خلاصه داستان: "پسر خوشتیپ همسایه" داستان گو دوک-می، یه ویراستار خجالتی و منزوی رو روایت میکنه که بعد از یه تجربه عاطفی تلخ، خودشو تو آپارتمانش حبس کرده و فقط از پنجره زندگی همسایههاشو تماشا میکنه. اون عادت داره مخفیانه انریکه گئوم، یه طراح بازیهای ویدیویی خوشقلب و پرجنبوجوش که تازه از اسپانیا برگشته، رو نگاه کنه. وقتی انریکه متوجه این موضوع میشه، کنجکاو میشه و سعی میکنه دوک-می رو از لاکش بیرون بیاره. از اون طرف، جینراک، یه کارتونیست خوشتیپ و مرموز که تو همون ساختمون زندگی میکنه، به دوک-می علاقه داره و یه مثلث عاشقانه شکل میگیره. سریال که از وبتون "من هر روز یواشکی عاشق تو میشم" اقتباس شده، پر از کمدی رمانتیک، لحظههای شیرین و درام عاطفیه و قصهای دلچسب درباره شفا، باز شدن به عشق و پیدا کردن اعتمادبهنفس رو تعریف میکنه، هرچند بعضیها میگن داستانهای فرعی گاهی حواس رو از خط اصلی پرت میکنه.
خلاصه داستان: "یافتن آقای سرنوشت" داستان هان گی-جون، یه کارمند اخراجی که حالا آژانس مسافرتی خودشو داره، رو روایت میکنه که اولین مشتریش، سو جی-وو، یه کارگردان تئاتر با وسواسای عجیب، ازش میخواد عشق اولش، کیم جونگووک، رو پیدا کنه. گی-جون که به پول نیاز داره، قبول میکنه و اونا با هم شروع به گشتن دنبال کیم جونگووکهای مختلف توی کره میکنن، از سئول تا بوسان. توی این سفر، گی-جون و جی-وو با کلی موقعیت خندهدار و آدمای عجیب روبهرو میشن، مثل یه سرباز، یه معلم و حتی یه گانگستر که همشون اسمشون کیم جونگووکه. کمکم، رابطه اونا از مشتری و کارمند به دوستی و شاید یه چیز بیشتر تبدیل میشه، در حالی که جی-وو هنوز دنبال عشق گمشدهشه. فیلم که از یه نمایش موزیکال معروف کرهای اقتباس شده، پر از کمدی رمانتیک، ماجراهای بامزه و لحظههای احساسیه که درباره پیدا کردن عشق و کنار اومدن با گذشتهست، هرچند بعضیها میگن داستانش قابلپیشبینیه و پایانش زیادی سادهست.
خلاصه داستان: "بجنگ برای راهم" داستان چهار دوست جوون رو روایت میکنه که توی دنیای واقعی دنبال رویاهاشونن، اما زندگی مدام بهشون لگد میزنه. کو دونگمان، یه تکواندوکار سابق که حالا کارمند یه شرکت آفتکشیه، و چوی اِه-را، یه کارمند پذیرش که آرزوی گوینده شدن داره، دو تا از این دوستای قدیمیان که از بچگی همدیگه رو میشناسن. کنارشون، کیم جو-مان، یه کارمند ساده، و بک سولهی، یه کارمند پارهوقت، سعی میکنن با مشکلات عشقی و شغلی کنار بیان. دونگمان و اه-را که همیشه رابطهای شبیه دوست-دشمن داشتن، کمکم میفهمن شاید احساسشون به هم عمیقتر از یه دوستی ساده باشه. سریال با طنز، عاشقانه و لحظههای واقعی، نشون میده این چهار نفر چطور با وجود شکستها و ناامیدیها برای رویاهاشون میجنگن—دونگمان برای بازگشت به رینگ MMA، اه-را برای گویندگی، و جو-مان و سولهی برای عشق و ثبات. این سریال که پر از کمدی رمانتیک، دوستیهای گرم و حس جوونی توی دنیای کارگرای کرهست، با بازی قوی پارک سو-جون و کیم جیوون، یه قصه الهامبخش و سرگرمکننده درباره دنبال کردن رویاها بدون توجه به سن و موقعیت ارائه میده.
