خلاصه داستان: انیمیشن فیلم خانه بزرگ، بعد از یک سفر خانوادگی به مکزیک، تمام برنامهها برای تولد رونی از دست میرود، اما او سعی دارد به همه ثابت کند که توانایی انجام کارهایش را دارد.
خلاصه داستان: این فیلم درباره یک نوازنده عصبی و خود شیفته به نام ویلیام براون است که وقتی به طور تصادفی همسایه خود را به قتل میرساند، خود را در یک کابوس واقعی گرفتار میبیند و…
خلاصه داستان: در سپیده دم زمان، زمانی که موجودات ماقبل تاریخ و ماموت های پشمالو روی زمین پرسه می زدند، مرد اولیه داستان داگ را به همراه همکارش هوگنوب روایت می کند که قبیله خود را علیه دشمن قدرتمند لرد نوث و او در عصر برنز متحد می کنند...
خلاصه داستان: مغازه خودکشی؛ انیمیشنی کمدی به نویسندگی و کارگردانی پاتریس لوکنت است که بر اساس رمانی به همین نام نوشته ژان توله ساخته شده است. داستان یک خانواده و مغازه عجیب و غریب آن هاست که پس از تولد یک بچه جدید، فعالیتشان دچار چالش می شود…
خلاصه داستان: پرابلمیستا؛ فیلمی سورئالیستی کمدی به کارگردانی خولیو تورس است. داستان دربارهٔ یک طراح اسباببازی مشتاق اهل السالوادور است که به نیویورک میرود و برای یک هنرمند طرد شدهٔ دمدمیمزاج در دنیای هنر مشغول به کار میشود، به این امید که در این کشور بماند و قبل از پایان ویزای کاریاش رویاهای خود را محقق سازد اما…
خلاصه داستان: شوزو و اینه سایتو تا جایی که به یاد دارند، همیشه زندگی مشترک شادی داشته اند. حتی در سنین پیری با چین و شکنهای پوستی، قدرت این عشق از طریق پیوند گرانبهای آنها مشهود است. و سپس، یک روز به طور تصادفی، آنها بیدار میشوند و میبینند که دوباره جوان شدهاند! علیرغم بدنهای جوان و جذابشان، شوزو و اینه همانطور که همیشه بودهاند، باقی میمانند. جیسان باسان واکاگائرو زندگی روزمره این زوج پیر-جوان را دنبال میکند، هنگامی که با خانواده وقت میگذرانند و انتظارات جوانترها را نادیده میگیرند.
خلاصه داستان: وودی دارکوب پس از طرد شدن از جنگل باید خانه جدیدی پیدا کند. در کمپ وو هو، او فکر میکند که خانهای برای همیشه پیدا کرده است، اما یک بازرس میخواهد کمپ را تعطیل کند و ...
خلاصه داستان: داستان سریال راجع به پسری به اسم جیمی چنش هست که وضع زندگی مناسبی نداره و با پدرش آب استخر مردم رو تمیز می کنه. یک شب به طور اتفاقی با دختری آشنا میشه و فردای اون روز متوجه میشه که اون دختر یه قاتل زنجیره ای فراریه.وقتی به ملاقات او توی زندان میره میفهمه که اون حامله شده. حالا قراره یه عضو جدید به خانواده چنش اضافه بشه. خانواده اش تمایلی ندارن اما اون اصرار داره که بچه رو بزرگ کنه...