مخاطب را با این پرسش مواجه میکند که آیا برای مقابله با وحشیگری باید به همان اندازه وحشی بود یا خیر.
خلاصه داستان: لوئی چهاردهم، پادشاه جوان و مصمم فرانسه، در سال ۱۶۶۷ میلادی و در آستانه ۲۸ سالگی، تصمیمی جسورانه میگیرد که سرنوشت فرانسه و اروپا را برای همیشه تغییر خواهد داد. او دستور میدهد تا کاخ شکوهمند ورسای، که در آن زمان تنها یک اقامتگاه شکاری کوچک بود، به بزرگترین و مجللترین کاخ اروپا تبدیل شود. این تصمیم تنها یک تغییر معماری نیست، بلکه یک حرکت سیاسی هوشمندانه است؛ او با جمع کردن اشراف قدرتمند و اغلب یاغی فرانسه در یک مکان، قصد دارد تمام قدرت را در دستان خود متمرکز کند و از توطئهها و شورشهای آنان جلوگیری نماید. سریال «ورسای» که محصول مشترک فرانسه و کانادا است، به کارگردانی ژالیه لسپر و با بازی جورج بلگدوس در نقش لوئی چهاردهم، الکساندر ولو در نقش برادرش فیلیپ و اوان ویلیامز در نقش یکی از مخوفترین جلادان پادشاه، ما را به قلب این توطئهها، عشقهای ممنوعه، خیانتها و رقابتهای خونین میبرد. این مجموعه در سه فصل، داستان شکلگیری یکی از نمادینترین کاخهای تاریخ را روایت میکند؛ جایی که شکوه و جلال ظاهری، پوششی است بر وحشیگری، فساد و جنایاتی که در پشت دیوارهای طلایی آن رخ میدهد.
خلاصه داستان: یک ستاره موسیقی که از مسیر از پیش تعیین شده خود منحرف می شود، برای اولین بار پس از ورود مترجم فیلم به زندگی اش، آهنگ و قلب خود را دنبال می کند.
خلاصه داستان: سوکی استک هاوس، پیشخدمت تله پاتیک، زمانی که با بیل کامپتون مرموز، یک جنتلمن و خون آشام اهل لوئیزیانای جنوبی آشنا می شود، با یک دنیای ماوراء طبیعی عجیب و غریب روبرو می شود.
خلاصه داستان: سریال فرانسوی «دیلر» یک درام جنایی-هیجانی است که تونی، فیلمبردار مستند، را در حومههای پرتنش پاریس دنبال میکند که با دو رپر آماتور، فرانک و توماس، برای ساخت موزیک ویدیو همکاری میکند؛ اما پروژه به سرعت به یک جنگ تمامعیار بین باندهای مواد مخدر تبدیل میشود و تونی برای بقا و نجات دوستانش درگیر میشود. منتقدان برای فیلمبرداری واقعی و پرانرژی، بازیهای طبیعی عبدالامین دیائوری و محمد بوخاری، و جو تنشآلود و واقعگرایانه تحسین کردهاند و آن را به عنوان یک سریال کوتاه و نفسگیر توصیف کردهاند که با ریتم تند، خشونت خام و حس مستندگونه، تجربهای هیجانانگیز و فراموشنشدنی ارائه میدهد.
خلاصه داستان: «اسپوتنیک» یک فیلم علمی-تخیلی ترسناک روسی است که در سال ۱۹۸۳ رخ میدهد؛ پس از سقوط سفینه فضایی اسپوتنیک، تنها بازمانده، سرهنگ کنستانتین ولاسوف، به زمین بازمیگردد اما با موجودی بیگانه داخل بدنش؛ تاتیانا کلیمووا، روانشناس جنجالی، برای بررسی وضعیت روانی او فراخوانده میشود و به رازی وحشتناک میرسد. منتقدان برای جو سنگین و واقعگرایانه، بازیهای درخشان اوکسانا آکینشینا و پیوتر فیودوروف، طراحی موجود بیگانه و ترکیب هوشمندانه درام روانشناختی با وحشت بدنی تحسین کردهاند و آن را به عنوان یکی از بهترین فیلمهای علمی-تخیلی-ترسناک سالهای اخیر توصیف کردهاند که با ریتم نفسگیر، تصاویر خیرهکننده و پایانبندی قدرتمند، حس وحشت و تنهایی را به شیوهای نو و دلنشین منتقل میکند.