خلاصه داستان: این فیلم درام روانشناختی محصول سال ۲۰۰۴ به کارگردانی تاد ویلیامز و با بازی جف بریجز، کیم بیسینگر و جان فاستر است. داستان زندگی زوجی نویسنده به نامهای تد و ماریون کول را روایت میکند که پس از مرگ دو پسرشان در یک سانحه رانندگی، درگیر بحران عاطفی عمیقی شدهاند. آنها تصمیم میگیرند برای مدتی از هم جدا زندگی کنند و تد که یک نویسنده مشهور کتابهای کودکان است، از یک جوان دانشجو به نام ادی به عنوان دستیار شخصی خود استفاده میکند. ورود ادی به خانه تد، باعث آشکار شدن رازهای پنهان و تنشهای موجود در خانواده میشود و روابط پیچیده عاطفی بین آنها شکل میگیرد که همگی تحت تأثیر غم از دست دادن فرزندان قرار دارد.
خلاصه داستان: سالوادور، جوانی که در جنوب ایتالیا زندگی میکند، به رویای مهاجرت به استرالیا دل بسته است. او که به تازگی به عنوان یک حسابدار فارغالتحصیل شده، درگیر یک رابطه عاشقانه با کارولینا، دختری که به او در رسیدن به این هدف انگیزه میدهد، است. با این حال، رویاهای او با موانع غیرمنتظرهای روبرو میشود و او را در موقعیتهای خندهدار و گاه غمانگیزی قرار میدهد. کارگردانی چزاره آپریل و بازی لوکا مدیچ در نقش اصلی، این فیلم کمدی-درام داستان بلندپروازیها، عشق و پیگیری رویاها علیرغم همه مشکلات را روایت میکند.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۸۷، پلوتو نش (با بازی ادی مورفی) صاحب کلوپ شبانه موفق خود در ماه است که به پاتوقی محبوب برای گردشگران و ساکنان ماه تبدیل شده است. وقتی یک گانگستر قدرتمند به نام رکس کرایسلر (با بازی جو پانتولیانو) تلاش میکند تا کلوپ او را تصاحب کند، پلوتو مقاومت میکند و به همین دلیل با تلاشی برای قتل خود مواجه میشود. پلوتو به همراه دستیار ربات وفادارش برونو (با بازی رندی کواید) و خواننده جذاب کلوپ دینا لیک (با بازی رزمند پایک) برای نجات کسبوکار خود و مقابله با تبهکاران وارد ماجراجویی پرخطری میشود. این فیلم کمدی علمی-تخیلی محصول سال ۲۰۰۲ به کارگردانی ران آندروود، ترکیبی از اکشن و طنز را در محیطی آیندهنگرانه ارائه میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «بازدید گروه موسیقی» محصول سال ۲۰۰۷ به کارگردانی ایلان کولیرین، داستان گروه کوچکی از نوازندگان مصری به نام «دسته پلیس اسکندریه» را روایت میکند که به طور اتفاقی به جای پتاه تیکوا، در شهرک دورافتاده اسرائیلی به نام بیت هاتیکوا گیر میافتند. گروه که برای اجرا در مراسم افتتاحیه یک مرکز فرهنگی عربی به اسرائیل سفر کرده بودند، با اتوبوس اشتباهی به این شهرک میرسند و ساکنان محلی که هیچ برنامهای برای پذیرایی از آنها ندارند، مجبور میشوند یک شب را در کنار هم بگذرانند. در طول این شب، موسیقی و تعاملات انسانی، مرزهای فرهنگی و زبانی را درمینوردد و دوستیهای غیرمنتظرهای شکل میگیرد. بازیگرانی چون ساسون گابای، رونیت الکابتز و خaled Naga در نقشهای اصلی ظاهر شدهاند و این اثر کمدی-درام ظریف که جوایز متعددی از جمله جایزه بهترین فیلم خارجی زبان گلدن گلوب را کسب کرد، به موضوعاتی همچون انزوا، امید و قدرت ارتباط از طریق هنر میپردازد.
خلاصه داستان: رابرت دنیرو در نقش جکی برک، کمدین کهنهکاری است که به خاطر طعنههای تند و رفتار غیرقابل پیشبینیاش شهرت دارد. او که زمانی ستاره برنامههای تلویزیونی بود، حالا در کلابهای کوچک و مراسمات خصوصی برنامه اجرا میکند. زندگی او زمانی دگرگون میشود که پس از یک درگیری فیزیکی با یکی از تماشاگران، به انجام خدمات اجتماعی محکوم میشود. در این مسیر با هارمونی (لزلی من)، زنی که او نیز به خدمات اجتماعی محکوم شده، آشنا میشود و رابطهای عاطفی بین آنها شکل میگیرد. جکی تلاش میکند تا با کمک هارمونی و در مواجهه با چالشهای زندگی، نسخهی بهتری از خودش بسازد و معنای واقعی موفقیت را دوباره تعریف کند. دنیس لیورسی، هاروی کایتل، پتی لوپون و ادیه فالکو از دیگر بازیگران این فیلم کمدی-درام هستند که توسط تیلور هکفورد در سال ۲۰۱۶ کارگردانی شده است.
