خلاصه داستان: رنا جونگ، یه زن بلندپرواز با گذشتهای سخت که مادرشو توی بچگی از دست داده، بهعنوان سرآشپز به موفقیت میرسه. اون برای رسیدن به هدفاش، حتی اگه لازم باشه آدما رو نابود کنه، دست به هر کاری میزنه. اما وقتی با پارک مینجون، پسر یه خانواده ثروتمند، و سئو اینچول، یه مرد مهربون که گذشته مشترکی باهاش داره، روبهرو میشه، زندگیاش تغییر میکنه. رازهایی از گذشته، مثل بچهای که رها کرده و خیانتایی که دیده، کمکم رو میشن و رنا باید بین جاهطلبی و عشق و بخشش انتخاب کنه. سریال پر از درام عاشقانه، ملودرام و رازهای خانوادگیه که قصهای پرتنش درباره جبران و پیدا کردن خود رو تعریف میکنه.
خلاصه داستان: "داغ در کلیولند" داستان سه زن میانسال از لسآنجلس رو روایت میکنه—ملانی (والری برتینلی)، جوی (جین لیوز) و ویکتوریا (وندی مالیک)—که توی راه سفر به پاریس، هواپیماشون توی کلیولند فرود اضطراری میکنه. اونا میفهمن که توی کلیولند، برعکس لسآنجلس، هنوز جذاب به حساب میآن و تصمیم میگیرن اونجا بمونن. اونا یه خونه اجاره میکنن که با یه سرایدار پیر و بامزه به اسم الکا (بتی وایت) همراهه. این سریال پر از کمدی و ماجراهای روزمره این چهارتاست که با طنز و ستارههای مهمان، حسابی سرگرمکنندهست.
خلاصه داستان: یون هه جین (Shin Min Ah) یک دندان پزشک، زنی زیبا و باهوش است. او پس از گذراندن موانع مختلف و بهم خوردن برنامه و اهداف زندگیش، به روستای ساحلی گونگجین می رود و در آنجا با آقای هونگ آشنا می شود. هونگ دو شیک (Kim Seon Ho) که در روستا به آقای هونگ معروف است در ظاهر بدون شغل و بیکار است اما استاد انجام دادن کارهای مختلف و عجیب است و هر کسی در روستا به کمک نیاز داشته باشد او همواره برای رفع مشکل حضور دارد…
خلاصه داستان: چهار کارآگاه جوان در دهه بیست زندگیشان درگیر یک ماموریت غیرعادی میشوند. در پی یک اتفاق عجیب، سه نفر از آنها یکشبه به شدت پیر شده و در بدنهایی شبیه به مردان هفتادساله قرار میگیرند. حالا این گروه باید با ظاهر جدیدشان به حل پروندهها ادامه دهند، در حالی که با چالشهای کمدی و احساسی ناشی از این تغییر غیرمنتظره روبهرو هستند. این سریال ترکیبی از طنز، درام و معمایی است.
خلاصه داستان: "رامنفروشی پسران خوشتیپ" داستان یانگ اونبی، یه دانشجوی دانشگاه که برای امتحان معلمی درس میخونه و آرزوی معلم دبیرستان شدن داره، رو روایت میکنه. اون بهطور اتفاقی با چا چیسو، پسر مغرور و خوشقیافه وارث بزرگترین شرکت مواد غذایی کره، آشنا میشه. اونبی اول فکر میکنه چیسو کارمند شرکته، بعد دانشجوی دانشگاهش و بعد شاگرد دبیرستانی که قراره اونجا کارآموزی کنه. این سوءتفاهمها باعث کلی موقعیت خندهدار میشه. هردوشون آخر سر توی یه رامنفروشی که چوی کانگهیون، یه صاحب تنبل، ادارهش میکنه و پر از پسرای خوشتیپه کار میکنن. سریال پر از کمدی رمانتیک، سوءتفاهمهای بامزه و یه مثلث عاشقانه بین اونبی، چیسو و کانگهیون با بازی قوی جونگ ایل-وو، لی چونگ-آه و لی کی-وو، قصهای شاد و سرگرمکننده درباره عشق، دوستی و دنبال کردن رویاها رو تعریف میکنه، هرچند بعضیها میگن رابطه عاشقانه بین یه کارآموز و دانشآموز دبیرستان یه کم عجیبه و پایانبندی میتونست قویتر باشه
خلاصه داستان: "پسر خوشتیپ همسایه" داستان گو دوک-می، یه ویراستار خجالتی و منزوی رو روایت میکنه که بعد از یه تجربه عاطفی تلخ، خودشو تو آپارتمانش حبس کرده و فقط از پنجره زندگی همسایههاشو تماشا میکنه. اون عادت داره مخفیانه انریکه گئوم، یه طراح بازیهای ویدیویی خوشقلب و پرجنبوجوش که تازه از اسپانیا برگشته، رو نگاه کنه. وقتی انریکه متوجه این موضوع میشه، کنجکاو میشه و سعی میکنه دوک-می رو از لاکش بیرون بیاره. از اون طرف، جینراک، یه کارتونیست خوشتیپ و مرموز که تو همون ساختمون زندگی میکنه، به دوک-می علاقه داره و یه مثلث عاشقانه شکل میگیره. سریال که از وبتون "من هر روز یواشکی عاشق تو میشم" اقتباس شده، پر از کمدی رمانتیک، لحظههای شیرین و درام عاطفیه و قصهای دلچسب درباره شفا، باز شدن به عشق و پیدا کردن اعتمادبهنفس رو تعریف میکنه، هرچند بعضیها میگن داستانهای فرعی گاهی حواس رو از خط اصلی پرت میکنه.
