خلاصه داستان: کارآگاه سابق نیک چارلز و همسر ثروتمند و باهوشش نورا، در تعطیلات کریسمس در نیویورک، ناخواسته درگیر پرونده قتل یک مخترع به نام کلاید وینمیل میشوند. وینمیل که به تازگی به همراه معشوقهاش، دوروتی، از یک سفر طولانی برگشته، ناپدید شده و جسد او کمی بعد پیدا میشود. پدر دوروتی، که یکی از شرکای تجاری وینمیل بوده، از نیک میخواهد که این پرونده را حل کند. نیک و نورا، با همراهی سگ کوچکشان آستا، در میان شبکهای از دروغ، خیانت و رازهای خانوادگی، مصمم به پیدا کردن قاتل میگردند. این زوج خوشتیپ و طناز، با مهمانیهای پر از مارتینی و شوخیهای تند و تیز، در حالی که به نظر میرسد بیشتر به تفریح مشغول هستند تا کارآگاهی، در نهایت با جمع کردن تمام مظنونین در یک جا، پرده از راز قتل برمیدارند. این فیلم کلاسیک جنایی کمدی محصول سال ۱۹۳۴، به کارگردانی دبلیو. اس. ون دایک، با بازی درخشان ویلیام پاول و مایرنا لوی، اولین قسمت از مجموعه فیلمهای «مرد لاغر» است که بر اساس رمانی از دشیِل همِت ساخته شده است.
خلاصه داستان: «هری چه مشکلی دارد» یک فیلم کمدی رمانتیک محصول سال ۲۰۲۰ به کارگردانی پیتر پائول و با بازی جیک بورن، نایو گیل، بریت بارون و کولین استنت است. داستان درباره سام، یک مرد همجنسگراست که مجبور میشود آخر هفته روز شکرگزاری را با هری، همکلاسی سابق و قلدر دوران مدرسه خود، در سفری جادهای به شیکاگو بگذراند. اما وقتی سام متوجه میشود هری اکنین یک مرد همجنسگرای روباز است، احساسات پیچیده و غیرمنتظرهای در او شکل میگیرد. این سفر جادهای پر از اتفاقات خندهدار، لحظات احساسی و کشف دوباره گذشته، فرصتی برای هر دوی آنها ایجاد میکند تا با خود واقعیشان و احساساتشان روبرو شوند و شاید عشقی تازه در میان تمام این آشفتگیها متولد شود.
خلاصه داستان: در فرودگاه بینمللی جان اف. کندی نیویورک، ویکتور ناوورسکی، یک توریست اهل کراکوزیا (یک کشور خیالی در اروپای شرقی)، پس از ورود به آمریکا متوجه میشود که در طول پرواز او، یک کودتا در کشورش رخ داده و دولت جدیدی روی کار آمده است. در نتیجه، گذرنامه و ویزای او دیگر معتبر نیستند و او نه میتواند وارد خاک آمریکا شود و نه به کشورش بازگردد. ویکتور که به هیچ وجه انگلیسی صحبت نمیکند، ناچار میشود در بخش ترانزیت فرودگاه اقامت کند و به زندگی در آنجا عادت کند. او به تدریج با کارکنان فرودگاه، از جمله یک مهماندار پرواز به نام آملیا که به او علاقهمند میشود، آشنا میشود و با خلاقیت و مهربانی خود، زندگی جدیدی را در این فضای محدود میسازد. این فیلم کمدی-درام محصول سال ۲۰۰۴ به کارگردانی استیون اسپیلبرگ و با بازی تحسینبرانگیز تام هنکس در نقش اصلی است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: کامرون یک سرباز فراری است که پس از فرار از دست پلیس، به طور تصادفی وارد صحنه فیلمبرداری یک فیلم جنگی میشود و پس از مرگ بدلکار اصلی فیلم در یک حادثه، توسط کارگردان مرموز و پرزرق و برق فیلم، الی کراس، برای جایگزینی او استخدام میشود. کامرون که به تدریج در دنیای پرپیچ و خم سینما غرق میشود، در تشخیص مرز بین واقعیت و تئاتر دچار مشکل شده و به تدریج به این سوءظن میرسد که کارگردان قصد دارد او را در یک صحنه خطرناک به قتل برساند. در این میان، او عاشق بازیگر اصلی زن فیلم، نینا، میشود و این رابطه بر پیچیدگیهای داستان میافزاید. فیلم محصول سال ۱۹۸۰ به کارگردانی ریچارد راش با بازی استیون ریلزبرگ، پیتر اوتوول و باربارا هرشی است.
خلاصه داستان: یک فیلم کوتاه انیمیشنی محصول سال ۲۰۰۰ به کارگردانی برایان جنتز که داستان زندگی یک مترسک تنها و غمگین را روایت میکند که در مزرعهای ایستاده و آرزوی آزادی و دوستی دارد. این فیلم کوتاه که برنده جوایز متعددی شده، با تکنیک استاپ موشن و فضایی شاعرانه، احساس تنهایی و امید را به تصویر میکشد و تماشاگر را با دنیای درونی یک مترسک آشنا میکند.
