خلاصه داستان: مایکل برایس و داریوس کینکاید بار دیگر در مأموریتی خطرناک قرار میگیرند. مایکل که اکنون مشاور امنیتی شده، برای گذراندن تعطیلات به ایتالیا رفته است، اما ناگهان توسط سونیا، همسر داریوس، ربوده میشود تا در مأموریتی برای نجات داریوس به او کمک کند. این سه نفر باید با هم متحد شوند تا از یک حمله سایبری بزرگ در اروپا جلوگیری کنند و با یک تبهکار یونانی به نام آریستوتل پاپادوپولوس مقابله کنند. در حالی که مایکل سعی دارد با مشکلات روحی خود کنار بیاید و مجوز محافظت خود را بازیابد، این گروه نامتعارف باید در حالی که توسط یک مأمور بینالمللی تعقیب میشوند، مأموریت خود را به پایان برسانند.
خلاصه داستان: هشت نفرتانانگیز، محصول سال ۲۰۱۵ به کارگردانی کوئنتین تارانتینو، داستان هشت غریبه را در یک مهمانسرای دورافتاده در وایومینگ پس از جنگ داخلی آمریکا روایت میکند. در میان این افراد، جان «مأمور آواره» روث (کرت راسل)، یک شکارچی جایزهبگیر، و دیزی دومرگه (جنیفر جیسن لی)، مجرمی که او به مقصد شهرستان رد راک اسکورت میکند، حضور دارند. با ورود آنها به مهمانسرای مینی، طوفان برفی شدیدی آغاز میشود و آنها را مجبور به ماندن در آنجا میکند. در این میان، مارکی وارن (ساموئل ال. جکسون)، یک مأمور اتحادیه سابق، و کریس مانیکس (والتون گوگینز)، مردی که ادعا میکند کلانتر جدید شهرستان است، نیز در جمع حاضر هستند. به زودی، سوءظن و خصومت بین این افراد شکل میگیرد و مشخص میشود که همه آنها رازهایی پنهان دارند. تارانتینو با بهرهگیری از بازی درخشان بازیگرانی چون تیم راث، مایکل مدسن و بروس درن، فضایی پرتعلیق و خشن را خلق میکند که در آن هیچکس قابل اعتماد نیست و خشونت هر لحظه ممکن است فوران کند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان:
فیلم سینمایی «محکمه» (The Gauntlet) محصول سال ۱۹۷۷ به کارگردانی کلینت ایستوود و با بازی او و ساندرا لاک، داستان یک پلیس مستأصل به نام بن شاکلی (کلینت ایستوود) را روایت میکند که مأموریت مییابد یک شاهدی به نام آگوستینا «گاس» مالوی (ساندرا لاک) را از لاس وگاس به فینیکس آریزونا منتقل کند تا در دادگاهی علیه مافیا شهادت دهد. شاکلی به زودی متوجه میشود که این مأموریت یک تله مرگبار است و همکاران فاسد پلیس و نیروهای مافیایی به طور هماهنگ برای حذف او و گاس تلاش میکنند. در حالی که کل شهر به دنبال آنهاست، این دو باید با کمترین امکانات و در حالی که به یکدیگر اعتماد ندارند، از یک رشته تلههای مرگبار عبور کنند تا به مقصد برسند و حقیقت را افشا کنند.
خلاصه داستان: فیلم «دختر همسایه» (The Girl Next Door) محصول سال ۲۰۰۴ به کارگردانی لوک گرینفیلد، داستان مت هیچمن (با بازی امریکن اکتر) را روایت میکند؛ دانشآموز دبیرستانی درسخوان و آرامی که تمام تمرکزش روی قبولی در دانشگاه است. زندگی او با ورود دنیل (با بازی الیشا کاتبرت)، دختر همسایه جدید و جذابش، دگرگون میشود. مت که شیفته دنیل میشود، به زودی متوجه میشود که او یک بازیگر سابق فیلمهای بزرگسالان است. این کشف، زندگی مت، دوستانش و رابطه عاطفی نوپایشان را دستخوش چالشهای بزرگی میکند و او را مجبور به تصمیمگیریهای دشواری میکند. دنیل که قصد دارد گذشته خود را پشت سر بگذارد، تلاش میکند تا زندگی جدیدی بسازد، اما گذشته او به راحتی رهایش نمیکند. این کمدی رمانتیک با بازی تیموتی اولیفانت، کریس مارکت، پل دانو و جیمز رمار، به بررسی مسائلی مانند پذیرش، عشق واقعی و عبور از قضاوتهای اجتماعی میپردازد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان:
فیلم «احمق» (The Fool) ساخته کارگردان روسی یوری بیکوف در سال ۲۰۱۴، داستان یک لولهکش ساده به نام دیمیتری (با بازی آرتیوم بایستروی) را روایت میکند که در یک شهر کوچک روسی زندگی میکند. او در حین انجام کار روزانه خود متوجه میشود که یک ساختمان آپارتمانی بزرگ که پر از ساکنان است، در آستانه فروپاشی کامل قرار دارد. دیمیتری با عجله به مقامات محلی از جمله شهردار (با بازی ناتالیا سورکووا) و مقامات دیگر هشدار میدهد، اما با بیتفاوتی، فساد و بوروکراسی دست و پا گیر مواجه میشود. این فیلم به شدت اجتماعی و سیاسی، تصویری تاریک از فساد سیستماتیک در روسیه معاصر ارائه میدهد و دیمیتری را به عنوان یک قهرمان تنها و «احمق» در برابر سیستم فاسد به تصویر میکشد که حاضر است برای نجات جان مردم، همه چیز را به خطر بیندازد.
