خلاصه داستان: فیلم «پادشاه گمشده» یک درام بیوگرافی بریتانیایی به کارگردانی استیون فریرز و نویسندگی استیو کوگان و جف پوپ است که بر اساس کتاب «قبر پادشاه: جستوجو برای ریچارد سوم» نوشته فیلیپا لنگلی و مایکل جونز ساخته شده و در ۷ اکتبر ۲۰۲۲ در بریتانیا و ۲۴ مارس ۲۰۲۳ در آمریکا اکران شد. داستان درباره فیلیپا لنگلی (سالی هاوکینز)، تاریخدان آماتور، است که در سال ۲۰۱۲، پس از مطالعه درباره ریچارد سوم، پادشاهی که به دلیل نمایش شکسپیر بهعنوان یک شرور بدقیافه شهرت دارد، تصمیم میگیرد بقایای گمشده او را پس از بیش از ۵۰۰ سال پیدا کند. فیلیپا، که از بیماری ME رنج میبرد و در محل کار و زندگی شخصیاش (با همسر سابقش جان، با بازی استیو کوگان) با چالشهایی مواجه است، با الهام از جامعه ریچارد سوم و نشانههایی مانند حرف «R» در پارکینگ لستر، به این باور میرسد که بقایای پادشاه در زیر پارکینگ شورای شهر لستر دفن شدهاند. او با مقاومت دانشگاه لستر، بهویژه ریچارد تیلور (لی اینگلبی)، و باستانشناس ریچارد باکلی (مارک ادی) مواجه میشود که در ابتدا او را جدی نمیگیرند. داستان با صحنههایی مانند گفتوگوهای فیلیپا با شبح ریچارد سوم (هری لوید)، کاوش در پارکینگ، و کشف اسکلت با اسکولیوز (تأیید هویت ریچارد)، به موضوعات پشتکار، مبارزه با تعصبات و بازنویسی تاریخ میپردازد. با این حال، به دلیل لحن نامتعادل (ترکیب کمدی و درام)، فیلمنامه ناپیوسته، و استفاده از شبح ریچارد که گاهی غیرضروری به نظر میرسد، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۷/۱۰ در IMDb و ۷۷٪ در Rotten Tomatoes). بازی هاوکینز، فضای نوستالژیک، و پیام توانمندسازی تحسین شدند، اما داستان قابلپیشبینی، تصویر منفی از دانشگاه لستر (که ادعا کرد لنگلی کنار گذاشته نشده بود)، و کارگردانی متوسط نقد شدند. فیلم در جشنواره تورنتو ۲۰۲۲ نمایش داده شد و نامزد BIFA برای بازی هاوکینز شد، اما فروش گیشه محدودی (۱.۵ میلیون دلار) داشت.
خلاصه داستان: فیلم «کوچه کابوس» یک نئو-نوآر روانشناختی به کارگردانی گیرمو دل تورو و نویسندگی مشترک دل تورو و کیم مورگان است که اقتباسی از رمان ویلیام لیندزی گرشام (۱۹۴۶) بوده و در ۱۷ دسامبر ۲۰۲۱ توسط Searchlight Pictures منتشر شد. داستان در دهه ۱۹۳۰ آمریکا رخ میدهد و درباره استن کارلایل (بردلی کوپر)، مردی مرموز و کاریزماتیک است که پس از سوزاندن خانهای (احتمالاً با جسد پدرش)، به یک کارناوال دورهگرد میپیوندد. او نزد کلمنس (ویلم دافو) و مادام زینا (تونی کولت)، پیشگو، مهارتهای فریب و ذهنخوانی را میآموزد. استن با مولی (رونی مارا)، معشوقهاش، کارناوال را ترک کرده و بهعنوان فریبکار حرفهای در شهرهای بزرگ، با تقلید از پیشگویی، ثروتمندان را فریب میدهد. او با دکتر لیلیث ریتر (کیت بلانشت)، روانشناس زیرک و فریبنده، همکاری میکند تا از ازرا گریندل (ریچارد جنکینز)، تاجر ثروتمند، کلاهبرداری کند. داستان با صحنههایی مانند نمایش «هیولا» در کارناوال، جلسات روانشناسی با لیلیث، و پایانبندی تراژیک که استن بهعنوان «هیولای الکلی» به کارناوال بازمیگردد، به موضوعات طمع، فریب و سرنوشت میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، مدتزمان طولانی (۱۵۰ دقیقه)، و فقدان گرمای عاطفی در مقایسه با اقتباس ۱۹۴۷، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۷.۱/۱۰ در IMDb و ۸۰٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای کوپر، بلانشت و مارا، طراحی تولید تامارا دوور، و فیلمبرداری دن لاستسن تحسین شدند، اما داستان قابلپیشبینی و شخصیتهای فرعی ضعیف نقد شدند. فیلم نامزد چهار جایزه اسکار (بهترین فیلم، طراحی تولید، فیلمبرداری و طراحی لباس) شد، اما برنده نشد.
