خلاصه داستان: **Girl** فیلمی درام محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی لوکاس دونت است که در جشنواره فیلم کن مورد تحسین قرار گرفت. این فیلم داستان لارا، یک نوجوان پانزده ساله تراجنسیتی را روایت میکند که با پشتیبانی پدر دلسوزش، برای تبدیل شدن به یک رقصنده باله حرفهای تلاش میکند. با وجود حمایت خانواده، لارا با چالشهای جسمی و روحی بسیاری روبرو است؛ بدن او با هویتی که در درون احساس میکند همخوانی ندارد و این موضوع فشار زیادی بر او وارد میکند. او در عین حال که تحت هورمون درمانی است، باید با انتظارات سختگیرانه دنیای رقص باله نیز کنار بیاید. بازی ویکتور پولستر در نقش لارا تحسینشده است و فیلم به شیوهای ظریف و تأثیرگذار، مسائل مربوط به هویت جنسیتی، پذیرش خود و مبارزه برای رسیدن به رویاها را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: اوگوست رودن، مجسمهساز نابغه فرانسوی، در سال ۱۸۸۰ سفارشی تاریخی از دولت فرانسه برای خلق دروازههای جهنم دریافت میکند. این اثر که قرار است بر اساس کمدی الهی دانته خلق شود، به مهمترین پروژه زندگی او تبدیل میشود. رودن در این مسیر با کامیل کلودل، هنرمند جوان و بااستعدادی آشنا میشود که ابتدا شاگرد و دستیار اوست و سپس به معشوقه و منبع الهام او بدل میگردد. رابطه پرشور و آتشین این دو هنرمند، هم بر زندگی شخصی و هم بر آثار هنری آنها تأثیری ژرف میگذارد. این فیلم به کارگردانی ژاک دوآیون و با بازی ونسان لندون، ایزابل کاره و سورین درووین، داستان عشق، رنج، خلاقیت و جدال میان عشق زمینی و عشق به هنر را به تصویر میکشد و مخاطب را به دنیای پرتلاطم خلق یکی از بزرگترین شاهکارهای هنری تاریخ میبرد.
خلاصه داستان: براد کوهن، معلمی مبتلا به سندرم توره، برای رسیدن به رویای خود برای تدریس، با تبعیض و شکستهای متعدد روبرو میشود. او در طول مسیر با نانسی، زنی که عاشق او میشود، آشنا میشود و با حمایت خانوادهاش، به ویژه مادرش، به مبارزه با چالشها ادامه میدهد. این فیلم الهامبخش، که بر اساس داستان واقعی زندگی براد کوهن ساخته شده، نشان میدهد که او چگونه با پشتکار و عشق، نه تنها به رویای خود دست مییابد، بلکه الهامبخش دانشآموزان و همه کسانی میشود که با او روبرو میشوند. جیمی کلمنتس کارگردانی این اثر را بر عهده داشته و پاتریک فابیان، تراجی پی. هنسون و پاتریشیا هیتون در نقشهای اصلی به ایفای نقش پرداختهاند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: سریال «سلسله» (Dynasty) بازسازی مدرنی از سریال کلاسیک دهه ۸۰ است که توسط جاش شوارتز، استفانی سوج و سالی پاتریک خلق شده است. این درام پر زرق و برق داستان دو خانواده ثروتمند و قدرتمند به نامهای کارینگتونها و کولبیها را روایت میکند که در آتلانتای امروزی برای کنترل شرکت انرژی خود و حفظ میراث خانوادگیشان به شدت رقابت میکنند. در مرکز این ماجرا، فالون کارینگتون (الیزابت گیلیس)، دختر مغرور و جاهطلب بلک کارینگتون قرار دارد که پس از بازگشت به خانه با پدرش، میلیاردر بیرحم بلیک کارینگتون (گرانت شاو)، و نامادری جدیدش کریستال (ناتالی کلی)، درگیر توطئههای خانوادگی، خیانتهای کاری و رازهای تاریک گذشته میشود. این سریال با بازیگرانی چون جیمز مککی، رافائل دی لا فوئنت و رابرت کریستوفر ریلی، پر از صحنههای مجلل، روابط پیچیده عاشقانه، قدرتطلبی و انتقامجویی است.
خلاصه داستان: «دختر سفید» (White Girl) فیلمی درام به کارگردانی الیزابت وود محصول سال ۲۰۱۶ است که داستان زندگی لیا، دانشجویی جوان (با بازی مورگان سیلور) را روایت میکند که به همراه دوستش کیتی (رایا کیتالی) به محله کویینز نیویورک نقل مکان میکنند. در این محله، لیا عاشق بلو (برایان «اسلای» مارک)، فروشنده مواد مخدر محلی، میشود و به سرعت درگیر دنیای خطرناک مواد مخدر میگردد. وقتی بلو توسط پلیس دستگیر میشود، لیا تصمیم میگیرد برای نجات او وارد عمل شود و با فروش کوکائین باقیمانده، پول وکیل او را تأمین کند. این فیلم به بررسی موضوعاتی چون امتیاز نژادی، فقر، سوءمصرف مواد و پیامدهای تصمیمات شتابزده میپردازد و با بازی تحسینبرانگیز بازیگرانش، تصویری خشن و بیپرده از زندگی شهری ارائه میدهد.
