خلاصه داستان: در سال 1978، یک جوان به نام لیو یو-تیه به دیر شائولین فرار میکند تا مهارتهای کونگفو را از سرگروهان شائولین آموید و برای انتقام از مرگ خانوادهاش و مبارزه با حکومت منشیان تبار پردازد. او در ۳۶ کلاس مختلف تمرین میکند تا به یک مبارز بینظیر تبدیل شود.
خلاصه داستان: در "غیرمهمان"، رابرت فورستر بازیگر یک مرد میباشد که پس از مرگ همسرش، به یک خانه دورافتاده منتقل میشود. او به زودی متوجه میشود که خانهاش مسکونی از ارواح خشمگین است که قصد انتقام گرفتن از او را دارند. او باید با کمک یک روحانی و دوست قدیمی خود، رازهای تاریک خانه را کشف کند و خود را از تهدیدات ماوراالطبیعه در امان نگه دارد.
خلاصه داستان: در سال 2025، در جنگلهای عمیق آمازون، گروهی از سربازان آمریکایی در معرض یک حمله ناگهانی توسط نیروهای دشمن قرار میگیرند. در حین این درگیری، یکی از سربازان، لوتنانت جک رایلی، مجبور میشود تا با دشمن روی میز مذاکره بنشیند تا از مرگ تمامی همتیمیهایش جلوگیری کند. اما این مذاکره، آغاز یک بازی مرگبار میان دو طرف میشود که هر کدام برای بقا و پیروزی آماده هر کاری هستند. در این بین، رایلی با یک تصمیم سخت روبرو میشود که میتواند سرنوشت همه را تغییر دهد.
خلاصه داستان: مارگارت تاچر، اولین نخستوزیر زن بریتانیا، در مسیر حرفهای خود با چالشهای بیپایانی روبرو میشود. او با قاطعیت و ارادهای آهنین، سعی میکند نشان دهد که قدرت سیاسی زنان در دنیایی مردسالار، میتواند به همان اندازه موثر و قدرتمند باشد. درگیری او با اعضای حزب محافظهکار و مخالفان سیاسی، به همراه تصمیمات سختگیرانهاش برای اصلاح اقتصاد و مبارزه با اتحادیههای کارگری، او را به یک شخصیت قدرتمند و مناقشهبرانگیز تبدیل میکند. در کنار این، فیلم به زندگی خصوصی و روابط شخصی او، از جمله رابطهاش با شوهرش دنیس، میپردازد و نشان میدهد که چگونه تعادل بین قدرت سیاسی و زندگی خانوادگی، میتواند چالشبرانگیز باشد.
خلاصه داستان: در دهه ۱۹۶۰ میلادی، یک کارمند شرکت بیمه در نیویورک به مدیران خود اجازه میدهد تا آپارتمان او را برای ملاقاتهای رمانتیکشان با زنان دیگر استفاده کنند. او به دنبال ارتقای شغلی و جلب محبت دختری که دوستش دارد، درگیر این وضعیت میشود و با پیامدهای اخلاقی و احساسی آن مواجه میگردد.
خلاصه داستان: ستلا دالاس، یک زن جوان و فداکار، از طرف خانوادهای ثروتمند ازدواج میکند تا از شرایط فقر خود رهایی یابد. با وجود عشق وی به شوهرش، شیوه زندگی او موجب نارضایتی همسرش میشود. ستلا تمام تلاش خود را میکند تا دخترش لوری را به یک زندگی بهتر رهنمون کند، حتی اگر این بدان معنا باشد که از خانوادهاش جدا شود. در نهایت، او با قربانی کردن خود و رفتن از زندگی دخترش، به او فرصت شکوفایی در جامعهای مرفه را میدهد.
خلاصه داستان: در دهه ۱۹۸۰ در شهر گاتم، آرتور فلاک، یک کمدین شکستخورده و مرد بیصاحب، با مشکلات روانی و اجتماعی دست و پنجه نرم میکند. او به عنوان یک پیک ماساژ در یک شرکت کار میکند و به خانه مادر پیرش بازمیگردد. آرتور در تلاش برای یافتن هویت و هدف در زندگی، به تدریج به سمت جنون و خشونت سوق مییابد. وقتی به طور تصادفی در مترو با سه مرد ثروتمند درگیر میشود و آنها را میکشد، او به یک قهرمان شبهنظامی تبدیل میشود و شهر در آشوب فرو میرود. آرتور پس از کشف رازهای خانوادگی و روانپریشی بیشتر، خود را به عنوان «جوکر» معرفی میکند و در یک برنامه تلویزیونی، میزبان سابقش را به قتل میرساند. در پایان، جوکر در بیمارستان روانی بازداشت شده و لبخندی وحشتناک بر لب دارد.
خلاصه داستان: در پایان جنگ جهانی دوم، سه سرباز آمریکایی به خانه بازمیگردند و با چالشهای زندگی مدنی و تغییراتی که در خانوادهها و جامعه رخ داده، مواجه میشوند. آلبرت، سرباز پیاده که دست راستش را از دست داده؛ فریدریک، سرباز هوایی که به عنوان یک قهرمان بازگشته؛ و مارفین، سرباز دریایی که دچار استرس پس از جنگ شده، هر کدام با مشکلات خود در تطبیق با زندگی عادی دوباره سروکار دارند. در حین این مسیر، روابط خانوادگی، عشق و دوستیها آزمایش میشوند و هر یک باید راه حلی برای ادامه زندگی پیدا کند.
خلاصه داستان: Sid Vicious, عضو گروه پانک پیشرو "سیکس پیستولز"، با نیکی بارنز، یک متعصب مواد مخدر، آشنا میشود و به او معروف میشود. نیکی بارنز، که به نام مستعار "نانسی اسپانجن" شناخته میشود، با سید ورود به دنیای مواد مخدر را آغاز میکند. رابطه آنها به یک وابستگی شدید و مخرب تبدیل میشود که منجر به سقوط اخلاقی و جسمی هر دو میشود. در نهایت، نانسی در یک اتاق هتل در نیویورک به قتل میرسد و سید متهم به قتل او میشود. سید پس از این رویداد، خود را در زندان خودکشی میکند و در ۲ فوریه ۱۹۷۹ درگذرند.
خلاصه داستان: در داستان "توست"، مردی به نام آلبرت به دلیل مشکلات مالی و فشارهای زندگی روزمره، تصمیم میگیرد تا از طریق یک روش غیرمتعارف، به دنبال راه حلی برای مشکلاتش برود. او با یک دستگاه غیرمعمولی که توست تولید میکند، شروع به تجربههای عجیب و غریبی میکند که او را به سفری پر از هیجان و بیپروایی میبرد. در طول این سفر، آلبرت با شخصیتهای متفاوتی روبرو میشود که هر کدام به نوعی به درک او از زندگی کمک میکنند. در نهایت، او میفهمد که راه حل واقعی مشکلاتش در دست خودش نهفته است و باید با شجاعت و تصمیمگیری درست، به سمت آیندهای بهتر حرکت کند.