خلاصه داستان: خلاصه داستان:
کریستوفر واکنز (ویل فرل)، یک ستارهشناس شکستخورده، درگیر یک مأموریت فوقمحرمانه ناسا میشود که زندگیاش را برای همیشه تغییر میدهد. او به طور تصادفی متوجه میشود که سگ خانگیاش، اچ. آر. پافنفورت (صداپیشگی متیو برودریک)، در واقع یک فضانورد فوقهوشمند از سیارهای دیگر است که برای نجات زمین از یک تهدید کیهانی مخفیانه به این سیاره فرستاده شده است. کریستوفر و سگ فضاییاش باید با همکاری هم و با کمک همسر سابقش (مگی جیلنهال)، یک دانشمند سابق ناسا، و یک گروه از سگهای آموزشدیده، جلوی حمله بیگانگان را بگیرند. این فیلم کمدی-ماجراجویی که در سال ۲۰۲۴ توسط تام دای و الکسیس جی. پری ساخته شده، ترکیبی از طنز و اکشن است که روابط انسانی و وفاداری را در قالب یک ماجرای علمی-تخیلی به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: یک فیلم کمدی رمانتیک به کارگردانی ریچارد لونکراین محصول سال ۲۰۰۴ با بازی پل بتانی و کیرستن دانست است. پیتر کولت (بتانی)، تنیسباز انگلیسی که زمانی در ردههای بالای جهان قرار داشت، اکنون در آستانه بازنشستگی و با رتبه ۱۱۹ جهان، به عنوان وایلدکارد وارد مسابقات ویمبلدون میشود. در طول مسابقات، او با لیززی برادبری (دانست)، تنیسباز جوان و پرانرژی آمریکایی که در حال صعود به ردههای بالاست، آشنا شده و عاشق او میشود. این عشق جدید نه تنها به پیتر انگیزهای دوباره برای رقابت میدهد، بلکه باعث میشود تا او باور کند که هنوز میتواند در مهمترین تورنمنت تنیس جهان بدرخشد و هم در عشق و هم در ورزش به موفقیت برسد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: پابلو کوئینتانا، کارگردان موفق تئاتر، درگیر روابط پیچیده عاطفی خود میشود. او عاشق خوان، مرد جوان و پرجنبوجوشی است که تازه با او آشنا شده، اما همزمان آنتونیو، مردی مرموز و وسواسی که اخیراً با پابلو رابطه داشته، به او حسادت میکند. این حسادت به تدریج به جنون تبدیل شده و آنتونیو برای از بین بردن رقیب خود نقشه میکشد. در این میان، تینا، خواهر تراجنسیتی پابلو که هنرپیشه است، نیز درگیر این ماجرا میشود. آنتونیو با خوان درگیر میشود و در یک درگیری، او را به قتل میرساند. پابلو که از این حادثه شوکه شده، برای پنهان کردن جسد به آنتونیو کمک میکند، اما این پنهانکاری اوضاع را پیچیدهتر میکند. در نهایت، آنتونیو که به پابلو اعلام عشق میکند، با واکنش سرد او مواجه شده و در یک صحنه دراماتیک، خودکشی میکند. این فیلم محصول سال ۱۹۸۷ به کارگردانی پدرو آلمودوار و با بازی اوزهبیو پونسلا، آنتونیو باندراس، کارمن ماورا و میگل مولرا است که داستانی از عشق، شهوت، حسادت و جنون را روایت میکند.
خلاصه داستان: هلگا یک رهبر ارکستر پنجاه ساله و فعال محیط زیست در ایسلند است که زندگی دوگانه دارد. او در طول روز رهبری ارکستر را بر عهده دارد، اما در زمانهای دیگر به صورت مخفیانه به جنگ با صنایع آلاینده میرود و با تخریب خطوط برق، کارخانههای آلومینیوم را از کار میاندازد. در همین حال، او در حال طی کردن مراحل قانونی برای به سرپرستی گرفتن یک دختر یتیم از اوکراین است. وقتی مقامات دولتی برای دستگیری او تلاش میکنند، هلگا باید بین مبارزه برای حفظ محیط زیست و آرزوی مادر شدن یکی را انتخاب کند. این فیلم محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی بندیکت ارلینگزون و با بازی هالورا گایار هانزدوتیر است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان:
فیلم «عالیجناب» (Gorgeous) محصول سال ۱۹۹۹ به کارگردانی وینسنت کوک و با بازی جکی چان، شو چی و تونی لونگ، داستان دختری جوان به نام بویی (با بازی شو چی) را روایت میکند که در یک روستای ساحلی کوچک زندگی میکند. او یک روز بطری حاوی نامهای عاشقانه پیدا میکند و برای یافتن نویسنده آن به هنگ کنگ سفر میکند. در آنجا با آلبرت (با بازی تونی لونگ)، مردی که ادعا میکند نویسنده نامه است، ملاقات میکند، اما به زودی متوجه میشود که او یک کارآگاه خصوصی است. در همین حال، بویی با سی (با بازی جکی چان)، مردی خوشقلب اما خشن که درگیر مشکلات تجاری است، آشنا میشود و بین آنها احساسات عمیقی شکل میگیرد. این فیلم ترکیبی از کمدی رمانتیک و اکشن است که در آن جکی چان علاوه بر بازیگری، نویسندگی و تهیهکنندگی را نیز بر عهده داشته است و صحنههای اکشن مهیج و مبارزات منحصربهفرد او از ویژگیهای بارز این اثر به شمار میرود.