خلاصه داستان: محمد رسولاف در سال ۱۳۹۶ در فیلم «غلام» به کارگردانی خودش، در نقش شخصیتی به همین نام ظاهر شد. غلام مردی آرام و گوشهگیر است که در یک پارکینگ شبانهروزی در لندن کار میکند و زندگیاش به کار و مراقبت از همسر بیمارش محدود شده است. گذشتهای تاریک و رازآلود او را تحت تعقیب قرار داده و زمانی که یک همکار قدیمی از راه میرسد، غلام ناگزیر به مواجهه با خاطراتی میشود که سالها تلاش کرده بود فراموششان کند. این فیلم که با بازی رسولاف و همکاری بازیگرانی چون میثم رسولاف و آرمین عطاران ساخته شده، یک درام روانشناختی درباره گریز از گذشته و عواقب انتخابهای اشتباه است.
خلاصه داستان: یک دختر هفت ساله به نام مری که از استعداد ریاضی خارقالعادهای برخوردار است، پس از مرگ مادرش نزد عموی خود فرانک، که در فلوریدا زندگی میکند، بزرگ میشود. فرانک که خود یک استاد ریاضیات با استعداد بود اما از دنیای آکادمیک کناره گرفته، تلاش میکند تا به مری یک زندگی عادی و کودکی شادی را هدیه دهد. اما زمانی که استعداد خیرهکننده مری آشکار میشود، مادربزرگ ثروتمند و جاهطلب او، اِولین، وارد زندگی آنها میشود و برای به دست آوردن حضانت مری و پرورش او به عنوان یک نابغه ریاضی، به دادگاه میرود. این درگیری خانوادگی عمیق، فرانک را در مقابل اِولین قرار میدهد و سرنوشت مری را به چالشی بزرگ تبدیل میکند. او باید بین زندگی عادی که عمویش برایش ساخته و دنیای نخبگانی که مادربزرگش برای او متصور است، یکی را انتخاب کند. این فیلم درام خانوادگی محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی مارک وب و با بازی کریس ایوانز، مککنا گریس و لیندزی دانکن است.
خلاصه داستان: یک زن پیانیست به نام آن، پس از کشف خیانت شریک زندگیاش، زندگی خود را به طور کامل تغییر میدهد. او خانه، کار و تمام گذشته خود را رها کرده و به مکانی دورافتاده نقل مکان میکند. در این مکان جدید، آن با مردی مرموز آشنا میشود که رازهای تاریکی را در خود پنهان کرده است. این آشنایی، او را درگیر ماجراهایی میکند که هرگز تصورش را نمیکرد. فیلم «ویلا آمالیا» به کارگردانی بنوآ ژاکو و با بازی ایزابل هوپر، ژان-هوگ انگلاد و زاویه بووف، داستانی درباره تولد دوباره، رهایی از گذشته و مواجهه با رازهای پنهان است.
خلاصه داستان: فیلم «عملیات والکیری» (Valkyrie) به کارگردانی برایان سینگر و با بازی تحسینبرانگیز تام کروز، در سال ۲۰۰۸ منتشر شد. این فیلم بر اساس رویدادهای واقعی در طول جنگ جهانی دوم ساخته شده و داستان کلنل کلاوس فون اشتاوفنبرگ، افسر بلندپایه آلمانی را روایت میکند که پس از ناامیدی از رهبری هیتلر و مشاهده جنایات رژیم نازی، تصمیم به ترور او میگیرد. او در قالب یک توطئه پیچیده، با گروهی از افسران مخالف رژیم همکاری کرده و طرحی به نام «عملیات والکیری» را طراحی میکند؛ طرحی که قرار بود پس از کشتن هیتلر، برای به دست گرفتن کنترل ارتش و دولت آلمان به کار گرفته شود. در این فیلم بازیگرانی همچون کنت برانا، بیل نای، تام ویلکینسون و کارا سیمور نیز حضور دارند و فضای پرتنش و پرخطر آلمان نازی را به تصویر میکشند.
خلاصه داستان: یک فیزیکدان برجسته به نام «لیو» که در زمینه کنترل جاذبه تحقیقات پیشگامانه انجام میدهد، ناگهان با پدیدهای مرموز و فاجعهبار مواجه میشود: تمام قوانین فیزیک در جهان معکوس شده و جاذبه به نیرویی مخرب تبدیل شده که زمین را به سوی نابودی میکشد. در این آشفتگی جهانی، او متوجه میشود که یک سازمان مخفی و قدرتمند به نام «شورای سایه» قصد دارد از این بحران برای تسلط بر جهان استفاده کند. لیو به همراه «مایا»، یک مأمور سابق که اسرار این سازمان را میداند، و «دکتر چن»، دانشمند همکارش، وارد مأموریتی خطرناک میشوند تا منبع این «وارونگی» را پیدا کرده و جهان را نجات دهند. آنها باید از لابراتوارهای مخفی زیرزمینی تا آسمانخراشهای شناور در آسمان سفر کنند و با نیروهای شورای سایه بجنگند، در حالی که زمان به سرعت در حال اتمام است و هر لحظه ممکن است زمین توسط نیروهای معکوس شده متلاشی شود.