خلاصه داستان: در دهه ۱۹۳۰ میلادی، در جنوب ایالات متحده آمریکا، خانوادهای سیاهپوست فقیر به رهبری مورگان (پل واینفیلد) و همسرش ربکا (سینتیا بوئز) تلاش میکنند با شکار و کشتزاری که در اختیار دارند، زندگی خود را تامین کنند. پسرشان داوود لی (کیوین هاوکینز) به شدت به سگ شکاری خانواده، سوندر، دلبسته است. وقتی مورگان دستگیر شده و به زندان میرود، خانواده با مشکلات بیشتری روبهرو میشوند. داوود لی تصمیم میگیرد تا پدرش را در زندان بیابد و در این راه با چالشهای زیادی روبرو میشود. در این بین، سوندر نیز از دست خانواده جدا شده و داوید لی باید هم به دنبال پدرش و هم به دنبال سگش باشد. این فیلم به دلیری خانواده در مواجهه با سختیها و تلاش آنها برای حفظ وحدت در شرایط سخت اشاره دارد.
خلاصه داستان: در روستای دورافتادهای در کوهستان چین، یک زنجیره مرگبار از رویدادهایی آغاز میشود که زندگی ساکنان را به هم میریزد. پس از پیدایش جسد یک مرد جوان در یک قبرستان، پلیس محلی به تحقیق میپردازد و رمز و راز مرگ او را کشف میکند. در حالی که تحقیقات پیش میرود، رابطههای پنهان و درگیریهای خونین بین افراد روستا آشکار میشود و هر کس به نوبه خود درگیر این شبکه مرموز میشود. فیلمی مشتاقکننده و پر از هیجان که به دقت روایت میکند چگونه یک اتفاق ساده میتواند زندگی یک جامعه را به هم بریزد.
خلاصه داستان: در سال 1987، فرانکی، یک نوجوان 15 ساله، در یک روستای کوچک در ایرلند زندگی میکند. او با خواهر بزرگترش، مادرش و پدرش در یک خانه ساده زندگی میکند. فرانکی با مشکلات مالی خانواده و فشار جامعه روبرو است. او به دنبال شناخت هویت جنسی خود است و با احساسات متضادی در این زمینه دست و پنجه نرم میکند. فرانکی با دوستانش درگیر فعالیتهای مختلفی مانند دوچرخهسواری و بازیهای ویدئویی میشود. او با یک پسر دیگر در مدرسه آشنا میشود و بین آنها رابطهای عمیق و احساسی شکل میگیرد. این رابطه منجر به درک بهتری از خود فرانکی میشود و او را به سمت پذیرش هویت جنسی خود سوق میدهد.
خلاصه داستان: قضیه کالینی درباره وکیل جوانی به نام کسبی است که برای دفاع از مردی به نام کالینی به دادگاه میرود. کالینی به جرم قتل یک صنعتگر ثروتمند دستگیر شده است. همانطور که کسبی در پرونده بیشتر میپردازد، متوجه میشود که موضوع پیچیدهتر از آن است که به نظر میرسد و گذشتهای تاریک در کار است که به جنگ جهانی دوم بازمیگردد.
خلاصه داستان: فیلم "مردان طنز" داستان جرج سیمونز، یک کمدین مشهور و موفق است که پس از شناخت بیماری سرطان، تصمیم میگیرد با کمک یک کمدین جوان و ناشناخته به نام ایرا به دنیای کمدی بازگردد. این سفر باعث تغییرات عمیقی در زندگی هر دو میشود و آنها را با چالشهای شخصی و حرفهای روبرو میکند. فیلم به دنبالهای از رویدادهای طنزآمیز و احساسی است که نشان میدهد چگونه دو کمدین با شرایط زندگی و مرگ سر و کار دارند.
خلاصه داستان: Going My Way با بازی بینگ کروزی، فیلم کمدی-درام رمانتیکی سال 1944 است که داستان یک کشیش جوان و خوش شانس به نام فادر چاکلی در یک کلیسای نیویورکی را روایت میکند. وی با روشهای نوین خود، جوانان محله را به کلیسا میکشاند و با کمک آنها، مشکلات مالی و اجتماعی محل را حل میکند. فیلم با موسیقی دلنشین و حضور استثنایی بینگ کروزی به یکی از برترین فیلمهای سینمای دهه ۱۹۴۰ تبدیل شد و چندین جایزه اسکار به دست آورد.
خلاصه داستان: در دهه ۱۹۶۰، برنارد دویت، یک مدیر هنری جوان و پرانرژی، با کشف و راهنمایی گروههای موسییایی شکستناپذیری مانند بیتلز و رولینگ استونز، به یکی از مهمترین شخصیتهای صنعت موسیقی تبدیل میشود. با وجود موفقیتهای بزرگ، زندگی شخصیاش به تدریج از هم پاشیده میشود و او با وسوسههای قدرت، ثروت و شهرت روبرو میشود که در نهایت منجر به سقوط او در چاه اعتیاد و افسردگی میشود.
خلاصه داستان: میگم من یک راهنما هستم ولی من یک راهنما نیستم یک دختر نوجوان به نام میگان به یک اردوگاه تربیتی فرستاده میشود تا از همجنسگرایی خود رهایی یابد. در این اردوگاه او با یک دختر دیگر به نام گراهام آشنا میشود و احساساتی عمیق نسبت به او پیدا میکند. این احساسات باعث میشود او به زندگی و عشق خود فکر کند و در نهایت تصمیم میگیرد که به دنبال خوشحالی واقعی خود باشد. فیلم به طرز طنزآمیزی به موضوعات هویت جنسی و انتظارات جامعه پرداخته و نشان میدهد که عشق واقعی نمیتواند به راحتی کنترل یا تغییر شود.
خلاصه داستان: در داستان «مادرم»، مادر جوانی به نام سارا با مرگ ناگهانی همسرش دچار سختیهای زیادی میشود و مجبور میشود به تنهایی مسئولیت تربیت فرزند خردسالش را بر عهده بگیرد. در حالی که سارا تلاش میکند زندگی خود و فرزندش را دوباره بسازد، با چالشهای احساسی و مالی روبرو میشود. او به یادگرفتن اینکه چگونه به عنوان یک مادر مجرد زندگی کند و تصمیمات سختگیرانهای برای آینده فرزندش بگیرد، مجبور میشود. در این مسیر، سارا با کمک دوستان و خانوادهاش، یاد میگیرد که قدرت و عشق مادرانه میتواند هر مانعی را پشت سر بگذارد.
خلاصه داستان: در ادامه سفر آندرومیدا، او با چالشهای جدیدی روبرو میشود که نیاز به شجاعت و هوش بیشتری دارد. آندرومیدا باید تصمیمات سختگیرانهای بگیرد و با خطراتی روبرو شود که میتوانند سرنوشت او و اطرافیانش را تغییر دهند. در این بخش، روابط بین شخصیتها عمیقتر میشود و اسرار گذشته آشکار میگردد. آندرومیدا باید با استفاده از دانش و تواناییهایش، تهدیدهای ناشناختهای را که در پی خواهند بود، مهار کند. این بخش با نبردهای حساس و پیروزیهای کوچک همراه است که منجر به تغییرات بزرگی در زندگی آندرومیدا میشود.