خلاصه داستان: در دهه ۱۹۹۰ در جمهوری چک، کارولینای ۱۳ ساله با صدایی استثنایی به یک گروه کر دخترانه مشهور میپیوندد. اما توجه ویژه رهبر گروه به او، به تدریج ابعاد تاریک و سوءاستفادهگرانهای از قدرت را آشکار میکند. این درام روانی و موزیکال که بر اساس داستانی واقعی ساخته شده، مرز باریک میان جاهطلبی و قربانی شدن را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم «بنگر!» داستان زوجی را روایت میکند که در بحبوحه فروپاشی زندگی مشترکشان، با ظهور موجودی شرور و ماوراءطبیعی در خانه خود مواجه میشوند. این اثر با تلفیق درام عاطفی و وحشت، تلاش آنها را برای بقا در برابر این نیروی تاریک به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: دکتر نابرگر، بدترین روانپزشک جهان، به همراه یک دانشجوی روانشناسی به نام گریگ وارد سفری پر از شوخی و اتفاقات غیرمنتظره میشود. در این مسیر، هر بیمار جدیدی که به آنها مراجعه میکند، عجیبترین و فراموشنشدنیترین جلسات درمانی تاریخ را تجربه خواهد کرد.
خلاصه داستان: رویاهای سایمون در مدرسه حقوق با ملاقات او با مکس در جریان اعتراض محو می شود. سبک زندگی آنارشیستی او از افراط و فریب، قبل از اینکه بتواند مسیر مخربی را که در آن قرار دارد تشخیص دهد، او را به دام می اندازد.
خلاصه داستان: یک زوج فقیر کامیونی رهاشده را در مسیر خانه خود پیدا میکنند که درون آن مردی زخمی و کیفهایی سرشار از پول قرار دارد. تصمیم وسوسهانگیز آنها برای تصاحب این ثروت بادآورده، پای پلیس و جنایتکاران بیرحم را به زندگیشان باز کرده و آنها را وارد بازی مرگباری برای بقا میکند.
خلاصه داستان: دیزی، یک ناظر محتوای شبکههای اجتماعی، پس از تماشای ویدیویی از یک جنایت وحشیانه، وارد مسیری تاریک و خطرناک برای اجرای عدالت میشود. اما این تعقیب جنونآمیز، روان او را تا مرز فروپاشی پیش میبرد و او را به همان چیزی تبدیل میکند که سعی در نابودیاش داشت.
خلاصه داستان: در دنیایی که لبخند زدن به یک اجبار اجتماعی تبدیل شده است، زنی جوان برای کشف حقیقت تاریک پشت این نقابهای مصنوعی، سفری هیجانانگیز را آغاز میکند تا معنای واقعی شادی و آزادی را باز یابد.
خلاصه داستان: داستان درباره «آلی»، کوچکترین دختر خانواده است که پس از مرگ ناگهانی مادرش، مورد بیمهری، سرزنش و آزار شدید اعضای خانواده قرار میگیرد. با این حال، او با قلبی امیدوار همچنان در تلاش است تا ذرهای مهربانی و پذیرش از سوی آنها دریافت کند.
خلاصه داستان: در مرز میان واقعیت و توهم، شخصیت اصلی با آشفتگیهای ذهنی دستوپنجه نرم میکند تا حقیقت پنهان پشت پردهی زندگیاش را کشف کند؛ سفری روانشناختی و پرتعلیق که در آن مرز بین سلامت عقل و جنون به شکلی ترسناک کمرنگ میشود.