خلاصه داستان: سریال از یک فرار شروع می شود فرد جوانی ریشهای خود را می تراشد و یونیفرم مامورین زندان را می پوشد و به راحتی از زندان فوق امنیتی فرار می کند. نام این” فرد نیل کفری” است...
خلاصه داستان: در برلین 1990 ، یک هنرمند و هکر روش جدیدی را برای دیدن جهان اختراع کردند. سالها بعد ، آنها دوباره متحد می شوند تا از گوگل به دلیل نقض حق ثبت اختراع شکایت کنند.
خلاصه داستان: مرلین؛نام مجموعهٔ تلویزیونی بریتانیایی در قالب فانتزی و ماجراجویی است. مرلین یک جادوگر جوان و قدرتمند است که به سفارش مادر خود، به کملات میرود تا درمانگری سالخورده به نام گایوس را ملاقات کند. پس از دیدار با اژدهای بزرگ، متوجّه میشود که سرنوشت بزرگی دارد و باید از پسر اوتر پندراگون، شاه آرتور محافظت کند، جادو را به کملات بازگرداند و به پادشاه راستین آینده، کمک کند؛ مرلین برای تحقق بخشیدن به سرنوشت خود، خدمتکار آرتور میشود و...
خلاصه داستان: خانواده تاوارا، آخرین قبیله نینجا. این خانواده پس از یک حادثه در گذشته ریشه های خود را رها کرده بود، اما اکنون خانواده باید بزرگترین بحران در تاریخ ژاپن را بپذیرند، بحرانی که تهدید می کند ملت را تا قلبش تکان دهد.
خلاصه داستان: عنوان سریال از نام مهرههای سوخته گرفته شده که در سازمانهای جاسوسی به فرد یا منبعی گفته میشود که دیگر قابل اعتماد نیست. وقتی جاسوسها به مهره سوخته تبدیل میشوند تمام ارتباطات آنها با سازمان به حالت تعلیق درآمده و هیچگونه دسترسی به پول ندارند. در ابتدای این سریال نیز گفته میشود که وقتی یک جاسوس به مهره سوخته تبدیل میشود نه پولی برایش باقی میماند نه اعتبار و نه پشتیبانی دارد و هیچگونه سابقه کاری نیز برای او ثبت نمیشود...
خلاصه داستان: یک آزمایشگاه آینده نگر هویت جوانان گمشده را پاک کرده است و اکنون هویت های موقتی را که برای انجام تکالیف برای مشتریان نیاز دارند در آنها نقش می بندد.
خلاصه داستان: یون آی یک دانش آموز دبیرستانی است که با کارهای پاره وقت خرج خود و خواهرش را در می آورد. پدر و مادرش آنها را رها کرده اند و هیچ خبری ندارد که آنها کجا هستند. او با وجود وضعیت مالی بد در مدرسه جز نفرات برتر است. همکلاسی او نا ایل دونگ همیشه در حال رقابت با یون آی در نمرات است. یک روز یون آی در یک شهر بازی متروکه با جادوگر مرموز لی ئول ملاقات میکند…
خلاصه داستان: دایسوکه کانبه، مردی با ثروت فوق العاده، به عنوان کارآگاه به ستاد پیشگیری از جرم و جنایت مدرن منصوب می شود. آنجاست که او با هارو کاتو، یک کارآگاه انسانی که عدالت را بیش از هر چیز ارزش قائل است، شریک می شود. این دو متضاد قطبی هستند و اخلاق آنها بارها و بارها با هم برخورد می کند. هارو از دایسوکه به خاطر استفاده از ثروت پولی برای حل پرونده ها متنفر است، زیرا معتقد است که پول همه چیز نیست. با این حال، این دو باید تلاش های خود را برای حل معماهایی که در راه است، ترکیب کنند.