خلاصه داستان: فیلم ژاپنی «صورت دیگری» به کارگردانی هیروشی تشیگاهارا در سال ۱۹۶۶، با بازی برجسته تتسویا ناکادای در نقش مردی که صورتش در انفجار به شدت آسیب دیده، داستان عمیقی از هویت و روابط انسانی روایت میکند. جراح پلاستیک برای او ماسکی کاملاً واقعی میسازد که اجازه میدهد با چهرهای نو وارد جامعه شود و روابطش با همسر بیتفاوتش را بازسازی کند، اما این تغییر ظاهری به تدریج مرزهای میان واقعیت و فریب را محو کرده و او را به سوی بحرانهای روانی و اخلاقی سوق میدهد، در حالی که موازی با آن، داستان زوجی جوان نیز به کاوش در تنهایی و ارتباط انسانی میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم «الکساندر و روز وحشتناک، هولناک، افتضاح، بد و خیلی بد» محصول سال ۲۰۱۴ به کارگردانی میگل آرتتا با بازی استیو کرل در نقش پدر خانواده، جنیفر گارنر به عنوان مادر و اد اکسنبولد در نقش الکساندر ۱۱ ساله، داستان نوجوانی را روایت میکند که از روز تولدش ناامید شده و در ایمیلی به یک برنامه تلویزیونی آرزو میکند خانوادهاش هم روز بدی داشته باشند. ناگهان همه چیز برای خانواده به هم میریزد: پدر شغلش را از دست میدهد، مادر با بحران کاری روبرو میشود، برادر بزرگتر امتحان رانندگیاش را خراب میکند و خواهر کوچکتر با آتشسوزی دست و پنجه نرم میکند؛ در حالی که الکساندر با خنده به تماشای این هرجومرج خانوادگی مینشیند و درسهایی از زندگی میگیرد.
خلاصه داستان: فیلم «اگر عشق نداشته باشم، قدرت میخواهم» محصول سال ۲۰۲۱ به کارگردانی و با بازی هالزی (Halsey)، همراه با بازیگرانی چون اوان پیترز و لارا درن، داستانی مفهومی و عمیق را روایت میکند که زندگی یک هنرمند زن جوان را در برهه بارداری و تحولات شخصیاش دنبال میکند؛ او در مواجهه با از دست دادن عشقهای گذشته، به سوی کسب قدرت درونی و هنری پیش میرود، در حالی که با بیماریها، فشارهای صنعت موسیقی و جستجوی هویت مادرانه دست و پنجه نرم میکند، ترکیبی از درام عاطفی، موسیقی راک آلترناتیو و تصاویر سوررئال که الهامگرفته از آلبوم مفهومی هالزی است.
خلاصه داستان: فیلم نفس دوم (۱۹۶۶) به کارگردانی ژان-پییر ملویل، داستان گوست (لینو ونتورا)، یک سارق حرفهای فراری از زندان الجزایر را روایت میکند که پس از بازگشت به پاریس، تلاش میکند زندگی آرامی بسازد اما درگیر توطئهای پیچیده برای دزدی محمولهای عظیم از طلا میشود. پل موريس در نقش بازرس پلیس و رومي اشنایدر به عنوان معشوقهاش، او را در این مسیر پرتنش همراهی میکنند و فیلم با فضای نوآر، خیانتها و وفاداریهای دنیای زیرزمینی، به اوج میرسد.
خلاصه داستان: فیلم «زندگی کردن زندگیاش» ساخته ژان-لوک گدار در سال ۱۹۶۲، با بازی درخشان آنا کارینا در نقش نانا، روایتی مستندگونه از زندگی یک زن جوان پاریسی است که برای رهایی از فقر و پیگیری آرزوهای هنریاش، وارد دنیای فحشا میشود. این اثر در دوازده صحنه جداگانه، با دیالوگهای فلسفی و ارجاعات سینمایی، به کاوش در تمهایی چون آزادی، عشق، مرگ و هویت میپردازد و نانا را در مواجهه با واقعیتهای تلخ جامعه نشان میدهد که نهایتاً به تراژدی ختم میشود.
