خلاصه داستان: فیلم «مخالف» محصول سال ۲۰۲۰ به کارگردانی یان کوماسا و با بازی ماچئی موشنارک، وانیکا کیریلوک و آگاتا کولشا است. این فیلم داستان تومک، دانشجوی حقوق سابق و فعال رسانههای اجتماعی را روایت میکند که به دلیل اتهام سرقت ادبی از دانشگاه اخراج شده است. او در ورشو برای یک شرکت تبلیغات دیجیتال کار میکند و در کمپینهای «تاکتیکهای کثیف» علیه افراد و شرکتها تخصص دارد. وقتی عشق سابقش گابریلا که وکیل است و برای یک میلیونر کار میکند، وارد زندگی او میشود، تومک کمپین مخربی علیه کارفرمای او و یک قاضی ضد فساد به راه میاندازد. این فیلم به بررسی دنیای تاریک تبلیغات آنلاین، دستکاری افکار عمومی و عواقب خطرناک نفرتپراکنی در عصر دیجیتال میپردازد.
خلاصه داستان: در تهرانِ دهه ۷۰، روز عید نوروز، دختربچهای هفت ساله به نام رزاخون که مشتاقانه برای خرید ماهی قرمز عید به بازار رفته، تمام پولش را در چاه فاضلاب خیابان گم میکند. او که حالا غمگین و ناامید است، با کمک برادر بزرگترش علی، تلاش میکند راهی برای بازگرداندن پول پیدا کند. در این مسیر، با آدمهای مختلفی مواجه میشود؛ از یک سرباز وظیفه مهربان گرفته تا یک فروشنده سرسخت و پیرمردی عینکی که همگی در این ماجرای ساده، دنیای کودکانه رزاخون را شکل میدهند. کارگردان این فیلم جعفر پناهی است که در سال ۱۹۹۵ آن را ساخته و بازی آیدا محمدخانی در نقش رزاخون، قلب داستان را میسازد. این فیلم که با نگاهی ظریف و انسانی به دنیای کودکان و اجتماع میپردازد، یکی از آثار شاخص سینمای ایران به شمار میرود.
خلاصه داستان: یک زندانی به نام دیلی که تازه از زندان آزاد شده، در تلاش است تا با دخترش دیدار کند. در یک شب پرحادثه، او ناخواسته درگیر یک عملیات بزرگ پلیس برای دستگیری یک باند قاچاق مواد مخدر میشود. افسر پلیسی به نام بیمون، برای نجات جان افسران زخمی خود، به دیلی پیشنهاد میدهد که اگر در این عملیات به او کمک کند، آزادی کامل و دیدار با دخترش را تضمین خواهد کرد. دیلی که چارهای جز پذیرش ندارد، در یک تعقیب و گریز نفسگیر و پر از اکشن درگیر میشود. در طول شب، او باید از مهارتهای رزمی و هوش خود برای مقابله با دستههای مختلف باند قاچاق استفاده کند و جان خود و دیگران را نجات دهد. این فیلم پرسرعت، با کارگردانی ماهرانه لوکش کاناگراج و بازی تحسینبرانگیز کارتی، اثری هیجانانگیز و خشن از سینمای تامیل است که در سال ۲۰۱۹ اکران شد.
خلاصه داستان: میکلآنجلو آنتونیونی در سال ۱۹۵۳ با فیلم «بانوی بدون شقایق» داستان زنی به نام کلارا مانی را روایت میکند که در یک فروشگاه کار میکند و ناگهان توسط یک تهیهکننده فیلم برای بازی در یک اثر سینمایی انتخاب میشود. او به سرعت به شهرت میرسد و با کارگردان مشهوری به نام نیکو ازدواج میکند. اما خیلی زود متوجه میشود که این شهرت و ازدواج، او را در قفس طلایی گرفتار کرده و آزادی و هویت واقعیاش را از او گرفته است. کلارا تلاش میکند تا خود را از این وضعیت رها کند و به آرزوهای واقعیاش برسد، اما فشارهای دنیای سینما و انتظارات اطرافیان، مسیر دشواری را پیش روی او قرار میدهد. لوچیا بوزه در نقش اصلی این درام روانشناختی، تصویری عمیق از مبارزه یک زن برای حفظ استقلال در دنیای پرزرق و برق هالیوود ایتالیا ارائه میدهد.
خلاصه داستان: سه دختر نوجوان کوزووای به نامهای لیلا، شپت و کیمی در شهری کوچک و محافظهکار در آستانه ورود به بزرگسالی، از زندگی یکنواخت و محدود خود خسته شدهاند. آنها که با فشارهای اجتماعی، خانوادگی و اقتصادی روبرو هستند، تصمیم میگیرند برای فرار از این شرایط و یافتن آزادی، دست به یک سری سرقتهای کوچک بزنند. این اقدامات که در ابتدا به عنوان یک بازی و شورش نوجوانی آغاز میشود، به تدریج عمیقتر و خطرناکتر میشود و پیامدهای غیرمنتظرهای برای آنها و اطرافیانشان به همراه میآورد. این فیلم درام به کارگردانی لوآت ژِوِتی، تصویری صمیمی و تأملبرانگیز از جوانی، دوستی و جستجوی هویت در کشوری با تاریخ پیچیده ارائه میدهد.
