خلاصه داستان: The Lure (2016) فیلمی موزیکال و ترسناک به کارگردانی آنجلینا شوچکو و محصول لهستان است. این فیلم که در جشنواره ساندنس به نمایش درآمد، داستان دو خواهر پری دریایی به نامهای سیلور و گلدن را روایت میکند که در دهه ۸۰ میلادی در ورشو به یک گروه موسیقی شبانه میپیوندند. آنها به عنوان خواننده و رقصنده در کلوپ مشغول به کار میشوند، اما در پس ظاهر فریبنده خود، موجوداتی خونخوار هستند که برای بقا به گوشت انسان نیاز دارند. سیلور عاشق یکی از اعضای گروه به نام میتک میشود و برای رسیدن به او حاضر به هر کاری است، اما این عشق او را در برابر خواهرش و ماهیت وحشیانه خود قرار میدهد. فیلم با ترکیب ژانرهای موزیکال، کمدی و وحشت، تمثیلی مدرن از افسانههای پریان است که در دنیای تاریک و پرزرق و برق شبهای لهستان کمونیستی روایت میشود و به موضوعاتی چون بلوغ، جنسیت و هویت انسانی میپردازد.
خلاصه داستان: در اواسط جنگ جهانی دوم، دو سرباز شوروی به نامهای سوتلوف و رایبکین برای یافتن غذا به خط مقدم فرستاده میشوند. آنها در میان برف و بوران با شرایط سخت و خطرناکی مواجه میشوند و در ادامه با نیروهای آلمانی درگیر میشوند. این سفر پرخطر به تدریج به یک مأموریت تقریباً غیرممکن تبدیل میشود که در آن هر دو سرباز باید برای بقا و انجام وظیفهشان تا حد نهایی مقاومت کنند. فیلم «صعود» ساخته لاریسا شپیتکو (۱۹۷۷) با بازیگری درخشان بوریس پلوتنیکوف و ولادیمیر گوستیوخین، اثری نمادین از سینمای شوروی است که رنج و فداکاری سربازان را در جنگ به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۱۹، رابین بیسکوف با بهرهگیری از بازی تحسینبرانگیز تاراجی پی. هنسون و سام راکول، فیلمی بر اساس رویدادهای واقعی ساخت که داستان غیرمنتظره دوستی و تغییر را در یکی از تاریکترین دورههای تاریخ آمریکا روایت میکند. این فیلم که در دورانی از تنشهای نژادی شدید در شهر دورهام کارولینای شمالیه در سال ۱۹۷۱ میگذره، ماجرای آن آتواتر، رهبر سرسخت کو کلاکس کلان و سی. پی. الیس، فعال برجسته حقوق سیاهپوستان رو به تصویر میکشه. زمانی که مدارس شهر برای ادغام نژادی در بحران فرو میره، این دو نفر که دشمنان سرسخت هم بودن، به عنوان رهبران مخالف در یک گفتوگوی اجتماعی به نام «چارلستون» شرکت میکنن. روند این مذاکرات که قرار بود فقط برای حل مشکل مدارس باشه، به تدریج باعث میشه تا تعصبات عمیق هر دو طرف به چالش کشیده بشه و نگاهشون به زندگی و یکدیگر برای همیشه تغییر کنه.
خلاصه داستان: تاماس کراون، میلیاردر خوشپوش و ماجراجو که از زندگی ملالآور خود خسته شده، برای هیجان و چالش، دست به سرقت آثار هنری میزند. او در یک سرقت بسیار ماهرانه، یک نقاشی ارزشمند امپرسیونیست را از موزه هنر متروپولیتن به سرقت میبرد. کاترین بانیینگ، کارآگاه بیمه که به هوش و ذکاوتش شهرت دارد، برای تحقیق در مورد این سرقت مرموز مأمور میشود. او به زودی به تاماس کراون مشکوک میشود و یک بازی گربه و موش فریبنده را بین این دو آغاز میکند. در حالی که کاترین سعی میکند تاماس را به دام بیندازد، یک جاذبه قوی و خطرناک بین آنها شکل میگیرد که مرزهای حرفهای و شخصی را در هم میآمیزد. این فیلم در سال ۱۹۹۹ توسط جان مکتیرنان کارگردانی شد و پیرس برازنان و رنه روسو در نقشهای اصلی درخشیدند.
خلاصه داستان: یک سرقت جواهرات بزرگ توسط گروهی از مجرمان حرفهای در شهر سینسیناتی برنامهریزی میشود. دکتر اروین ریدنشایر، مغز متفکر این سرقت، پس از آزادی از زندان با کمک چند متخصص دیگر از جمله دیکسون، متخصص مواد منفجره، و گاس مینیسی، راننده، نقشه دقیقی برای سرقت از یک فروشگاه جواهرات میکشد. اما پس از موفقیت اولیه، طمع، خیانت و شانس بد باعث فروپاشی تدریجی این گروه میشود. هر یک از مجرمان سرنوشت شومی پیدا میکنند و نقشهی ظاهراً کامل آنها به مرور زمان از هم میپاشد. این فیلم نوآر کلاسیک به کارگردانی جان هیوستون و با بازی استرلینگ هایدن، لوئیس کلهرن و جین هگن، به بررسی دقیق شخصیتهای مجرم و انگیزههای آنها میپردازد.
