خلاصه داستان: هنری باکو، کارگردان خلاق و جسور، در سال ۲۰۱۶ با فیلم «امپراتوری افتخار» به دنیای سینما پا گذاشت و دانیل رادکلیف را در نقشی کاملاً متفاوت و تحسینبرانگیز به تصویر کشید. این فیلم مهیج و پرکشش، داستان نیت فاستر، یک مأمور افبیآی تازهکار را روایت میکند که برای نفوذ به یکی از خطرناکترین گروههای نژادپرست سفیدپوست، هویت خود را پنهان کرده و به عضویت آن گروه درمیآید. نیت که توسط مأمور با سابقه، آنجلا زامورا آموزش دیده، باید در دنیای تاریک ایدئولوژیهای نفرتانگیز غرق شود و همزمان با حفظ هویت واقعی خود، اطلاعات حیاتی را برای متلاشی کردن این شبکه شوم جمعآوری کند. رادکلیف در این نقش، بازی درخشان و فراموشنشدنی ارائه میدهد و تنش و اضطراب دائمی شخصیت خود را به شکلی ملموس به مخاطب منتقل میکند. «امپراتوری افتخار» یک تریلر روانشناختی قدرتمند است که با نگاهی بیپروا به خطرات افراطگرایی و هزینههای انسانی مأموریتهای مخفی میپردازد.
خلاصه داستان: یک کارآگاه پلیس نیویورک به نام فرانک کلر در میانسالی، برای به دام انداختن قاتلی که از طریق آگهیهای شخصی در روزنامه قربانیان خود را پیدا میکند، با یک زن مرموز و جذاب به نام هلن آشنا میشود. فرانک که به شدت مجذوب هلن میشود، به تدریج درگیر رابطهای عاطفی و خطرناک میگردد که مرزهای حرفهای و شخصی او را در هم میشکند. در حالی که شواهد به تدریج هلن را به عنوان مظنون اصلی معرفی میکنند، فرانک باید بین وظیفهی خود به عنوان یک پلیس و عشق عمیقی که به این زن پیدا کرده است، یکی را انتخاب کند. این فیلم جنایی-عاشقانه محصول سال ۱۹۸۹ به کارگردانی هارولد بکر و با بازی تحسینبرانگیز آل پاچینو و الن بارکین، تردیدی نفسگیر را در ذهن تماشاگر ایجاد میکند.
خلاصه داستان: لوک یک دزد کوچک و فرصتطلب در لسآنجلس است که به طور اتفاقی با دنیای خبرنگاری تصویری آشنا میشود؛ خبرنگارانی که به صورت مستقل از صحنههای جرم و حوادث فیلمبرداری کرده و فیلمها را به شبکههای تلویزیونی میفروشند. لوک که به سرعت به پتانسیل درآمدی این حرفه پی میبرد، با خرید یک دوربین فیلمبرداری و یک اسکنر پلیس، کار خود را به عنوان یک خبرنگار تصویری شبگرد آغاز میکند. او به تدریج برای به دست آوردن بهترین و خشنترین تصاویر، مرزهای اخلاقی را زیر پا میگذارد و حتی صحنهها را دستکاری میکند تا داستانهای جذابتری بسازد. در این مسیر، او با نیک، یک تهیهکننده اخبار محلی که به دنبال بالاترین آمار بیننده است، همکاری میکند و رابطهاش با دستیارش، ریک، نیز تحت تأثیر جاهطلبی بیحد و حصر او قرار میگیرد. لوک به یک فرد بیرحم و بیرحم تبدیل میشود که برای موفقیت حاضر است هر کاری انجام دهد. این فیلم محصول سال ۲۰۱۴ به کارگردانی دن گیلمور و با بازی خیرهکننده جیک جیلنهال در نقش لوک بلوم است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: در سال ۱۹۷۳، فرانکلین جی. شافنر کارگردان آمریکایی، استیو مککوئین و داستین هافمن را در فیلم حماسی «پاپیون» به تصویر کشید. داستان زندگی هانری «پاپیون» شاریر، دزد حرفهای فرانسوی را روایت میکند که در دهه ۱۹۳۰ به جرم قتلی که مرتکب نشده بود، به حبس ابد در زندان شیطانی جزیره شیطان در گویان فرانسه محکوم میشود. پاپیون که به خاطر خالکوبی پروانه روی سینهاش به این نام شهرت دارد، با لوئیس دوگا، جاعل ثروتمندی که توسط داستین هافمن به تصویر کشیده شده، دوست میشود. آنها با هم نقشههای متعدد و جسورانهای برای فرار از این زندان غیرقابل نفوذ میکشند، اما هر بار با شکست مواجه شده و با مجازاتهای وحشیانه و انزوا روبرو میشوند. این فیلم داستانی از دوستی، امید و تلاش خستگیناپذیر برای آزادی را در یکی از سختترین شرایط ممکن به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم «دختران خوب» محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی فدریکو هدایوش و با بازی زویی دویچ، کاترین نیوتون، جوآنا گارسیا و مایا هاوک، داستان سه خواهر نوجوان را روایت میکند که در یک خانواده فقیر زندگی میکنند و برای پرداخت بدهیهای پزشکی مادر بیمارشان، تصمیم به سرقت از سوپرمارکت محل میگیرند. اما این سرقت ساده به سرعت به یک ماجراجویی خطرناک و غیرمنتظره تبدیل میشود که زندگی آنها را برای همیشه تغییر میدهد. این فیلم کمدی-درام با نگاهی طنزآمیز به مشکلات اجتماعی و اقتصادی نوجوانان، داستانی جذاب و پرکشش را ارائه میدهد که در آن مرز بین کار درست و غلط به تدریج محو میشود.
