خلاصه داستان: سریال از یک فرار شروع می شود فرد جوانی ریشهای خود را می تراشد و یونیفرم مامورین زندان را می پوشد و به راحتی از زندان فوق امنیتی فرار می کند. نام این” فرد نیل کفری” است...
خلاصه داستان: در برلین 1990 ، یک هنرمند و هکر روش جدیدی را برای دیدن جهان اختراع کردند. سالها بعد ، آنها دوباره متحد می شوند تا از گوگل به دلیل نقض حق ثبت اختراع شکایت کنند.
خلاصه داستان: عنوان سریال از نام مهرههای سوخته گرفته شده که در سازمانهای جاسوسی به فرد یا منبعی گفته میشود که دیگر قابل اعتماد نیست. وقتی جاسوسها به مهره سوخته تبدیل میشوند تمام ارتباطات آنها با سازمان به حالت تعلیق درآمده و هیچگونه دسترسی به پول ندارند. در ابتدای این سریال نیز گفته میشود که وقتی یک جاسوس به مهره سوخته تبدیل میشود نه پولی برایش باقی میماند نه اعتبار و نه پشتیبانی دارد و هیچگونه سابقه کاری نیز برای او ثبت نمیشود...
خلاصه داستان: لی تانگ یک دانشجوی معمولی است که حین کار پاره وقت خود در فروشگاه، با یک مشتری درگیر و تصادفا او را می کشد. او احساس گناه می کند اما بعد میفهمد که مقتول یک قاتل زنجیره ای تحت تعقیب بوده! لی تانگ کم کم متوجه می شود که توانایی خاصی در شناسایی افراد بدِ مستحقِ مرگ دارد…
خلاصه داستان: دایسوکه کانبه، مردی با ثروت فوق العاده، به عنوان کارآگاه به ستاد پیشگیری از جرم و جنایت مدرن منصوب می شود. آنجاست که او با هارو کاتو، یک کارآگاه انسانی که عدالت را بیش از هر چیز ارزش قائل است، شریک می شود. این دو متضاد قطبی هستند و اخلاق آنها بارها و بارها با هم برخورد می کند. هارو از دایسوکه به خاطر استفاده از ثروت پولی برای حل پرونده ها متنفر است، زیرا معتقد است که پول همه چیز نیست. با این حال، این دو باید تلاش های خود را برای حل معماهایی که در راه است، ترکیب کنند.
خلاصه داستان: این سریال درباره یک زندان با زندانیان مبتلا به بیماری های روانی است. گروهی از مردان مسلح قصد دارند قاتلی زنجیره ای را از آنجا بیرون بیاورند، اما رئیس زندان در مقابل آن ها می ایستد.
خلاصه داستان: داستان سریال پسران (The Boys) در دنیایی اتفاق می افتد که ابرقهرمان ها وجه تاریک از شهرت خود را در آغوش گرفته و به سمت فساد کشیده شده اند. در این میان، یک گروه از ویجیلانته ها (مبارزان پارتیزان) که برای پلیس سیا (سی آی اِی) کار می کنند، موظف می شوند تا به هر قیمتی که شده، ابرقهرمان های فاسد را نابود کنند…
خلاصه داستان: داستان درباره یون جونگ وو است که از حومه شهر سئول وارد شهر می شود و در یک آپارتمان ارزان قیمت زندگی می کند که آشپزخانه و او با ساکنان دیگر این آپارتمان مشترک است. او ساکنان دیگر را که عجیب و مشکوک به نظر می رسند دوست ندارد و...