خلاصه داستان: "یافتن آقای سرنوشت" داستان هان گی-جون، یه کارمند اخراجی که حالا آژانس مسافرتی خودشو داره، رو روایت میکنه که اولین مشتریش، سو جی-وو، یه کارگردان تئاتر با وسواسای عجیب، ازش میخواد عشق اولش، کیم جونگووک، رو پیدا کنه. گی-جون که به پول نیاز داره، قبول میکنه و اونا با هم شروع به گشتن دنبال کیم جونگووکهای مختلف توی کره میکنن، از سئول تا بوسان. توی این سفر، گی-جون و جی-وو با کلی موقعیت خندهدار و آدمای عجیب روبهرو میشن، مثل یه سرباز، یه معلم و حتی یه گانگستر که همشون اسمشون کیم جونگووکه. کمکم، رابطه اونا از مشتری و کارمند به دوستی و شاید یه چیز بیشتر تبدیل میشه، در حالی که جی-وو هنوز دنبال عشق گمشدهشه. فیلم که از یه نمایش موزیکال معروف کرهای اقتباس شده، پر از کمدی رمانتیک، ماجراهای بامزه و لحظههای احساسیه که درباره پیدا کردن عشق و کنار اومدن با گذشتهست، هرچند بعضیها میگن داستانش قابلپیشبینیه و پایانش زیادی سادهست.
خلاصه داستان: "بجنگ برای راهم" داستان چهار دوست جوون رو روایت میکنه که توی دنیای واقعی دنبال رویاهاشونن، اما زندگی مدام بهشون لگد میزنه. کو دونگمان، یه تکواندوکار سابق که حالا کارمند یه شرکت آفتکشیه، و چوی اِه-را، یه کارمند پذیرش که آرزوی گوینده شدن داره، دو تا از این دوستای قدیمیان که از بچگی همدیگه رو میشناسن. کنارشون، کیم جو-مان، یه کارمند ساده، و بک سولهی، یه کارمند پارهوقت، سعی میکنن با مشکلات عشقی و شغلی کنار بیان. دونگمان و اه-را که همیشه رابطهای شبیه دوست-دشمن داشتن، کمکم میفهمن شاید احساسشون به هم عمیقتر از یه دوستی ساده باشه. سریال با طنز، عاشقانه و لحظههای واقعی، نشون میده این چهار نفر چطور با وجود شکستها و ناامیدیها برای رویاهاشون میجنگن—دونگمان برای بازگشت به رینگ MMA، اه-را برای گویندگی، و جو-مان و سولهی برای عشق و ثبات. این سریال که پر از کمدی رمانتیک، دوستیهای گرم و حس جوونی توی دنیای کارگرای کرهست، با بازی قوی پارک سو-جون و کیم جیوون، یه قصه الهامبخش و سرگرمکننده درباره دنبال کردن رویاها بدون توجه به سن و موقعیت ارائه میده.
خلاصه داستان: "اگه بمیری خوشحال میشم" داستان لی رو-دا، یه کارمند ساده و مهربون توی یه شرکت، رو روایت میکنه که از رئیسش، بک جینسانگ، بهخاطر رفتار مغرورانه و بداخلاقش متنفره. جینسانگ، سرپرست تیم، همیشه فکر میکنه حق با اونه و با کارمنداش بد برخورد میکنه. شبی تو ۱۴ آوریل، رو-دا خواب میبینه جینسانگ با کامیون تصادف میکنه و میمیره. وقتی صبح بیدار میشه، میفهمه هنوز ۱۴ آوریله و تو یه حلقه زمانی گیر افتاده! رو-دا حالا باید هر روز تلاش کنه جینسانگ رو از مرگ نجات بده تا حلقه زمانی بشکنه. این وسط، با کانگ جونهو، یه همکار خوشقلب، و بقیه اعضای تیم همراه میشه و کمکم میفهمه جینسانگ گذشته سختی داشته که رفتارش رو توضیح میده. این سریال که از یه وبتون به همین اسم اقتباس شده، پر از کمدی، فانتزی، عاشقانه و درسهای زندگیه که با طنز مشکلات محیط کار و روابط انسانی رو نشون میده. شیمی بین رو-دا و جینسانگ، که از نفرت به درک متقابل میرسه، حسابی درخشانه.