خلاصه داستان: در فیلم «اگر بمیری، میکشمت» (۲۰۱۷) به کارگردانی سرژ بوزون با بازی آنا گیراردو و تاتیانا ورونو، داستان دو دوست صمیمی به نامهای سارا و بریژیت در یک شهر کوچک فرانسوی روایت میشود؛ سارا عاشق خواننده راک محلی به نام بوب است که به تازگی مرده، اما او با کمک بریژیت دست به ماجراجوییهای عجیب و کمدی میزند تا بوب را از مرگ بازگرداند و عشقش را نجات دهد، در حالی که روابط دوستانهشان با چالشهای خندهدار و احساسی روبرو میشود.
خلاصه داستان: فیلم اکشن و جنایی کرهای «دوربرگردان» (۲۰۲۲) به کارگردانی سونگهیون باین با بازی ما دونگسوک در نقش مأمور پلیس خشن و بیرحم ما سوکدو، روایتی هیجانانگیز از مأموریت تیم پلیس برای دستگیری یک قاتل سریالی تایلندی به نام جانگ یی است که پس از فرار به کره جنوبی، جنایات هولناکی مرتکب میشود؛ ما سوکدو و همکارانش با مشتهای آهنین و تاکتیکهای خشن، وارد جنگی تمامعیار با باند خلافکاران خارجی میشوند و پرده از توطئهای بزرگ برمیدارند.
خلاصه داستان: در فیلم مرزشهر: قتلهای نقاشی دیواری (۲۰۲۴) به کارگردانی ویله جانکری با بازی ویله ویرتانن در نقش کارآگاه کاری سورجونن، ماتیلدا هااپاماکی و آنکی وانانن، داستان کارآگاه ارشد پلیس هلسینکی را دنبال میکند که به شهر مرزی کوچکی در فنلاند نقل مکان کرده و با پروندهای هولناک از قتلهای زنجیرهای روبرو میشود؛ قتلهایی که اجساد قربانیان با نقاشیهای دیواری مرموز و خونین در شهر مرتبط هستند. سورجونن با هوش تحلیلی فوقالعادهاش، در حالی که با چالشهای خانوادگی و روابط پیچیده همکارانش دستوپنجه نرم میکند، به عمق رازهای تاریک جامعه محلی نفوذ کرده و هویت قاتل سریالی را افشا میکند.
خلاصه داستان: فیلم «ریو، عاشقتم» محصول سال ۲۰۱۴ به کارگردانی جمعی از فیلمسازان برجسته برزیلی مانند کارلوس سالدانا، فرناندو میرلس و ژوزه پادیلیا، مجموعهای از ۱۰ داستان کوتاه عاشقانه و متنوع در شهر رنگارنگ ریو دو ژانیرو است که با بازیگرانی چون بیل موری، رودریگو سانتورو، سیرنا میلر و آنتونی لانگویل روایت میشود و هر بخش نگاهی شاعرانه و منحصربهفرد به عشق، فرهنگ، زندگی شهری و جادوی این شهر ارائه میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «حدس بزن کی برای شام میآید» به کارگردانی استنلی کرامر در سال ۱۹۶۷، با بازیهای درخشان اسپنسر تریسی، کاترین هپبورن و سیدنی پواتیه، داستان زوجی سالخورده و لیبرال به نام متیو و کریستینا درایک را روایت میکند که دختر جوانشان، جوآنا، نامزد یک پزشک سیاهپوست موفق و بااستعداد به نام جان پرنتیس را بدون اطلاع قبلی به خانه میآورد؛ این اتفاق خانواده را با چالشهای عمیق نژادی و تعصبات اجتماعی روبرو میسازد و در یک روز پرتنش، همه اطرافیان از جمله خدمتکار وفادار خانواده و والدین نامزد، برای شام دور هم جمع میشوند تا با گفتگوهای صریح و احساسی، مرزهای پذیرش و عشق را بازتعریف کنند.