خلاصه داستان: یک جواهر گرانبها به نام الماس صورتی که نماد کشور لوگاریا است، توسط یک سارق مرموز به نام «شبح» دزدیده میشود. بازرس کلوزو، کارآگاه ناشی اما مصمم پلیس فرانسه، پس از سالها خانهنشینی اجباری، برای حل این پرونده دوباره به خدمت فراخوانده میشود. او به سرعت به سراغ بزرگترین مظنون خود، سرگرد سرژانت چارلز درهیو، مردی که از کلوزو متنفر است، میرود. کلوزو با روشهای غیرمعمول و رفتارهای عجیب و غریب خود، تمام تلاشش را میکند تا هم الماس را پیدا کند و هم ثابت کند که درهیو مقصر اصلی است. در این میان، سفر او به لوگاریا و مواجهه با شاهزاده خانم این کشور، موقعیتهای کمدی بیشماری را رقم میزند. پیتر سلرز در نقش بازرس کلوزو، همراه با کریستوفر پلامر و کاترین اسکلا، در این فیلم کمدی کلاسیک به کارگردانی بلیک ادواردز در سال ۱۹۷۵ به ایفای نقش پرداختهاند.
خلاصه داستان: در تابستان داغ سال ۱۹۶۲، اسکاتی اسمال تازهوارد به محلهای میشود که هیچ دوستی ندارد. او با گروهی از پسران همسن خود آشنا میشود که همگی عاشق بیسبال هستند و در زمین خاکی محلهشان، معروف به «سندلات»، بازی میکنند. بنی رودریگز، بهترین بازیکن تیم، اسکاتی را زیر بال و پر خود میگیرد و به او بیسبال یاد میدهد. اما ماجرا زمانی شکل میگیرد که توپ امضاشدهٔ بابِت روثِ اسکاتی از روی دیوار به خانهٔ آقای مورتونز میپرد؛ خانهای که همه از سگ غولپیکر و درندهاش به نام «وحشت» میترسند. حالا بچهها باید با همکاری هم و با نقشهای خلاقانه توپ را پس بگیرند، ماجراجوییای که برای همیشه زندگیشان را تغییر خواهد داد. این فیلم محصول سال ۱۹۹۳ به کارگردانی دیوید میکی ایونز و با بازیگرانی چون تام گوری، مایک ویتارو و پاتریک رنا است.
خلاصه داستان: یک زن جوان به نام وِرِنا با تواناییهای روانی فوقالعاده، در یک تصادف رانندگی وحشتناک، قدرتهای روانی خود را کشف میکند. او پس از آن، شروع به دیدن رویاها و تصاویر ذهنی از وقایع ترسناک و قتلهای فجیع میکند. وِرِنا به زودی متوجه میشود که این تصاویر مربوط به قتلهای زنجیرهای است که در آینده رخ خواهد داد. او با کمک شوهرش، برای جلوگیری از این وقایع تلاش میکند، اما نیروهای تاریک و قدرتمندی در برابر او قرار میگیرند. این فیلم ترسناک روانی محصول سال ۱۹۷۷ ایتالیا به کارگردانی لوچو فولچی، با بازی جنیفر او نیل، جان ریچاردسون و مارچلو ماسترویانی، داستانی پرتعلیق و فراطبیعی را روایت میکند که مرز بین واقعیت و توهم را در هم میشکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: شاهزاده خانم سونگ هیون در آستانه ازدواج قرار دارد و پادشاه برای تعیین همسر مناسب او، از یک طالعبین مشهور به نام سئو دو یونگ کمک میگیرد. طالعبین با بررسی طالع شاهزاده خانم، چهار نامزد از میان نجیبزادگان را پیشنهاد میدهد. اما شاهزاده خانم که به دنبال عشق واقعی است، مخفیانه با مردی به نام کانگ دو شیونگ که یک مأمور دولت است، ملاقات میکند و به او دل میبندد. در این میان، طالعبین متوجه میشود که طالع شاهزاده خانم با طالع او نیز مطابقت دارد و درگیر احساساتش میشود. این فیلم محصول سال ۲۰۱۸ کره جنوبی به کارگردانی هونگ چانگ پینگ و با بازیگری شیم اون کیونگ، لی سونگ گی و چوی وون یونگ است که داستانی عاشقانه و تاریخی را با عناصر طالعبینی و کمدی در هم آمیخته است.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۱۱ لندن، پرنس چارلز، نایبالسلطنه کارپاتیا، مردی میانسال و مغرور است که برای تاجگذاری پادشاه جدید بریتانیا به شهر آمده. او در تئاتری با الن مارا، یک بازیگر آمریکایی جوان و جذاب آشنا میشود و او را به یک شام خصوصی در سفارتخانه کشورش دعوت میکند. الن که فکر میکند این دعوت صرفاً برای صرف شام است، خیلی زود متوجه میشود که شاهزاده قصد دیگری دارد. اما الن دختری باهوش و زیرک است و با استفاده از طنز و شوخطبعی خود، نه تنها از موقعیتهای خجالتآور فرار میکند، بلکه به تدریج قلب شاهزاده پیر و خسته از زندگی را نیز تسخیر میکند. در این میان، بحران سیاسی کوچکی در کشور پرنس به وجود میآید و الن ناخواسته درگیر آن میشود و با رفتارهای کودکانه و غیردیپلماتیک خود، همه چیز را به هم میریزد. شاهزاده ابتدا عصبانی میشود، اما خیلی زود متوجه میشود که الن با سادگی و صداقت خود، کاری کرده که هیچ دیپلمات کارکشتهای از پس آن برنمیآمد. این فیلم کمدی رمانتیک محصول سال ۱۹۵۷ به کارگردانی لارنس اولیویه و با بازی درخشان مریلین مونرو و لارنس اولیویه است.