خلاصه داستان: جان، پسر جوانی که در نیویورک زندگی میکند، پس از اطلاع از بیماری جدی مادرش، به زادگاهش بازمیگردد. او باید با خانواده پرچالش خود، از جمله پدر نگران و برادر عجیب و غریبش، روبرو شود و در عین حال با مشکلات رابطهای خود نیز دست و پنجه نرم کند. این فیلم کمدی-درام محصول سال ۲۰۱۶ به کارگردانی جان کرازینسکی و با بازیگری خود او به همراه مارگو مارتیندیل، ریچارد جنکینز، شارلتو کوپلی و آنا کندریک، داستانی دلگرمکننده از عشق، بخشش و پیوندهای خانوادگی را روایت میکند.
خلاصه داستان: میلی راسر ۱۷ ساله که دختری سرکش و بااستعداد در موسیقی است، به همراه برادر کوچکش برای گذراندن تابستان نزد پدری میروند که سالها پیش او را ترک کرده و اکنون در یک شهر ساحلی کوچک زندگی میکند. پدرش استیو، آهنگساز و نوازنده پیانویی است که امیدوار است از این فرصت برای بازسازی رابطه از دست رفته با دخترش استفاده کند. در این میان، میلی با ویل بلیکلی، پسر محبوب و موفق شهر آشنا میشود و عشقی عمیق بین آنها شکل میگیرد. این رابطه عاشقانه و تلاشهای پدر برای نزدیک شدن به دخترش، میلی را در مسیر پختگی و درک واقعی از زندگی، عشق و بخشش قرار میدهد و او را با رازهای خانوادگی و حقایقی دردناک روبرو میکند. «آخرین آهنگ» محصول سال ۲۰۱۰ به کارگردانی جولی آن رابینسون و با بازی میلی سایرس، لیام همسورث و گرگ کینر است.
خلاصه داستان: در سال ۱۸۳۲، در بحبوحه شیوع وبا در فرانسه، آنجلو یک افسر نجیبزاده ایتالیایی و مبارز راه آزادی، به ناحیه پرووانس میگریزد. او که به اشتباه متهم شده، مجبور است از پشت بامها حرکت کند تا از دست مأموران اتریشی در امان بماند. در این میان، با زنی زیبا و مصمم به نام پولین آشنا میشود که شوهرش ناپدید شده است. آنجلو که در ابتدا تنها به فکر نجات خود است، به تدریج تحت تأثیر شجاعت و انسانیت پولین قرار میگیرد و تصمیم میگیرد به او در یافتن همسرش کمک کند. این دو در میان شهرها و روستاهای قرنطینهشده و پر از وحشت، سفری پرخطر را آغاز میکنند؛ سفری که در آن عشق و فداکاری در مقابل ترس و مرگ قد علم میکند. «سرباز روی بام» به کارگردانی ژان-پل راپنو و با بازی ژولیت بینوش و اولیویه مارتینز، اقتباسی باشکوه از رمان مشهور ژان ژونه است که عشق و امید را در تاریکترین روزهای تاریخ به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم «آخرین باکره آمریکایی» محصول سال ۱۹۸۲ به کارگردانی بواز دیویدسون، داستان زندگی گری، نوجوانی در آستانه ورود به بزرگسالی را روایت میکند. این فیلم با بازی لارنس مونسون در نقش گری، همراه با دوستانش ریک و دیوید، ماجرای عشق نافرجام و تلخ او به کارن، دختری که توسط دوستش ریک فریب داده میشود، را به تصویر میکشد. داستان حول محور تجربیات عاطفی، دوستی و خیانت میچرخد و پایان غافلگیرکنندهای دارد که در آن گری پس از کمک به کارن در سختترین شرایط، متوجه میشود که قلب او همچنان در دستان شخص دیگری است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: تام شربورن، یک سرباز بازگشته از جنگ جهانی اول، در سال ۱۹۱۸ به عنوان نگهبان فانوسدریایی در یک جزیره دورافتاده استرالیا مشغول به کار میشود. او با ایزابل، زنی پرانرژی و مهربان از همان منطقه، ازدواج میکند و زندگی آرامی را در انزوای کامل آغاز میکنند. پس از دو بار سقط جنین، زندگی آنها با ورود یک قایق غرقشده که حامل یک مرد مرده و یک نوزاد دختر زنده است، برای همیشه تغییر میکند. ایزابل که سخت مشتاق مادر شدن است، تام را متقاعد میکند که کودک را نزد خود نگه دارند و او را به عنوان فرزند خود بزرگ کنند. آنها نام دخترک را لوسی میگذارند و سالها در خوشبختی زندگی میکنند، تا اینکه پس از بازگشت به خشکی، با هانا، مادر واقعی لوسی، مواجه میشوند و وجدان تام او را به سمت تصمیمی ویرانگر سوق میدهد. این فیلم درام عاشقانه محصول سال ۲۰۱۶ به کارگردانی درک سیانفرانس و با بازی مایکل فاسبندر، آلیسیا ویکاندر و ریچل وایس است.