خلاصه داستان: دو برای پول، فیلمی در سال ۲۰۰۵، داستان یک بازیکن فوتبال آمریکایی به نام براندون لانگ را روایت میکند که پس از مصدومیت، به دنیای شرطبندی ورزشی وارد میشود. او توسط یک مشاور شرطبندی به نام والتر آبرامز جذب میشود و به سرعت در این دنیای پرخطر و پر از فریب موفق میشود. اما با افزایش موفقیت، براندون با چالشهای اخلاقی، اعتیاد و تهدیدهای امنیتی روبرو میشود و باید بین ثروت و سلامت روانی خود یکی را انتخاب کند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۸۸، فیلم «خونریزی» (Bloodsport) داستان فرانک دوکس (با بازی ژان-کلود ون دام) را روایت میکند که یک سرباز آمریکایی است و برای شرکت در یک تورنمنت زیرزمینی و غیرقانونی به نام کومیته به هنگکنگ سفر میکند. او در این مسابقات خشن، با رقبای قدرتمندی از سراسر جهان روبرو میشود و باید با استفاده از مهارتهای رزمی خود، راه خود را به سوی قهرمانی باز کند. این فیلم یکی از آثار کلاسیک سینمای رزمی دهه ۱۹۸۰ است که به محبوبیت ون دام کمک شایانی کرد.
خلاصه داستان: فیلم «ایو سن لوران» (Yves Saint Laurent) داستان زندگی نابغهی مد فرانسوی، ایو سن لوران را روایت میکند. این اثر سینمایی به کارگردانی جالیل لپرت، سالهای اوج خلاقیت و موفقیت او در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ را به تصویر میکشد و همزمان رابطهی پیچیدهی او با شریک زندگی و تاجر معروفش، پیر برژه را نیز بررسی میکند. این فیلم با بازی پییر نینی و گیوم گالیون، نگاهی عمیق به دنیای پرزرق و برق و در عین حال تاریک مد عالیرتبه دارد و چالشهای شخصی و حرفهای این طراح افسانهای را برجسته میکند.
خلاصه داستان: The Swerve یک فیلم درام روانشناختی محصول ۲۰۲۴ است که داستان زنی به نام هانا را روایت میکند که در زندگی روزمره خود با یک بحران عمیق روبرو میشود. او که یک پرستار است، در حین انجام وظایف حرفهای و مسئولیتهای خانوادگی، با افکار وسواسی و احساسات پنهانی دست و پنجه نرم میکند. با پیشرفت داستان، فشارهای درونی و بیرونی به تدریج او را به سمت نقطهای میکشانند که تصمیمات سرنوشتسازی میگیرد و مسیر زندگیاش را برای همیشه تغییر میدهد. این فیلم به بررسی مفاهیمی چون سلامت روان، فشارهای اجتماعی و جستجوی هویت میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم «تغییرشکل» (Changeling) در سال ۲۰۰۸ به کارگردانی کلینت ایستوود و با بازی آنجلینا جولی روایتگر داستانی تکاندهنده از مادری به نام کریستین کالینز است که پس از ناپدید شدن پسرش والتر، با پلیس فاسد و سیستم قضایی بیعدالتی روبرو میشود. وقتی پلیس پسری را به عنوان والتر به او بازمیگرداند، کریستین با اطمینان از اینکه این کودک پسرش نیست، با وجود تهدیدها و فشارهای روانی، برای افشای حقیقت و بازگرداندن پسر واقعی خود مبارزه میکند. این فیلم بر اساس یک داستان واقعی در لسآنجلس دهه ۱۹۲۰ ساخته شده است.
خلاصه داستان: در فیلم «خانواده سلطنتی تننباوم»، که در سال ۲۰۰۱ منتشر شد، داستان خانوادهای با استعداد و عجیب را دنبال میکند که پس از سالها دوری، به دلیل بیماری پدرشان، ریچارد تننباوم، دوباره گرد هم میآیند. ریچارد که سالها پیش خانواده را ترک کرده بود، با ادعای بیماری لاعلاج به خانه بازمیگردد تا آخرین روزهای زندگی خود را در کنار همسر و فرزندانش بگذراند. در این میان، فرزندانش که هر کدام در زمینههای مختلفی مانند نویسندگی، تنیس و اقتصاد موفق بودهاند، با مشکلات شخصی و روابط پیچیدهای دست و پنجه نرم میکنند و تلاش میکنند تا با حضور پدر، زندگی خود را سر و سامان دهند.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۱۶، فیلم «خون وحشی» داستان مردی به نام دیوید را روایت میکند که پس از یک تصادف مرگبار، به دلیل یک بیماری نادر به حالت کما میرود. وقتی از خواب بیدار میشود، متوجه میشود که دنیا تغییر کرده و او در یک جهان پسا-آخرالزمانی که توسط یک ویروس کشنده آلوده شده است، گیر افتاده است. دیوید باید برای زنده ماندن بجنگد و با تهدیدات جدید و موجودات خطرناکی که در این دنیای ویرانه پرسه میزنند، روبرو شود.
خلاصه داستان: داستان فیلم «بیعدالتی» در سال ۲۰۱۰ در کره جنوبی رخ میدهد و حول محور یک کارآگاه پلیس به نام جونگ-چول است که به دلیل ارتکاب جرمی جزئی، از کار تعلیق میشود. او با یک وکیل باهوش به نام یو-مین همکاری میکند تا با استفاده از روشهای غیرقانونی و ارتباطات مشکوک، پروندهای پیچیده را که به یک قاتل سریالی مرتبط است، حل کند. در این مسیر، مرز بین خوب و بد محو میشود و کارآگاه مجبور میشود برای اجرای عدالت، از اصول اخلاقی خود عبور کند.
خلاصه داستان: یک استاد یین یانگ به نام چینگ مینگ در سال ۲۰۲۰ به شهری میرسد که در آن نیروهای تاریک و شیطانی در حال تاخت و تاز هستند. او با کمک یک جادوگر جوان به نام یوان و یک جنگجوی قدرتمند به نام یو، باید با نیروهای شیطانی که از اعماق زمین سر برآوردهاند، مبارزه کند. در طول مسیر، آنها با رازهای تاریکی که در پس این بلایا نهفته است، روبرو میشوند و باید برای نجات شهر و حفظ تعادل بین خیر و شر، با هم متحد شوند.
خلاصه داستان: داستان فیلم «کجای دل» در سال ۲۰۰۰ روایت میشود و داستان نویسندهای جوان به نام نوئل را دنبال میکند که به همراه دوستپسرش ویلیام به یک سفر جادهای به سمت کالیفرنیا میرود. در طول سفر، نوئل که باردار است، در یک فروشگاه والمارت در شهر کوچکی به نام گرینوود در ایالت اکلاهما به دلیل دردهای زایمان زودرس متوقف میشود. پس از تولد دخترش، او در این فروشگاه میماند و با کمک دوستان جدیدش، از جمله رافی، یک کارگر ساده و دلسوز، و ویلکس، یک زن مسن و ثروتمند، زندگی جدیدی را آغاز میکند. نوئل در این محیط غیرمنتظره، معنای واقعی خانه، خانواده و عشق را مییابد و با چالشهایی مانند ترک ویلیام، نگهداری از دخترش و یافتن راه خود به عنوان یک مادر و نویسنده روبرو میشود. در نهایت، او در میان این جامعهی کوچک و صمیمی، ریشههای عمیقی میزند و کشف میکند که خانه واقعی در جایی است که قلب آرام گیرد.