خلاصه داستان: فیلم «آپولو ۱۰ و نیم: کودکی در عصر فضا» یک کمدی-درام انیمیشن آمریکایی به کارگردانی، نویسندگی و تهیهکنندگی ریچارد لینکلیتر است که در ۱ آوریل ۲۰۲۲ در نتفلیکس منتشر شد. داستان که بهصورت نیمهخودزندگینامهای و با الهام از کودکی لینکلیتر در هیوستون تگزاس در سال ۱۹۶۹ ساخته شده، حول استنلی (با صدای جک بلک بهعنوان بزرگسال و میلوی کوی بهعنوان کودک) میچرخد، دانشآموز کلاس چهارمی که در حومه هیوستون نزدیک ناسا زندگی میکند. فیلم دو دیدگاه را در هم میآمیزد: هیجان فرود آپولو ۱۱ بر ماه و فانتزی کودکانه استن که در آن مأموران ناسا، بوستیک (گلن پاول) و کرانز (زکری لوی)، او را برای مأموریتی مخفیانه به نام آپولو ۱۰ و نیم انتخاب میکنند، زیرا ماژول قمری بهطور اتفاقی برای بزرگسالان کوچک ساخته شده است. داستان با صحنههایی مانند بازیهای کودکانه در محله (مانند پرتاب موشک کاغذی)، تماشای برنامههای تلویزیونی دهه ۶۰ (مانند Dark Shadows)، و لحظات خانوادگی با پنج خواهر و برادر و والدین (لی ادی و بیل وایز)، به موضوعات نوستالژی، تخیل کودکی و اهمیت تاریخی عصر فضا میپردازد. انیمیشن روتوسکوپی، مشابه آثار قبلی لینکلیتر مانند Waking Life و A Scanner Darkly، با ترکیبی از تصاویر واقعی دهه ۶۰ و CGI، فضایی زنده و رویایی خلق میکند. با این حال، به دلیل فقدان روایت خطی، تمرکز بیشازحد بر جزئیات نوستالژیک (مانند نام بردن از بستنیهای باسکین-رابینز یا بازیهای تختهای)، و داستان فانتزی کماهمیت، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۷.۲/۱۰ در IMDb و ۹۱٪ در Rotten Tomatoes). بازی بلک، تصاویر بصری و موسیقی متن تحسین شدند، اما ریتم کند و فقدان عمق داستانی نقد شدند. فیلم در SXSW 2022 نمایش داده شد و در لیست ۱۰ فیلم برتر سال Cahiers du Cinéma قرار گرفت، اما به دلیل استفاده گسترده از فیلمهای واقعی، از رقابت اسکار انیمیشن ۲۰۲۳ کنار گذاشته شد، هرچند این تصمیم پس از اعتراض لینکلیتر و نتفلیکس لغو شد.