خلاصه داستان: یک زوج کلاهبردار حرفهای به نامهای پیتر و آلیس در لس آنجلس مشغول به کار هستند. آنها پس از یک سرقت موفق از یک گالری هنری، متوجه میشوند که طلبکار خطرناکی به نام اروینگ به دنبال آنهاست. برای پرداخت بدهی، آنها نقشه میکشند تا یک الماس گرانبها را از صاحبش بدزدند. اما ماجرا زمانی پیچیده میشود که خواهر آلیس و شوهرش نیز وارد ماجرا شده و هرکدام نقشههای خود را دارند. این فیلم کمدی-جنایی محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی جیمز اوکی با بازی بازیگرانی چون اومارا ایپ، تیموتی اسپال، آلیس ایو، سوفیا ورگارا، کریسپین گلاور و میکی رورک، داستانی پر از فریب، دسیسه و اتفاقات غیرمنتظره را روایت میکند که در آن هیچکس آنچه به نظر میرسد نیست.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: اریک دراون، نوازنده گروه راک، در شب عروسی خود به همراه معشوقهاش شلی وبستر توسط گروهی از جنایتکاران به قتل میرسد. یک سال بعد، کلاغی اسرارآمیز اریک را از دنیای مردگان بازمیگرداند تا انتقام مرگ خود و شلی را بگیرد. با چهرهای نقاشیشده و قدرتی فراطبیعی، اریک به دنبال کشتن یکیک قاتلان میرود. این فیلم کلاسیک تاریک و خشن محصول سال ۱۹۹۴ به کارگردانی الکس پرویاس و با بازی براندون لی، که در حین فیلمبرداری درگذشت، به عنوان یادبودی جاودان از او به یادگار مانده است.
خلاصه داستان: یک فیلم مهیج روانشناختی محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی دانکن اسکایلز که دیلان مکدرموت، چارلی پلامر و سامانتا متیس در آن به ایفای نقش پرداختهاند. داستان در مورد نوجوانی به نام تایلر بورن است که در خانوادهای مذهبی و به ظاهر کامل بزرگ شده است. پدرش دان که نقش او را دیلان مکدرموت بازی میکند، مردی محترم و رهبر گروه پیشاهنگی پسران است. اما زمانی که تایلر (با بازی چارلی پلامر) به طور اتفاقی تصاویر مشکوکی را در اتاق زیرشیروانی خانه پیدا میکند، به این نتیجه میرسد که پدر دوستداشتنیاش ممکن است همان قاتل سریالی معروف به «کلوهیچ کیلر» باشد که سالها قبل ده قربانی را به طرز فجیعی به قتل رسانده و هرگز دستگیر نشده است. تایلر برای کشف حقیقت، تحقیقات خود را آغاز میکند و در این مسیر با دختری همسن و سال خود به نام کیسی (با بازی مدیسون بیتی) همراه میشود. آنها به دنبال سرنخهایی میگردند که میتواند هویت واقعی قاتل را آشکار کند. اما هر چه بیشتر به حقیقت نزدیک میشوند، خطرات بیشتری جانشان را تهدید میکند. این فیلم با ایجاد تعلیق و ابهام، تماشاگر را تا آخرین لحظه درگیر خود نگه میدارد و به بررسی تاریکترین زوایای روان انسان و رازهایی میپردازد که ممکن است در پشت ظاهری آرام و معصوم پنهان شده باشند.
خلاصه داستان: دو دوست قدیمی به نامهای کریس و سونیل که هر دو پدر هستند، زندگیهای کاملاً متفاوتی دارند. کریس، پدری مجرد و تا حدودی شلخته است که تلاش میکند ارتباط خود با پسر نوجوانش را حفظ کند، در حالی که سونیل زندگی خانوادگی بسیار منظم و ساختاریافتهای دارد. زمانی که این دو تصمیم میگیرند برای تعطیلات آخر هفته، خانوادههای خود را به یک سفر کمپینگ ببرند، تفاوتهای آشکار در سبک پدر بودنشان به تدریج منجر به بروز تنشهایی میشود. این سفر که قرار بود یک تجربه پیونددهنده باشد، به تدریج به آزمونی برای دوستی دیرینهشان تبدیل میشود و آنها را با چالشهای غیرمنتظرهای روبرو میکند. در این میان، شوخیها و موقعیتهای خندهدار نیز کم نیستند و این دو پدر باید یاد بگیرند که چگونه با وجود تفاوتها، یکدیگر را درک کرده و دوستی خود را حفظ کنند.
خلاصه داستان: این فیلم کمدی سیاه محصول سال ۱۹۹۴ به کارگردانی آدام ریفکین و با بازی چارلی شین، کریستین فیرفاکس، هنری رولینز و جاش موستل است. داستان حول محور جک هاموند، ستاره سابق تلویزیون میچرخد که به دلیل یک رسوایی مجبور به فرار از دست پلیس و رسانهها میشود. در حالی که تمام شهر به دنبال او هستند، جک متوجه میشود که شهرتش حالا به یک زندان تبدیل شده و هر حرکتی از او به یک نمایش رسانهای تبدیل میشود. این تعقیب و گریز دیوانهوار با طنزی تلخ همراه است که به مسخره کردن فرهنگ سلبریتی و رسانههای آمریکایی میپردازد.