خلاصه داستان: برناردو برتولوچی در سال ۲۰۰۳ با فیلم «رویابانها» اثری شاعرانه و جسورانه را خلق کرد که داستان سه جوان را در پاریسِ مهیجِ سال ۱۹۶۸ روایت میکند. متئو، دانشجوی آمریکایی که عاشق سینماست، با ایزابل و تئو، خواهر و برادر دوقلوی فرانسوی، آشنا میشود. این آشنایی به رابطۀ عمیق و پیچیدهای منجر میشود که مرزهای عشق، دوستی و هویت را در هم میشکند. سه جوان در فضای انقلابی و پرالتهابِ فرانسه، خود را در دنیایی از بازیها، چالشها و وسوسههای جنسی غرق میکنند و در اتاقی محصور، واقعیت بیرونی را با رویاهایشان جایگزین میکنند. مایکل پیت در نقش متئو و اوا گرین و لوئیس گارل در نقش دوقلوها، بازیهای بهیادماندنی از خود به نمایش میگذارند. این فیلم که به جشنواره فیلم ونیز راه یافت، با نگاهی نوستالژیک به سینمای موج نو و فضای روشنفکری دهۀ ۶۰، اثری تأملبرانگیز و دیدنی است.
خلاصه داستان: فیلمی مهیج و دلهرهآور محصول سال ۱۹۷۹ به کارگردانی جیمز بریجز و با بازی جک لمون، جین فوندا و مایکل داگلاس است. داستان حول محور یک گزارشگر تلویزیونی (فوندا) و یک تکنسین دوربین (داگلاس) میچرخد که در حین تهیه گزارش از یک نیروگاه هستهای، شاهد یک حادثه تقریباً فاجعهبار میشوند. آنها با کمک یک ناظر ناراضی نیروگاه (لمون) تلاش میکنند تا حقیقت را در مورد پوشش خطرات ایمنی توسط شرکت به افکار عمومی برسانند، در حالی که شرکت به هر قیمتی سعی در مخفیکاری و تهدید آنها دارد. این فیلم با نگاهی نقادانه به صنعت انرژی هستهای و رسانهها، تعلیقی نفسگیر را تا دقیقه آخر حفظ میکند.
خلاصه داستان: یک مهمانی شام ظاهراً بیضرر به سرعت به کابوسی از فاش شدن رازها و خیانتها تبدیل میشود. سالی پاتر (کریستین اسکات توماس)، یک استاد دانشگاه تازه منصوب شده، میزبان جشنی برای دوستان نزدیکش است. اما وقتی همسرش بیل (تیموتی اسپال) با خبری تکاندهنده وارد میشود، مهمانی به سرعت از هم میپاشد و رازهای تاریک هر یک از مهمانان یکی پس از دیگری فاش میشود. در این کمدی سیاه که به سبک یک فیلم تکپردهای و با کارگردانی ماهرانه سالی پاتر ساخته شده است، بازیگرانی چون سیلیان مورفی، برونو گانتس و پاتریشا کلارکسون نیز حضور دارند. این فیلم ۷۱ دقیقهای که در سال ۲۰۱۷ منتشر شد، با نگاهی طنزآمیز و تلخ به روابط انسانی و سیاستهای شخصی میپردازد و نشان میدهد که چگونه یک شب به ظاهر عادی میتواند به فاجعهای تمامعیار تبدیل شود.
خلاصه داستان: مردی کارآگاه بازنشسته به نام فیشر در شهری اروپایی غرق در باران و تاریکی، سعی میکند با استفاده از روشهای غیرمعمول و خطرناک، معمای قتلهای زنجیرهای را حل کند. او با بازگشت به گذشته و دنبال کردن ردپای یک قاتل مرموز، در دنیایی سوررئال و تاریک غرق میشود که مرز بین واقعیت و توهم در آن محو شده است. این فیلم اولین قسمت از سهگانه اروپا اثر لارس فون تریه است که با تصاویر تحسینبرانگیز و فضاسازی خیرهکننده خود، تماشاگر را به دنیایی پر از رمز و راز و ابهام میکشد.
خلاصه داستان: سهگانهای خندهدار درباره ساکنان یک منطقه آپارتمانی که آرزوی زندگی بهتری دارند. هنگامی که یک سیاهچاله به طور مرموزی در بوته یاس بنفش ظاهر می شود، آنها باید با بیگانگان، یک عنکبوت غول پیکر و یک اتریشی با شلوارک روبرو شوند.