خلاصه داستان: "اگه بمیری خوشحال میشم" داستان لی رو-دا، یه کارمند ساده و مهربون توی یه شرکت، رو روایت میکنه که از رئیسش، بک جینسانگ، بهخاطر رفتار مغرورانه و بداخلاقش متنفره. جینسانگ، سرپرست تیم، همیشه فکر میکنه حق با اونه و با کارمنداش بد برخورد میکنه. شبی تو ۱۴ آوریل، رو-دا خواب میبینه جینسانگ با کامیون تصادف میکنه و میمیره. وقتی صبح بیدار میشه، میفهمه هنوز ۱۴ آوریله و تو یه حلقه زمانی گیر افتاده! رو-دا حالا باید هر روز تلاش کنه جینسانگ رو از مرگ نجات بده تا حلقه زمانی بشکنه. این وسط، با کانگ جونهو، یه همکار خوشقلب، و بقیه اعضای تیم همراه میشه و کمکم میفهمه جینسانگ گذشته سختی داشته که رفتارش رو توضیح میده. این سریال که از یه وبتون به همین اسم اقتباس شده، پر از کمدی، فانتزی، عاشقانه و درسهای زندگیه که با طنز مشکلات محیط کار و روابط انسانی رو نشون میده. شیمی بین رو-دا و جینسانگ، که از نفرت به درک متقابل میرسه، حسابی درخشانه.
خلاصه داستان: "سرنوشت عاشقانه" داستان کیم مییونگ، یه کارمند ساده و مهربون توی یه دفتر حقوقی که بهش لقب "پستایت" دادن چون نمیتونه به درخواستهای همکاراش نه بگه، رو روایت میکنه. اون که دختری معمولی و کمی دستوپاچلفتیه، توی یه سفر تفریحی اتفاقی با لی گون، وارث یه شرکت بزرگ شیمیایی که محصولات شوینده تولید میکنه، یه شب رو میگذرونه. لی گون که عاشق نامزد رقاصش، نام سهرا، هست، بهخاطر یه سوءتفاهم با مییونگ هماتاق میشه و بعد از خوردن نوشیدنی زیاد، اتفاقاتی میافته که زندگیشون رو عوض میکنه. چند هفته بعد، مییونگ میفهمه بارداره و این دو که از دو دنیای کاملاً متفاوتن، مجبور به ازدواج میشن. داستان با سوءتفاهمهای خندهدار، لحظههای تلخ و شیرین عاشقانه و درامهای خانوادگی پیش میره. این سریال که بازسازی سریال تایوانی "Fated to Love You" محصول ۲۰۰۸ هست، با بازی قوی جانگ هیوک و جانگ نارا، پر از کمدی رمانتیک، احساسات عمیق و پیچشهاییه که بیننده رو تا آخر میخکوب میکنه. حضور دنیل پیت، یه هنرمند مرموز، و روابط پیچیده با خانواده لی گون هم به داستان عمق میده.
خلاصه داستان: "اولین عشق" داستان شیونگ ییفان، یه دختر عجیب و پرجنبوجوش با نیروی بدنی غیرمعمولی، و یان که، یه پیانیست بااستعداد که توی دانشگاه بهش لقب "شاهزاده پیانو" دادن، رو روایت میکنه. سالها پیش، یان که توی مدرسه مخفیانه عاشق ییفان بوده، ولی هیچوقت جرأت نکرده بهش بگه. حالا که توی دانشگاه دوباره همدیگه رو میبینن، ییفان یهو عاشق یان که میشه، بدون اینکه بدونه اونم قبلاً بهش علاقه داشته. این دو با کلی سوءتفاهم خندهدار و لحظههای شیرین، کمکم به هم نزدیک میشن و عشق دوطرفهشون شکوفا میشه. این سریال که از رمان "Chu Lian Le Na Me Duo Nian" نوشته وی مینجون اقتباس شده، پر از کمدی رمانتیک، حالوهوای جوونی و داستانهاییه که قلب آدمو گرم میکنه.[](https://mydramalist.com/36013-first-romance)[](https://www.imdb.com/title/tt12374142/)