خلاصه داستان: لوکاس، دانشجوی اقتصاد ۲۵ ساله، برای تحصیل در مقطع ارشد به بارسلونا میرود و در یک آپارتمان مشترک با هماتاقیهایی از سراسر اروپا ساکن میشود. او در این محیط چندفرهنگی با چالشهای زبانی، عشق و هویت روبهرو میشود و سفری شخصی را برای کشف خود و جهان آغاز میکند. فیلم به کارگردانی سدریک کلاپیش و با بازی رومن دوریس، ژودیت گودرشه و سسیلی دو فرانس، داستانی سرگرمکننده و عمیق از تجربه زندگی در خارج از کشور را روایت میکند.
خلاصه داستان: «گینتاما» (۲۰۱۷) فیلم لایو اکشن ژاپنی به کارگردانی یوایچی فوکودا است که بر اساس مانگای محبوب هیدهآکی سوراچی ساخته شده است. این فیلم با بازی شون اوگوری در نقش گینتوکی ساکاتا، سوزوکی ریوهی در نقش شینپاشی شیمورا و کانا هانازاوا در نقش کاگورا، داستان سامورایی تنبل و خوشگذرانی را روایت میکند که در عصر ادوِ تحت سلطه بیگانگان فضایی زندگی میکند. گینتوکی به همراه دستیارانش در شرکت یوروزویا، با قبول ماموریتهای عجیب و غریب، درگیر ماجراهایی میشوند که ترکیبی از کمدی، اکشن و طنز اجتماعی است. فیلم با وفاداری به فضای طنزآمیز و شخصیتپردازی منحصر به فرد منبع اصلی، دنیایی را به تصویر میکشد که در آن انسانها و بیگانگان در کنار هم زندگی میکنند و گینتوکی باید برای نجات شهر از توطئهای خطرناک وارد عمل شود.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «کمدی سنترال رست آو جیمز فرانکو» (۲۰۱۳) یک ویژهبرنامه کمدی به سبک رست (Roast) است که در آن گروهی از کمدینها و بازیگران مطرح، از جمله ست ساترن، جونا هیل، نیکی گلسر، جفری راس، اندی سامبرگ و بیل هیدر، به تمسخر و شوخی با جیمز فرانکو میپردازند. در این مراسم که توسط ست ساترن اجرا میشود، هر یک از شرکتکنندگان با استفاده از طنز تلخ و جوکهای شخصی، به ویژگیهای ظاهری، فیلمها، نقشآفرینیها و زندگی شخصی فرانکو میپردازند. جیمز فرانکو نیز در پایان برنامه فرصت دارد تا با یک پاسخ طنزآمیز، از خود دفاع کرده و به تمام حاضران پاسخ دهد. این برنامه پر از لحظات خندهدار و غیرمنتظره است که طرفداران کمدی و جیمز فرانکو را به وجد میآورد.
خلاصه داستان: پنج دانشمند پارانرمال پس از اخراج از دانشگاه کلمبیا، کسبوکار خود را با نام "شکارچیان روح" در نیویورک راهمیاندازند و با استفاده از فناوریهای عجیب و غریب خود، ارواح شیطانی را به دام میاندازند. اما وقتی موجودی باستانی به نام گوزر به شهر حمله میکند، آنها باید برای نجات جهان با یکدیگر متحد شوند. این فیلم کمدی-علمی-تخیلی محصول سال ۱۹۸۴ به کارگردانی ایوان رایتمن و با بازی بیل مورای، دن آیکروید، هارولد رمیس و سیگورنی ویور، به یکی از محبوبترین فیلمهای دهه ۸۰ تبدیل شد و فرهنگ عامه را تحت تأثیر قرار داد.
خلاصه داستان: یک کارمند بلندپایه شرکت که سالها با وفاداری برای پیشرفت شرکت تلاش کرده، ناگهان متوجه میشود که مدیرعامل جدید قصد دارد او را از موقعیتش برکنار کرده و شرکت را به سمتی کاملاً متفاوت هدایت کند. در مواجهه با این تهدید شغلی و وجودی، او باید تمام مهارتهای سیاسی، ارتباطی و حرفهای خود را به کار بگیرد تا نه تنها موقعیتش را حفظ کند، بلکه قدرت را در شرکت پس بگیرد. این درگیریهای اداری و شخصی، مبارزهای بیامان را برای کنترل آینده شرکت و سرنوشت افرادی که در آن کار میکنند رقم میزند.