خلاصه داستان: یک کارآگاه پلیس به نام چارلی هادسون و سگ فوقالعاده باهوشش به نام رکس، در شهر زیبای سنت جانز در نیوفاندلند به حل پروندههای جنایی میپردازند. این دو که شریکهای کاری و دوستان صمیمی هستند، با همکاری یکدیگر و با استفاده از مهارتهای تحلیلی چارلی و غریزه تیز رکس، مجرمان را به دام میاندازند. این سریال کانادایی که از سال ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۴ تولید شده، با بازی جان ریدن و کارگردانی افراد مختلفی چون فلپس، دین و دیگران، ترکیبی جذاب از درام پلیسی و ماجراجویی را به تصویر میکشد و روابط عمیق بین انسان و حیوان را در حین حل معماهای پیچیده جنایی به نمایش میگذارد.
خلاصه داستان: راسل کراو یک نئونازی خشن و رهبر گروهی از پوستهای سفیدپوست در حومه ملبورن است که به همراه دوستانش، هاگو و مارتین، به خشونت و درگیری با ویتنامیها مشغول هستند. زندگی آنها با ورود گابو، دختری که از دست پدر الکلی خود فرار کرده و به گروه آنها میپیوندد، تغییر میکند. راسل به او علاقهمند میشود، اما این رابطه باعث ایجاد تنش در گروه میشود. درگیریهای آنها با ویتنامیها شدت میگیرد و پس از یک حمله شدید، آنها مجبور به فرار و پنهان شدن میشوند. در این شرایط سخت، خیانت و خشونت درون گروه نیز آشکار میشود و راسل باید با پیامدهای انتخابهای خود روبرو شود.
خلاصه داستان: فیلم پلیس مهدکودک محصول سال ۱۹۹۰ به کارگردانی ایوان رایتمن و با بازی آرنولد شوارتزنگر در نقش کارآگاه جان کیمبل است که برای دستگیری یک قاچاقچی مواد مخدر خطرناک به نام کالن کریسپ به شهر کوچک آستوریا اورگان فرستاده میشود. کیمبل که یک پلیس خشن و باتجربه است، برای پیدا کردن همسر سابق کریسپ و پسرشان، باید در یک مهدکودک به عنوان معلم مشغول به کار شود و با کودکان شیطون و بازیگوش کلاس کنار بیاید. او در ابتدا با مشکلات زیادی روبرو میشود اما به تدریج با بچهها ارتباط برقرار کرده و روشهای جدیدی برای مدیریت کلاس یاد میگیرد. همزمان، کریسپ نیز به دنبال خانوادهی سابق خود میگردد و کیمبل باید قبل از اینکه دیر شود، هویت واقعی خود را حفظ کرده و هم خانواده را نجات دهد و هم قاچاقچی را دستگیر کند. این فیلم کمدی-اکشن با ترکیب طنز موقعیت و صحنههای اکشن، داستانی جذاب و سرگرمکننده را روایت میکند.
خلاصه داستان: پاشا، رضا و مرتضی سه دوست قدیمی هستند که در محلهای فقیرنشین بزرگ شدهاند و حالا هرکدام راهی جداگانه در پیش گرفتهاند. پاشا که از وضعیت نابرابر اجتماعی به تنگ آمده، گروهی به نام «لانتوری» را تشکیل میدهد تا با اجرای طرحهای اعتراضی خشن، صدای اعتراض مردم را به گوش مسئولان برساند. رضا، خبرنگاری آرمانگراست که ابتدا با انگیزههای پاشا همدلی میکند، اما به تدریج با خشونتهای بیحد گروه مخالف میشود. مرتضی نیز که به تازگی از زندان آزاد شده، سعی میکند زندگی جدیدی برای خود بسازد، اما گذشته و وفاداری به دوستانش، او را درگیر ماجرا میکند. این فیلم اجتماعی-سیاسی که در سال ۱۳۹۵ توسط رضا درمیشیان ساخته شد و با بازی نوید محمدزاده، باران کوثری و سعید آقاخانی به تصویر کشیده شد، به بررسی ریشههای خشونت، فقر و ناامیدی در جامعه شهری میپردازد و مخاطب را با این پرسش اساسی مواجه میکند که آیا خشونت میتواند راه حلی برای مقابله با بیعدالتی باشد.
خلاصه داستان: فلیچ کارآگاهی باهوش و شوخطبع است که در حال تحقیق روی یک پرونده مواد مخدر در ساحل الیوت است. او با آلن استنویک، یک تاجر ثروتمند که به سرطان لاعلاج مبتلاست، مواجه میشود. استنویک به فلیچ پیشنهاد میدهد که در ازای دریافت پنجاه هزار دلار، او را به قتل برساند تا خانوادهاش بتوانند از مزایای بیمه عمر استفاده کنند. فلیچ که مشکوک شده، این پیشنهاد را میپذیرد اما در عوض تصمیم میگیرد تا حقیقت ماجرا را کشف کند. او با پوششهای مختلف، از جمله یک پزشک، وارد زندگی استنویک میشود و به زودی درمییابد که ماجرا پیچیدهتر از آن است که به نظر میرسد و یک توطئه بزرگتر در جریان است. این فیلم کمدی-جنایی محصول سال ۱۹۸۵ به کارگردانی مایکل ریتچی و با بازی چوی چیس در نقش اصلی است.