خلاصه داستان: "پنج فرزند" داستان لی سانگ-ته، یه مدیر بازاریابی بیوه با یه پسر و یه دختر، رو روایت میکنه که عاشق همکارش، آن می-جونگ، یه مادر تنها با سه تا بچه میشه. سانگ-ته که بعد از مرگ همسرش با بچههاش و پدر و مادر همسرش زندگی میکنه، توی شرکت مد محل کارش با می-جونگ آشنا میشه که دستیار مدیره. این دو که هرکدوم با مسئولیتهای سنگین خانوادگی دستوپنجه نرم میکنن، کمکم به هم نزدیک میشن و عشقشون به یه زندگی شاد و پرچالش تبدیل میشه. اما اطرافیانشون، از جمله خانوادهها و همکاراشون، با این رابطه مخالفت میکنن و مشکلات زیادی سر راهشون میذارن. این سریال که پر از کمدی خانوادگی، درام و عاشقانهست، با داستانهای نسلی مختلف، از بچهها تا پدربزرگ و مادربزرگها، یه قصه گرم و سرگرمکننده برای همه سنین ارائه مید
خلاصه داستان: "طعم مال توئه" داستان لو ویشون، یه منتقد شراب نابغه با حس چشایی بینقص، رو روایت میکنه که با هه بو-زوی، یه دختر شاد و سرزنده که از بچگی حس چشاییش رو از دست داده، روبهرو میشه. بعد از یه بوسه اتفاقی، حس چشایی این دو جابهجا میشه—هه بو-زوی حالا میتونه طعمها رو حس کنه و لو ویشون هیچی نمیفهمه! این جابهجایی عجیب اونا رو مجبور میکنه با هم کار کنن تا مشکل رو حل کنن، در حالی که لو ویشون باید جایگاهش بهعنوان یه منتقد معروف رو حفظ کنه. وسط این ماجرا، یه راز تاریک از گذشته و یه داستان عشقی پیچیده شکل میگیره. این سریال که پر از کمدی، فانتزی و عاشقانهست، با آموزش شراب و لحظههای شیرین، یه ماجرای سرگرمکننده با یه کم معما و هیجان ارائه میده، هرچند بعضی بینندهها از شیمی رمانتیک بین بازیگرای اصلی و شخصیت سادهلوح هه بو-زوی انتقاد کردن.
خلاصه داستان: "خروج" داستان یونگ-نام رو روایت میکنه، یه جوون بیکار که یه زمانی بهترین سنگنورد دانشگاه بود، ولی حالا بعد از سالها هنوز شغلی گیرش نیومده و با خرج پدر و مادرش زندگی میکنه. برای تولد ۷۰ سالگی مادرش، اصرار میکنه جشن رو توی سالن دریم گاردن بگیرن، چون اونجا اویی-جو، عشق قدیمی دانشگاهش، کار میکنه. درست وقتی دارن جشن میگیرن، یه گاز سمی مرموز کل منطقهای از سئول رو پر میکنه و همه رو توی خطر میندازه. یونگ-نام و اویی-جو با مهارتای سنگنوردیشون دست به کار میشن تا خودشون، خانواده یونگ-نام و بقیه رو از این فاجعه نجات بدن. این فیلم که پر از اکشن، کمدی و یه کم عاشقانهست، با تعقیب و گریزهای نفسگیر روی پشتبومای شهر، نشون میده آدمای معمولی چطور میتونن قهرمان بشن.
خلاصه داستان: "شغل افراطی" داستان یه گروه پلیس مواد مخدر به رهبری کاپیتان گو رو روایت میکنه که بعد از کلی شکست توی ماموریتاشون، یه شانس آخر بهشون داده میشه تا یه باند جنایی بزرگ رو نابود کنن. اونا برای جاسوسی، یه رستوران مرغ سوخاری روبهروی مخفیگاه باند میخرن، ولی چون رستوران ورشکستهست، مجبورن خودشون دست به کار بشن. با یه دستور پخت جادویی، مرغاشون یهو حسابی معروف میشه و رستورانشون شلوغترین جای شهر میشه. حالا این پلیسای بدشانس باید بین کار رستورانداری و ماموریت مخفیشون تعادل پیدا کنن، در حالی که خطر لو رفتن هر لحظه نزدیکتر میشه. این فیلم که پر از کمدی بزنوبکوب و اکشنه، با بازی قوی ریو سونگ-ریونگ، لی هانی و جین سون-کیو، یه ماجرای خندهدار و پرهیجان از تقابل وظیفه و موفقیت غیرمنتظرهست.