خلاصه داستان: داستان درباره یک داروساز ۳۹ ساله است که پس از ازدواج عشق قدیمیاش با فردی دیگر، در مسیر بازگشت از یک مهمانی با مرد جوانی آشنا شده و زندگی مشترکی را آغاز میکند. اما ورود مردی مهربان و صادق به زندگیاش، او را در دوراهی احساسی جدیدی قرار میدهد تا معنای واقعی عشق و خوشبختی را کشف کند.
خلاصه داستان: بایین شینینگ، وارث سابق یک امپراتوری بزرگ جواهرات، پس از پانزده سال تبعید با هویتی جعلی بازمیگردد تا حقیقت پشت محکومیت ناعادلانه مادرش را فاش کند. او در میان بازیهای قدرت دو مرد با نفوذ، تلاش میکند تا جایگاه واقعی خود را در این امپراتوری پس بگیرد.
خلاصه داستان: تروآسا اودا پس از کشته شدن پدرش به دست سازمانی مرموز، وارد یک بازی مرگبار برای جمعآوری ۹۹ کلید شیطانی با قدرتهای ماورایی میشود. او باید در نبردهای ذهنی و روانی فشرده با رقیبان سرسخت خود بجنگد تا حقیقت مرگ پدرش را کشف کند و زنده بماند.
خلاصه داستان: لی ته پونگ بعد از تصادف هوش کودکانه ای دارد. هان یو جونگ شغل رویایی خود را رها می کند تا از خانواده فقیر خود در میان اعمال ناشایست دوقلو خود حمایت کند. زندگی آنها در هم تنیده می شود زیرا با معجزه در درگاه مرگ روبرو می شوند.
خلاصه داستان: ایچیکو و اوتویا پس از هفت سال زندگی مشترک بدون رابطه جنسی، به توافقی عجیب برای داشتن روابط خارج از ازدواج میرسند. اما زمانی که اوتویا در شب سالگرد ازدواجشان ایچیکو را پس میزند، این تعادل شکننده به هم میخورد و ایچیکو نیز تصمیم میگیرد به دنبال رابطهای جدید برای خود برود.
خلاصه داستان: هوو لینگ لانگ از یک ازدواج ترتیب داده شده فرار می کند. او با ژان ژائو مجروح ملاقات می کند و شواهدی علیه یک مقام فاسد در اختیار دارد. تحت تعقیب، آنها با بای یو تانگ برای افشای توطئه، حمایت از عدالت و بازگرداندن صلح متحد می شوند.
خلاصه داستان: رقبا که به سمت قدرت شیطان کشیده می شوند، متحد و عاشق می شوند - مجبور می شوند بین عشق، وفاداری و سرنوشت در دنیایی از هویت های پنهان یکی را انتخاب کنند.
خلاصه داستان: در جشنواره فانوس، شاهدخت نینگ یوان بهطور مرموزی در ضیافت شبانه جان میبازد. لی پییی، شاهدخت شهرستان فوچانگ، و شیائو هوایجین، معاون مدیر دفتر نجوم، مأمور تحقیق میشوند. پییی ظاهری سرد اما قلبی مهربان دارد؛ افراد را سریع میخواند و حتی سریعتر میجنگد. هوایجین دقیق و با حافظهای تیز است. آنها هماهنگ با هم، سرنخها را در میان اشراف متکبر و گارد امپراتوری دنبال میکنند.
خلاصه داستان: یک وکیل مدافع جنایی با گذشتهای تاریک، درگیر بازی ذهنی و پرمخاطرهای با یک قاضی باسابقه و یک نخبه حقوقی کاریزماتیک میشود. این سه غریبه در جریان یک پرونده جنایی پیچیده، در حالی که مرز میان شکارچی و شکار کمرنگ میشود، رقابتی مرگبار اما همراه با درک متقابل را آغاز میکنند.