خلاصه داستان: فیلم «نام من انتقام است» (عنوان اصلی: Il mio nome è vendetta) یک تریلر اکشن-جنایی ایتالیایی به کارگردانی کوزیمو گومز و نویسندگی مشترک او با ساندرو دازیری و آندرهآ نوبله است که در ۳۰ نوامبر ۲۰۲۲ در نتفلیکس منتشر شد. داستان در منطقه آلتو آدیجه، شمال ایتالیا، درباره سانتو رومئو (الساندرو گاسمن)، که با هویت جعلی بهعنوان دومنیکو فرانزه، عضو سابق مافیای ندرنگتا، زندگی میکند، آغاز میشود. او با همسرش اینگرید (سینجا دیکس) و دختر ۱۷ سالهاش سوفیا (جینورا فرانچسکونی)، که در هاکی روی یخ مهارت دارد و درس رانندگی آفرود میگیرد، زندگی آرامی دارد. وقتی سوفیا، برخلاف خواسته پدرش، عکسی از او در اینستاگرام منتشر میکند، فناوری تشخیص چهره مافیای رقیب، خانواده لو بیانکو، را به آنها میرساند. دو قاتل به خانهشان حمله میکنند و اینگرید و برادرش را با آچار چرخ به قتل میرسانند. سانتو و سوفیا به میلان فرار میکنند، جایی که سانتو گذشتهاش را فاش میکند: او ۲۰ سال پیش پسر بزرگتر آنجلو لو بیانکو (رمو جیرونه)، رئیس مافیا، را کشته و برای شروع زندگی جدید فرار کرده بود. سانتو به سوفیا مهارتهای رزمی و استفاده از چاقو را آموزش میدهد تا برای انتقام آماده شود. داستان با صحنههایی مانند ردیابی هکیم (دوست سوفیا) توسط مافیا، آدمربایی میشل لو بیانکو (السیو پراتیک)، و رویارویی نهایی با آنجلو، به موضوعات انتقام، رابطه پدر و دختری، و تأثیر فناوری (تشخیص چهره) میپردازد. پایانبندی فیلم با پیچش غافلگیرکنندهای همراه است که دیدگاه سوفیا را به بلوغ میرساند. با این حال، به دلیل شباهت به فیلمهایی مانند «لئون» و «جان ویک»، فیلمنامه کلیشهای، دیالوگهای ضعیف، و فقدان عمق شخصیتپردازی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۶/۱۰ در IMDb و ۶۰٪ در Rotten Tomatoes). بازی گاسمن و فرانچسکونی، صحنههای اکشن (بهویژه آموزش چاقو)، و لوکیشنهای زیبای آلتو آدیجه و میلان تحسین شدند، اما داستان قابلپیشبینی و کمبود نوآوری نقد شدند. فیلم ۹۲ دقیقه است، با بودجه متوسط ساخته شد و در سال ۲۰۲۳ اعلام شد که دنبالهای در دست تولید است.
