خلاصه داستان: فیلم «شوهر تصادفی» محصول سال ۲۰۰۸ به کارگردانی گرگین هرمین و با بازی اومارو تورمن، کالین فیرث و جفری دین مورگان است. داستان درباره دکتر اِما لوید (تورمن)، یک روانشناس و مجری تلویزیونی موفق است که در برنامه خود به مردم در زمینه روابط عاطفی مشاوره میدهد. او در آستانه ازدواج با ریچارد (فیرث)، یک نویسنده مشهور قرار دارد. اما زندگی او زمانی دچار آشفتگی میشود که پاتریک (مورگان)، یک آتشنشان خوشتیپ، به دلیل توصیههای دکتر لوید در برنامه تلویزیونی، نامزدش را از دست میدهد. پاتریک برای انتقام، با هک کردن سیستم کامپیوتری، خود را به عنوان شوهر دکتر لوید ثبتنام میکند و این کار باعث ایجاد مشکلات قانونی و عاطفی فراوانی برای دکتر لوید میشود. این اتفاق، زندگی عادی او را به کلی دگرگون کرده و مسیر عشق و ازدواجش را به سمتی غیرمنتظره هدایت میکند.
خلاصه داستان: دانیل مانتوو، نویسنده آرژانتینی برنده نوبل ادبیات که بیست سال پیش به اروپا مهاجرت کرده و در بارسلون زندگی میکند، پس از دریافت دعوتنامهای برای بازگشت به زادگاهش، شهر کوچک و خیالی سالاس در آرژانتین، برای دریافت عنوان «شهروند ممتاز»، علیرغم میل باطنی و توصیه دوستانش، تصمیم میگیرد به آنجا بازگردد. او که در آثارش همواره از این شهر و مردمانش انتقاد کرده، حالا با استقبالی دوگانه روبرو میشود؛ از یک سو تحسین و احترام و از سوی دیگر خشم و کینه. سفر او به تدریج به کابوسی تبدیل میشود که در آن گذشتهاش، روابط فراموششده و رازی قدیمی، همه چیز را تحت تأثیر قرار میدهند. این فیلم به کارگردانی گاستون دوپرات و ماریانو کوهن، با بازی درخشان اسکار مارتینز، طنزی سیاه و تلخ را درباره شهرت، هویت، هنر و بازگشت به ریشهها روایت میکند.
خلاصه داستان: مرد جوانی دوباره با پری دریایی که برای مدت کوتاهی در یک پسر با آن روبرو شده بود ملاقات می کند و بدون اینکه راز او را بداند عاشق او می شود.
خلاصه داستان: فیلم کلاسیک کمدی-درام «دختر روز جمعه» محصول سال ۱۹۴۰ به کارگردانی هاوارد هاکس و با بازی درخشان کری گرانت و رزالین راسل، داستان خبرنگار باهوش و جذابی به نام هیلی جانسون را روایت میکند که قصد دارد شغل پراسترس خود در روزنامه معروف «مORNING Post» را رها کرده و با بیمآورث، مردی آرام و قابل احترام از بروکلی، ازدواج کند و زندگی آرامی را در آلبانی آغاز نماید. والتر برنز، سردبیر حیلهگر و رئیس سابق هیلی که هنوز به او علاقهمند است، با شنیدن این خبر به شدت ناراحت میشود و تلاش میکند با استفاده از تمام ترفندهای خود، از جمله یک داستان خبری بزرگ درباره محکوم به اعدامی که قرار است به زودی اعدام شود، هیلی را متقاعد کند که در شغل خود باقی بماند. والتر با زیرکی و با استفاده از جذابیتهای خبرنگاری، هیلی را درگیر یک ماجرای پیچیده سیاسی و رسانهای میکند و در این میان، احساسات گذشته میان آنها بار دیگر شعلهور میشود. این فیلم با دیالوگهای سریع و طنزآمیز، نگاهی طنزآلود به دنیای رسانه و روزنامهنگاری دارد و یکی از بهترین نمونههای ژانر کمدی اسکروبال به شمار میرود.
خلاصه داستان: محمد، کارگر ساده و بیآلایش شهرداری، روزی در حال نظافت خیابانها، کیف دستی مهمی را پیدا میکند که متعلق به یکی از قدرتمندترین مافیای شهر است. درون کیف، اسناد و مدارکی است که میتواند امپراتوری جنایتکاران را فروبپاشاند. ناگهان زندگی آرام او به ماجراجویی پرمخاطرهای تبدیل میشود. او که حالا به طور تصادفی در مرکز یک جنگ قدرت خونین قرار گرفته، باید تصمیم بگیرد: آیا اسناد را به پلیس تحویل دهد و خود و خانوادهاش را در معرض خطر مرگ قرار دهد، یا با جنایتکاران همکاری کند و به ثروتی افسانهای دست یابد؟ در این راه، او با کارآگاهی شرور و فاسد نیز روبرو میشود که برای نابودی او نقشهها کشیده است. محمد باید با تکیه بر هوش و درایت خود، در این بازی مرگبار پیروز شود و به «سلطان رفتگران» شهرت یابد.
خلاصه داستان: یک کمدی سیاه و خونین ایرلندی درباره سفری غم انگیز با قطار که در آن مردی مسن که همسرش آن روز صبح مرده، با یک جوان عجیب و غریب و احتمالاً روان پریش مواجه می شود...
خلاصه داستان: هنگامی که یک مجری لاس وگاس که تبدیل به یک قلابدار به نام بادی اسرائیل میشود، تصمیم میگیرد مدارک دولتی را برگرداند و علیه اوباش شهادت دهد، به نظر میرسد که بسیاری از مردم دوست دارند مطمئن شوند که او دیگر نفس نمیکشد.
خلاصه داستان: در اواخر دهه 40 در ایران اتفاق می افتد. وقتی یک مرد تبعیدی سیاسی (انصاری) در روستایی به نام براره با مردمان روستایی عجیب و غریب با حرکات و لهجه های عجیب آشنا می شود.