خلاصه داستان: یک گروه از زندانیان یهودی در اردوگاه کمپ مرگ نازی، در حالی که در انتظار مرگ خود هستند، خدا را به دادگاه میکشانند و متهم میکنند که چرا با قتل غیرنظیر یهودیان در جنگ جهانی دوم، به عهد خود با آنها خیانت کرده است. در طول بحث و جرز و بحث، زندانیان به دلایل مختلفی برای وجود خدا و عدالت الهی پرداخته و به این سوال پاسخ میدهند که آیا خدا وجود دارد و اگر وجود دارد، چرا اجازه میدهد که چنین جنایتی در حق یهودیان انجام شود.
خلاصه داستان: دکتر کلیو و دکتر وینستون ویلسون، دو خواهر دوقلو هستند که با هم در یک کلینیک تناسب اندام مشترک کار میکنند. آنها در تخصص جراحی زیبایی و جراحی پلاستیک بسیار ماهر هستند و بسیاری از بیماران مشهور را درمان میکنند. اما زندگی آنها به هم میریزد وقتی که یک بیمار جدید وارد کلینیک میشود و باعث میشود روابط آنها با یکدیگر و با جهان پیرامونشان تغییر کند.
خلاصه داستان: در داستان "بالاد یک بازیکن کوچک"، لرد دویلی، یک بانکدار انگلیسی ثروتمند و معتاد به قمار، در کازینوی لاسوگاس به سر میبرد. او به دنبال یک شب پرهیجان در پیروزیهای قمار و سرگرمیهای شبانه است. اما زندگی او به طور ناگهانی تغییر میکند وقتی با یک زن مرموز و جذاب مواجه میشود که به نظر میرسد گذشتهای تاریک دارد. این ملاقات باعث میشود دویلی به یک سفر خطرناک و پر از هیجان در دنیای قمار و جنایت وارد شود.
خلاصه داستان: کوچ کریتر یک فیلم درام ورزشی است که بر اساس داستان واقعی کین کارتر، مربی بسکتبال، ساخته شده است. کین کارتر پس از بازگشت به محلهی قدیمیاش، تصمیم میگیرد به عنوان مربی تیم بسکتبال دبیرستان ریچموند فعالیت کند. او با قراردادی سختگیرانه و الزاماتی مانند حضور در کلاسها و نمرههای خوب، تلاش میکند نوجوانان را به سمت موفقیت در زندگی هدایت کند. با وجود مخالفتهایی که با آن مواجه میشود، کریتر به دانشآموزان آموزش میدهد که ورزش تنها یک بخش از زندگی است و تحصیل و اخلاق مهمترین عوامل موفقیت هستند.
خلاصه داستان: در سال 2025، کریم (فینسنت کاسل)، یک مرد دلسوخته که همسرش را از دست داده، شرکتی را اداره میکند که به بیماران میگذارد از طریق تلویزیون زنده، جسد عزیزانشان را در تابوتهایی که در زمین دفن شدهاند، تماشا کنند. او با آرتر (جیسیکا کیش)، یک زن جوان و مرموز که در شرکت او استخدام میشود، آشنا میشود. آرتر به کریم کمک میکند تا با گذشتهاش مواجه شود و شروع به درمان احساساتی خود کند. اما آرتر نیز رازهایی دارد که میتواند زندگی کریم را به هم بریزد.
خلاصه داستان: در سال 1980، سه دونفر جوان در نیویورک به طور تصادفی متوجه میشوند که یکدیگر را نمیشناسند و در واقع سهتا دوقلو یکسان هستند که در بدو تولد از هم جدا شدهاند. این کشف باعث میشود تا آنها با یکدیگر آشنا شوند و زندگی مشترکی را آغاز کنند. اما هر چه زمان میگذرد، رازهایی در مورد جدا شدن آنها و شرایطی که آنها را به این وضعیت رسانده است، آشکار میشود و داستان به یک راز پر از هیجان و هیجانانگیز تبدیل میشود.
خلاصه داستان: در یک دنیای آیندهای، یک جامعه پوستری و سکوتگونه زندگی میکند که در آن حتی کوچکترین صدا میتواند مرگ محقق کند. در این فضای خطرناک، خانوادهای تلاش میکند تا با استفاده از زبان اشاره و روشهای ارتباطی بیصدا، زنده بمانند و از موجودات مرموزی که با هر صدای کوچکی به سراغشان میآیند، در امان بمانند. در این بین، مادر باردار باید با تمام وجود از خود و نوزاد آیندهاش محافظت کند تا صدای نخستین نوزاد، آخرین صدای آنها نباشد.
خلاصه داستان: نرمشی در دل، داستان چهار دوستی و عشق است که در میان آشفتگیهای زندگی و خانواده، به دنبال یافتن خود و معنای واقعی عشق هستند. این فیلم در سال ۲۰۰۲ به نمایش درآمده و با ترکیبی از رمانتیک و درام، به مخاطبان خود پیامهای عمیق درباره ارتباطات انسانی و پذیرش واقعیت ارائه میدهد.
خلاصه داستان: در سال 1995، یک برادر و خواهر جوان در یک روستای کوچک در آمریکا با مشکلات زندگی روزمره و تنشهای خانوادگی مواجه هستند. پس از مرگ پدرشان، برادر بزرگتر مسئولیت مراقبت از خواهر کوچکتر را بر عهده میگیرد. در حالی که هر دو تلاش میکنند تا از مشکلات مالی و اجتماعی عبور کنند، روابط آنها به چالش کشیده میشود و آزمونهایی را تجربه میکنند که باعث میشود ارتباط آنها به یکدیگر تغییر کند.
خلاصه داستان: در سه داستان جداگانه که در سالهای 1911، 1966 و 2005 رخ میدهند، مرد و زن در سه نقش متفاوت با هم برخورد میکنند: یک بازرگان و یک آشپز در یک اداره دولتی، یک بازیکن بسکتبال و یک دختر مشغول به کار در یک کافه، و یک خواننده و یک فیلمساز در یک بار. هر داستان به شکل متفاوتی از عشق، اشتیاق و دوری بیان میشود، و در پایان هر کدام، شخصیتها با یکدیگر مواجه میشوند اما در نهایت از هم دور میشوند.