خلاصه داستان: فیلم «بزرگترین مأموریت آبجو» یک درام-کمدی-بیوگرافی آمریکایی به کارگردانی پیتر فارلی و نویسندگی برایان کوری و پیت جونز، بر اساس کتابی به همین نام نوشته جان «چیک» دونوهیو و جوآنا مولوی، است که در ۲۳ سپتامبر ۲۰۲۲ در جشنواره تورنتو اکران شد و در ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۲ در Apple TV+ منتشر شد. داستان در سال ۱۹۶۷ در نیویورک رخ میدهد و درباره چیک دونوهیو (زک افران)، ملوان سابق نیروی دریایی و گمگشتهای است که در محله اینوود با دوستانش در بار «داک» وقت میگذراند. در حالی که جنگ ویتنام در جریان است و دوستان دوران کودکیاش مانند تامی کالینز (آرچی رنو)، ریک داگن (جیک پیکینگ)، و بابی پاپاس (کایل آلن) در جنگ هستند، چیک در واکنش به اعتراضات ضدجنگ و تحت تأثیر یک شرطبندی در بار، تصمیم میگیرد برای بالا بردن روحیه سربازان، بهطور شخصی یک کولهپشتی پر از قوطیهای آبجو پابست بلو ریبون را به ویتنام ببرد. او با سوار شدن به یک کشتی باری به سایگون میرسد و در بحبوحه جنگ، با خطراتی مانند بمباران تت، تیراندازی در جنگل، و ملاقات با یک مأمور سیا (بیل مری) مواجه میشود. چیک با کمک آرتور کوتس (راسل کرو)، یک عکاس خبری جنگی، و یک افسر ویتنامی، لوان (ویل راپ)، به خط مقدم میرسد تا آبجوها را تحویل دهد. داستان با صحنههایی مانند فرار چیک از هلیکوپتر در حال سقوط، تحویل آبجو به دوستانش در پایگاههای نظامی، و مواجهه با واقعیتهای وحشیانه جنگ، به موضوعات دوستی، وفاداری و بلوغ در مواجهه با جنگ میپردازد. با این حال، به دلیل لحن ناهماهنگ بین کمدی و درام، بازی غیرقابلباور افران، و سادهسازی جنگ ویتنام، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۸/۱۰ در IMDb و ۴۳٪ در Rotten Tomatoes). بازی کرو و مری، موسیقی متن با آهنگهای دهه ۶۰ مانند «Cherish» از The Association، و بازسازی دقیق دوره تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده و فقدان عمق سیاسی نقد شدند. فیلم ۱۲۶ دقیقه است و با بودجه متوسط ساخته شد.
خلاصه داستان: فیلم «تلفن آقای هریگان» یک درام-ترسناک-ماوراءالطبیعه آمریکایی به نویسندگی و کارگردانی جان لی هنکاک است که بر اساس نوولای استیون کینگ از مجموعه «اگر خونریزی کند» ساخته شده و در ۵ اکتبر ۲۰۲۲ در نتفلیکس منتشر شد. داستان در سال ۲۰۰۳ در شهر کوچک هارلو، مین، درباره کریگ (جیدن مارتل)، پسری که پس از مرگ مادرش به دلیل سرطان، برای آقای هریگان (دونالد ساترلند)، میلیاردر منزوی با مشکل بینایی، هفتهای سه بار کتاب میخواند، آغاز میشود. این دو با وجود تفاوت سنی، از طریق علاقه به کتابهایی مانند «قلب تاریکی» و بحثهای فلسفی، دوستی عمیقی شکل میدهند. کریگ با پول برندهشده از بلیط بختآزمایی که هریگان به او هدیه داده، برای هر دویشان آیفون میخرد. هریگان ابتدا این فناوری را رد میکند، اما بعد برای پیگیری اخبار مالی به آن معتاد میشود. پس از مرگ ناگهانی