خلاصه داستان: فیلم «شور زندگی» داستان وینسنت ون گوگ، نقاش نابغه و پرآشوب هلندی را روایت میکند که در سالهای پایانی زندگیاش در جنوب فرانسه، با فقر، بیماری روانی و تنهایی دست و پنجه نرم میکند. با این حال، او با شوری سوزان به خلق آثار هنری میپردازد که بعدها جهان را تحت تأثیر قرار میدهند. این فیلم رابطه پیچیده او با برادرش تئو و تلاشهایش برای یافتن جایگاه خود در دنیای هنر را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۴۴، فیلم «The Ox-Bow Incident» داستان گروهی از کشاورزان و معدنچیان را در یک شهرک دورافتاده غرب وحشی روایت میکند که خبر قتل یکی از همسایگانشان به دست گلهداران را میشنوند. با وجود هشدارهای قاضی محلی و مردی که به تازگی به شهر رسیده است، جمعیت خشمگین که از دستگیری و محاکمه عادلانه خسته شدهاند، تصمیم میگیرند تا با تشکیل یک گروه خودسرانه، عدالت را به دست خود اجرا کنند. این فیلم به کارگردانی دلمر دیویز به بررسی تاریکیهای روانی جامعه، خطرات حکومت تودهای و عواقب مرگبار اعدام بدون محاکمه میپردازد.
خلاصه داستان: در آمستردام، شش داستان غیرمرتبط که توسط یک عکاس جوان از بلغارستان به نام Jenya به هم پیوند خوردهاند، در هم میآمیزند. این افراد شامل یک زن و شوهر فرانسوی که در جستجوی فرزندی برای فرزندخواندگی هستند، یک تهیهکننده فیلم ثروتمند که با یک راننده تاکسی درگیر شده، یک پسر جوان از سیرالئون که در تلاش برای دریافت ویزا است، یک مرد مسن که با گذشتهاش روبرو میشود، یک زن جوان که در جستجوی برادر گمشدهاش است و یک زن که در تلاش برای نجات ازدواجش است، همگی در یک شب دراماتیک در پایتخت هلند به اوج میرسند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: فیلم داستان سری (The Other Lamb) را روایت میکند که در یک فرقهی مردانه زندگی میکند و از دو گروه همسران و دختران تشکیل شده است. وقتی سری جوان شروع به دیدن تصاویری از دنیای بیرون میکند، رهبر فرقه (پدر) او را به یک سفر روحی میبرد تا ایمانش را تقویت کند، اما این سفر به کشف وحشتناکی از ماهیت واقعی فرقه و جایگاهش در آن منجر میشود. در طول این ماجرا، سری بین وفاداری به سنتهایی که او را بزرگ کرده و میل به آزادی و استقلال، دست و پنجه نرم میکند و در نهایت علیه ساختارهای سرکوبگر فرقه قیام میکند.
خلاصه داستان: فیلم «The Other Side of the Wind» که در سال ۲۰۱۸ منتشر شد، داستان کارگردان سینمای سلطنتی به نام جیک هانافورت (با بازی جان هیوستون) را روایت میکند که پس از ۲۰ سال تبعید خودخواسته در اروپا، به آمریکا بازمیگردد تا آخرین فیلمش را در یک پارتی شبانه به نمایش بگذارد. این فیلم که در اواخر دهه ۱۹۷۰ میگذرد، بازتابی از تغییرات فرهنگی و سیاسی آن دوران است و داستانهای متعددی از جمله تلاش هانافورت برای جمعآوری بودجه، رابطهاش با دو زن جوان و تلاش گروهی از خبرنگاران و منتقدان برای درک او را در هم میتند.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۱۳، سریال فانتزی و ترسناک «اصلیها» (The Originals) روایتگر داستان خانواده اصلی خونآشامها به رهبری کلاوس مایکلسون است که پس از ترک نیواورلئان، برای بازپسگیری قلمرو از دست رفتهاش و تقابل با جادوگران، به شهر بازمیگردد. این سریال که اسپینآفی از «خاطرات خونآشام» است، بر تاریخچه، توطئهها و روابط پیچیده این خانواده مرموز تمرکز دارد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۹۷، مینیسریال «اودیسه» (The Odyssey) به کارگردانی فرانکو زفیرلی، داستان حماسی هومر را بازگو میکند. این مجموعه، ماجراجوییهای اولیس (اودیسهئوس) را در راه بازگشت به خانه پس از جنگ تروا روایت میکند. او در این مسیر با چالشهای متعددی از جمله مواجهه با دورسها، پادشاهی پولیفیموس غولپیکر، جادوی کیرسه و مواجهه با سیرنها روبرو میشود. همزمان، همسرش پنلوپه در ایتاکا با خواستگاران ناخواسته دست و پنجه نرم میکند و پسرش تلماکوس به دنبال پدرش راهی سفر میشود.
خلاصه داستان: بیلی هینز، سرباز جوان آمریکایی، در جریان جنگ جهانی اول با دختری به نام آن مونتگومری آشنا میشود و عاشق او میگردد. اما پس از پایان جنگ، آن به دلیل فشارهای خانوادگی و اجتماعی با مرد دیگری ازدواج میکند. بیلی که قلبش شکسته، سالها بعد در دهه ۱۹۲۰ به عنوان یک تاجر موفق به نیویورک بازمیگردد و درمییابد که آن اکنون در یک ازدواج ناخوشایند گیر افتاده است. او فرصتی برای احیای عشق گذشته و رهایی آن از زندگی روتین و بیروح پیدا میکند.
خلاصه داستان: در اواسط دهه ۲۰۰۰، نوجوانی به نام رایان اتوود که در شرایط سخت زندگی میکند، به دلیل یک اشتباه به کانون توجهات خانوادهی ثروتمند کوهن در شهر نیوپورت بیچ، کالیفرنیا کشیده میشود. این سریال با نام فارسی «اوشی»، دنیای لوکس و پر زرق و برق نوجوانان طبقه بالا را با مشکلات، روابط عاشقانه و جاهطلبیهایشان به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: سریال «اوایی» (The OA) داستان پری بریتینگ (Prairie Johnson)، یک دختر نابینای گمشده را روایت میکند که پس از هفت سال غیبت، با چشمانی معجزهآسا که بینایی خود را بازیافته، به خانه بازمیگردد. او که اکنون خود را «اوایی» (The OA) مینامد، با پلیس و خانوادهاش همکاری نمیکند، اما به تدریج به پنج غریبه اعتماد میکند و داستان اسارت، فرار و تجربیات ماوراءالطبیعهاش را برایشان شرح میدهد. او به آنها میگوید که در مکانی مخفی زندانی بوده و با گروهی از افراد دیگر که همگی دارای تواناییهای خاصی بودند، آشنا شده است. او باور دارد که این گروه میتوانند با انجام حرکات خاص و مرموزی، به دنیاهای موازی سفر کنند و با این کار، جان انسانهای دیگر را نجات دهند. اوایی معتقد است که یک تهدید بزرگ در راه است و تنها راه نجات، یافتن بقیه اعضای گروه و استفاده از این تواناییهاست.