خلاصه داستان: این فیلم درام جنایی محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی مارتین مکدونا است که فرانسیس مکدورمند، وودی هارلسون و سام راکول در نقشهای اصلی ایفای نقش کردهاند. داستان حول محور میلدرد هیز (مکدورمند)، مادری مصمم در شهر کوچک ابینگ، میسوری میچرخد که هفت ماه پس از قتل وحشیانه دخترش، از عدم پیشرفت تحقیقات پلیس به ستوه آمده است. او برای تحت فشار قرار دادن مقامات، سه بیلبورد تبلیغاتی بزرگ را در ورودی شهر اجاره میکند که روی آنها پیامهای تندی خطاب به رئیس پلیس شهر، کلانتر ویلیام ویلوبی (هارلسون)، نوشته شده است. این اقدام جسورانه او تنشهای عمیقی را در جامعه محافظهکار شهر به وجود میآورد و زندگی بسیاری از ساکنان، از جمله افسر پلیس نژادپرست و خشن، جیسون دیکسون (راکول)، را تحت تأثیر قرار میدهد. فیلم به بررسی پیچیدهای از خشم، غم، بخشش و عدالت در جامعهای میپردازد که با مسائل نژادی و فساد درگیر است و عملکرد بازیگران آن تحسینشده است.
خلاصه داستان: یک وکیل موفق و آرمانگرا به نام لوکی کینسون (ساندرا بولاک) که به دلیل مهارتهای فوقالعادهاش در زمینه حقوقی شناخته شده است، به تازگی توسط یک میلیاردر جذاب و بیپروا به نام جورج وید (هیو گرانت) استخدام شده است. لوکی که به شدت به مسائل زیستمحیطی و حفظ میراث تاریخی شهر نیویورک اهمیت میدهد، متوجه میشود که شغل جدیدش او را در موقعیتی قرار داده که باید بین اصول اخلاقیاش و خواستههای کارفرمای ثروتمند و هوسرانش یکی را انتخاب کند. پس از مدتی، لوکی از کار خود استعفا میدهد و به جورج دو هفته مهلت میدهد تا جانشینی برای او پیدا کند. این دو هفته برای هر دوی آنها به دورهای پر از کشمکشهای عاطفی، موقعیتهای خندهدار و کشف احساسات پنهانشان تبدیل میشود. این فیلم کمدی رمانتیک محصول سال ۲۰۰۲ به کارگردانی مارک لارنس است.
خلاصه داستان: این انیمیشن خیرهکننده محصول سال ۲۰۱۴ به کارگردانی خورخه گوتیرز، داستان منوئل را روایت میکند؛ جوانی خوشقلب که در روز مردگان ناچار میشود میان عشق به ماریا و انتظارات خانوادگی خود انتخاب کند. سه دوست دوران کودکی — منوئل، ماریا و خواکین — در شهری مکزیکی زندگی میکنند، اما سرنوشت آنها به دست دو خدای دنیای مردگان رقم میخورد: لا مورتِ مهربان و زیبا، و زیبای فریبنده اما خطرناک. وقتی شرطی میان این دو بسته میشود، منوئل باید سفری حماسی را به دنیای مردگان آغاز کند تا نه تنها عشق واقعی خود را ثابت کند، بلکه هویت و میراث خود را نیز کشف نماید. این انیمیشن با جلوههای بصری چشمنواز، موسیقیهای بهیادماندنی و طنز دلنشین، جشنی رنگارنگ از زندگی، عشق و یادبود است که مخاطبان را به سفری فراموشنشدنی در فرهنگ مکزیک دعوت میکند.
خلاصه داستان: یک زوج جوان به نامهای جان و آلیس با مشکلات مالی جدی روبرو هستند. زندگی آنها زمانی به کلی تغییر میکند که یک سماور برنجی مرموز و باستانی را پیدا میکنند. آنها به زودی کشف میکنند که این سماور خاصیت جادویی دارد: هر زمان که یکی از آنها در نزدیکی سماور درد فیزیکی را تجربه کند، سماور شروع به تولید سکههای طلا میکند. وسوسه شده توسط ثروت آسان، جان و آلیس به تدریج مرزهای خود را برای ایجاد درد بیشتر و در نتیجه پول بیشتر جابجا میکنند. آنچه به عنوان یک موهبت به نظر میرسید، به تدریج به یک اعتیاد خطرناک تبدیل میشود و رابطه آنها و سلامت روانشان را به خطر میاندازد. این فیلم کمدی-فانتزی سیاه محصول سال ۲۰۱۲ به کارگردانی راما موسوی و با بازی جانی سیمونز و آلیس ایو است که به بررسی طمع و هزینههای پنهان ثروت ناگهانی میپردازد.
خلاصه داستان: «سوپ کلم» فیلمی کوتاه به کارگردانی و نویسندگی مشترک سجاد مطلبی و علی عزیزی است که در سال ۱۳۹۶ ساخته شد. این فیلم با بازی سحر دولتشاهی، علی عزیزی و سجاد مطلبی، داستان زندگی زوج جوانی را روایت میکند که در آستانه طلاق قرار دارند. آنها تصمیم میگیرند برای آخرین بار در خانهای که زمانی مشترک بوده، یکدیگر را ملاقات کنند تا باقیمانده وسایلشان را تقسیم کنند. در این ملاقات نهایی، خاطرات گذشته و احساسات سرکوبشده بار دیگر زنده میشود و آنها را با واقعیت رابطهشان و دلایلی که به این نقطه رسیدهاند، مواجه میکند. این اثر با نگاهی عمیق و ظریف به روابط انسانی، لحظات تنشزا و عاطفی میان دو شخصیت اصلی را به تصویر میکشد و مخاطب را به تأمل در مورد عشق، از دست دادن و پیچیدگیهای زندگی مشترک وا میدارد. فیلم کوتاه «سوپ کلم» در جشنوارههای مختلفی حضور داشته و مورد تحسین منتقدان قرار گرفته است.