هریگان، کریگ در مراسم خاکسپاری گوشی او را در تابوتش قرار میدهد. کریگ که از آزار یک قلدر مدرسه، کنی (سیروس آرنولد)، و مرگ مشکوک معلمش، خانم هارت (کیربی هاول-باتیست)، رنج میبرد، به گوشی هریگان پیام میفرستد و پاسخهای مرموزی دریافت میکند. وقتی کریگ از سر خشم برای مرگ دو نفر دیگر آرزو میکند، آنها به طرز عجیبی میمیرند (یکی با صابون برند خانم هارت و یادداشتی از آهنگ «کنار مردت بمان»، زنگ گوشی هریگان). کریگ که از قدرت احتمالی گوشی وحشتزده شده، به گورستان هریگان بازمیگردد، عذرخواهی میکند و گوشی قدیمی خود را در معدنی غرق میکند، قسم میخورد که با جیب خالی دفن شود. فیلم به موضوعات انتقام، عذاب وجدان، بلوغ و تأثیر فناوری میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، فقدان وحشت قوی، و پایانبندی مبهم، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۰/۱۰ در IMDb و ۴۵٪ در Rotten Tomatoes). بازی مارتل و ساترلند، موسیقی خاویر ناوارته، و فضای نوستالژیک مین تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده و فقدان عمق در مضامین فناوری و انتقام نقد شدند. فیلم ۱۰۴ دقیقه است و توسط بلومهاوس و رایان مورفی تولید شد
خلاصه داستان: فیلم «مشتزن: زندگی جیم بلچر» یک درام بیوگرافی بریتانیایی-آمریکایی به کارگردانی دنیل گراهام و نویسندگی مت هوکینگز است که در ۳۰ ژوئن ۲۰۲۲ در روسیه اکران شد و در ۲۲ جولای ۲۰۲۲ در Amazon Prime بهصورت VOD منتشر شد. داستان درباره جیم بلچر (مت هوکینگز)، بوکسور جوان بااستعدادی در بریستول، انگلستان، در اوایل قرن نوزدهم است که تحت تأثیر پدربزرگش، جک اسلک (راسل کرو)، مشتزن بازنشسته و الکلی، به بوکس بدون دستکش روی میآورد. جیم، برخلاف خواسته مادرش مری (جودی می)، با مربیگری بیل وار (ری وینستون) به سرعت به قهرمان انگلستان تبدیل میشود. او پس از پیروزی بر باب «ریشسیاه» بریتون و قهرمان انگلستان، در دام تجملات، قمار و مشروبات الکلی که توسط لرد راشوورث (مارتون چوکاش) ترویج میشود، میافتد. در یک مسابقه نمایشی، ضربهای به چشم چپش او را نیمهنابینا میکند و پس از زیادهروی و زندان، جایگاهش را از دست میدهد. داستان با صحنههایی مانند مونتاژهای تمرینی، مشتزنیهای خونین، و رویارویی نهایی با هنری «مرغ جنگی» پیرس (جولیوس فرانسیس)، به موضوعات عزم، سقوط و بازگشت میپردازد. جیم با کمک بیل برای بازپسگیری عنوانش تلاش میکند، اما فیلم به دلیل نادیده گرفتن برخی واقعیات تاریخی (مانند ملاقات نکردن جیم با جک اسلک در واقعیت) و شباهت به «راکی»، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۵/۱۰ در IMDb و ۲۰٪ در Rotten Tomatoes). بازی وینستون و کرو، کوریوگرافی مبارزات، و فیلمبرداری بن براهام زیریاب تحسین شدند، اما فیلمنامه سطحی، ویرایش ضعیف، و فیلتر رنگی بیشازحد (مانند اینستاگرام) نقد شدند. فیلم ۱۰۷ دقیقه است، با بودجه محدود ساخته شد و ۱۵۰,۴۹۹ دلار فروش جهانی داشت.
