خلاصه داستان: الویس که پس از اخراج بدون تشریفات توسط بهترین مرد از طریق پیامک از وظایف خدمتکار خلاص شده بود، تصمیم می گیرد به هر حال در مراسم عروسی شرکت کند، اما خود را با پنج مهمان ناخواسته در تالار مخوف می بیند...
خلاصه داستان: هفت دوست صمیمی برای عروسی دو نفر از دوستانشان دوباره گرد هم می آیند. مشکلات به این دلیل به وجود می آیند که عروس و خدمتکار بر سر داماد رقابت طولانی داشته اند.
خلاصه داستان: با تشویق دوستانش، یک مرد عصبی که هرگز "این کار را انجام نداده" تنها زمانی متوجه می شود که با یک مادر مجرد ملاقات می کند، فشار را افزایش می دهد.
خلاصه داستان: چشم خصوصی فیلیپ مارلو به دوستش تری لنوکس کمک می کند تا از یک مربا خلاص شود و در قتل همسرش سیلویا دست دارد. او همچنین توسط آیلین وید استخدام میشود تا همسرش راجر که دیپسومنیک است پیدا کند، که اغلب زمانی که میخواهد ناپدید میشود...
خلاصه داستان: هانا هولت و جاش وایت هر دو به تازگی در محراب ایستاده اند و یکدیگر را در پارک ملاقات کرده اند. آنها همچنان که برای ماه عسل خود در همان تفرجگاه فرود می آیند، مسیرهای عبور را ادامه می دهند.
خلاصه داستان: یک عابر بانک ترسو یک سرقت بانک را پیش بینی می کند و قبل از رسیدن کلاهبردار خودش پول را می دزدد. زمانی که کلاهبردار سادیست متوجه می شود که فریب خورده است، گوینده را تعقیب می کند و او را درگیر تعقیب گربه و موش برای پول نقد می کند.
خلاصه داستان: خدمه مستند به دنبال موضوع جدیدی میگردند، یک روزنامه رو به مرگ میدوسترن را پیدا میکنند و تلاش ناشر آن برای احیای آن با استفاده از خبرنگاران داوطلب.
خلاصه داستان: در این تقلب «بازیهای گرسنگی»، کانتمیس اورشات باید برای جان خود در هفتاد و پنجمین دوره بازیهای سالانه گرسنگی بجنگد، که در آن او همچنین میتواند یک ژامبون قدیمی، یک کوپن برای یک زیرپایی و یک ترشی نیمه خورده برنده شود.