خلاصه داستان: فیلم «ریموند و ری» یک کمدی-درام آمریکایی به نویسندگی و کارگردانی رودریگو گارسیا است که در ۱۲ سپتامبر ۲۰۲۲ در جشنواره بینالمللی فیلم تورنتو اکران شد و در ۱۴ اکتبر ۲۰۲۲ در سینماهای محدود و در ۲۱ اکتبر ۲۰۲۲ در Apple TV+ منتشر شد. داستان درباره دو برادر ناتنی، ریموند (ایوان مکگرگور) و ری (ایتن هاک)، است که پس از سالها جدایی به دلیل مرگ پدر مشترکشان، بن هریس (تام باور)، که رابطهای پرتنش و توهینآمیز با او داشتند، دوباره گرد هم میآیند. ریموند، کارمند دفتری در حال طلاق با تجربه رانندگی تحت تأثیر الکل، به کلبه دورافتاده ری، یک معتاد در حال بهبودی که نواختن ترومپت جاز را به دلیل فشارهای پدرش کنار گذاشته، میرود تا خبر مرگ او را بدهد. آخرین خواسته عجیب پدرشان این است که پسرانش قبر او را با دست بکنند. در ویرجینیا، آنها با لوسیا (ماریبل وردو)، آخرین شریک زندگی پدرشان، کایرا (سوفی اوکوندو)، پرستار او، و کشیشی پرشور (واندی کرتیس-هال) ملاقات میکنند و متوجه میشوند پدرشان زندگی کاملتری از آنچه تصور میکردند داشته است. داستان با صحنههایی مانند نزاع فیزیکی بین برادران، شلیک ریموند به تابوت پدرش، و کشف نامههایی که نشان میدهد یکی از آنها ممکن است پسر واقعی هریس نباشد، به موضوعات بخشش، آسیبهای کودکی و بازسازی هویت میپردازد. فیلم با پایانبندی باز به اتمام میرسد، جایی که برادران با گذشته خود آشتی میکنند. با این حال، به دلیل فیلمنامه سطحی، فقدان عمق شخصیتپردازی، و داستان قابلپیشبینی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۲/۱۰ در IMDb و ۴۸٪ در Rotten Tomatoes). بازی هاک و مکگرگور، موسیقی جف بیل، و لحظات طنز سیاه مانند دیالوگ «راههای زیادی برای زندگی وجود داره» تحسین شدند، اما ریتم کند و فقدان نوآوری نقد شدند. فیلم ۱۰۶ دقیقه است و توسط آلفونسو کوارون تولید شد
خلاصه داستان: فیلم «امروز جهان را درست میکنیم» (عنوان اصلی: Hoy se arregla el mundo) یک کمدی-درام آرژانتینی به کارگردانی آریل وینوگراد و نویسندگی ماریانو ورا است که در ۱۳ ژانویه ۲۰۲۲ در آرژانتین اکران شد و در ۱۳ آوریل ۲۰۲۲ در نتفلیکس منتشر شد. داستان درباره دیوید ساماراس، ملقب به «ال گریگو» (لئوناردو اسباراگلیا)، تهیهکننده عمومی برنامه تلویزیونی پرطرفدار «امروز جهان را درست میکنیم» است که در آن افراد عادی مشکلات روابط عاشقانه، خانوادگی و کاری خود را حل میکنند. دیوید، مردی ۴۵ ساله و مجرد که روابط پایداری نداشته، تنها پیوند عمیقش با پسر ۹ سالهاش، بنیتو (بنجامین اوترو)، است که حاصل یک رابطه کوتاهمدت با سیلوینا (ناتالیا اوریرو) بوده است. وقتی دیوید در جریان یک مشاجره با سیلوینا متوجه میشود که بنیتو ممکن است پسر بیولوژیکی او نباشد و پس از مرگ ناگهانی سیلوینا، او و بنیتو سفری احساسی و طنزآمیز را برای یافتن پدر واقعی آغاز میکنند. داستان با صحنههایی مانند دعوای عجیب با دلقکها، ملاقات با پزشک (خوزه لوئیس جیوا)، و لحظات خندهدار در ماشین، به موضوعات خانواده، هویت و عشق بدون قید و شرط میپردازد. دیوید که ابتدا بنیتو را باری بر دوش خود میدید، از او درسهایی درباره زندگی و اولویتبندی میآموزد. با این حال، به دلیل لحن گاه بیشازحد احساسی، برخی لحظات غیرمنطقی (مانند صحنه دلقکها)، و پایانبندی قابلپیشبینی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۲/۱۰ در IMDb و ۵۷٪ در Rotten Tomatoes). بازی اسباراگلیا و اوترو، شیمی قوی بین آنها، موسیقی پدرو اونتتو، و حضور ستارگان آرژانتینی مانند لوئیس لوکه، سولداد سیلویرا، و دیگو پرتی در نقشهای فرعی تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده و فقدان طنز قوی نقد شدند. فیلم ۱۱۳ دقیقه است و با بودجه محدود توسط Patagonik Film Group ساخته شد