خلاصه داستان: سال ۱۹۸۶، فیلم «دلدرد» (Heartburn) به کارگردانی مایک نیکولز و بر اساس رمانی از نورا افرون، داستان ریچل سامستات، نویسندهی محبوب کتابهای آشپزی را روایت میکند که پس از ازدواج با مارک فورمن، سردبیر مجله، به نیویورک نقل مکان میکند. زندگی به ظاهر بینقص آنها با مشکلات و خیانتهای پنهان مارک، از جمله رابطهی مخفیانهاش با دوستدختر سابقش، زیر سوال میرود و ریچل را در موقعیتی قرار میدهد که بین عشق به همسرش و حفظ غرور و استقلال خود یکی را انتخاب کند.
خلاصه داستان: فیلم «دلشکستهها» (Heartbreakers) داستان دو زن به نامهای مکس (سیگورنی ویور) و پیج (جنیفر لاو هیویت) را روایت میکند که مادر و دختری هستند و با استفاده از حیلهگری و فریب مردان ثروتمند، از آنها پول میگیرند. آنها در سال ۲۰۰۱، در آخرین کار خود، قصد دارند یک تاجر نفت به نام ویلیام تندی (ریکی مارتین) را سر کیسه کنند، اما وقتی پیج عاشق او میشود، نقشههایشان به هم میریزد و مجبور میشوند برای نجات جان و عشق خود، با یکدیگر همکاری کنند.
خلاصه داستان: فیلم هارولد و مود (Harold and Maude) داستان پسر جوانی به نام هارولد را روایت میکند که به دلیل علاقهی شدیدش به مرگ، در مراسم تشییع جنازه شرکت میکند و خودکشیهای نمایشی انجام میدهد تا توجه خانوادهی ثروتمند و بیتفاوت خود را جلب کند. زندگی یکنواخت و پوچ او زمانی تغییر میکند که با مود، یک زن هشتاد سالهی خوشحال و عاشق زندگی، در یک مراسم تشییع جنازه آشنا میشود. این دو با وجود تفاوت سنی فاحش، دوستی عمیقی پیدا میکنند و هارولد از طریق مود معنای واقعی زندگی، عشق و شادی را میآموزد.
خلاصه داستان: فیلم «هارولد و کومار فرار از گوانتانامو» (Harold & Kumar Escape from Guantanamo Bay) داستان دو دوست صمیمی به نامهای هارولد و کومار را روایت میکند که برای تعطیلات به آمستردام سفر میکنند. اما در هواپیما، مأموران امنیتی آنها را به اشتباه به عنوان تروریست دستگیر کرده و به زندان گوانتانامو منتقل میکنند. این دو با کمک یک زندانی دیگر موفق به فرار شده و در سراسر اروپا به دنبال اثبات بیگناهی خود هستند. در این مسیر، آنها با چالشهای عجیب و غریبی روبرو شده و در نهایت به آمریکا بازگشته و با کمک دوستانشان، توطئهی پشت پرده را افشا میکنند.
خلاصه داستان: سال نو مبارک، با آرزوی سالی سرشار از موفقیت و شادکامی برای شما. برای شروع سال جدید، خلاصه داستان و برچسبهای فیلم محبوب «عشق آجیلها» را برایتان آماده کردهام:
داستان فیلم «عشق آجیلها» در سال 2007 در شهر نیویورک آغاز میشود، جایی که باستر، یک سنجاب کوچک و بیپروا، به دلیل اشتباهی که مرتکب شده، از پارک محل زندگیاش طرد میشود. او برای جبران اشتباه خود و بازگشت به خانه، با یک تیم از حیوانات پارک همراه میشود تا یک بلوط عتیقه را از دست یک سنجاب دیگر به نام هنری پس بگیرند. در این مسیر پرماجرا، باستر با یک سنجاب دیگر به نام ایوی آشنا میشود و در حین ماجراجویی، دوستیهای جدیدی پیدا میکند و درسهای مهمی درباره مسئولیتپذیری و شجاعت میآموزد.
خلاصه داستان: فصلهای سریال کمدی «پایانهای خوش» (Happy Endings) که از سال 2011 تا 2013 پخش شد، داستان گروهی از دوستان را روایت میکند که پس از جدایی ناگهانی یکی از اعضای گروه (جین) از نامزدش (دیو) و ترک شهر، روابط دوستی آنها دچار چالش میشود. اما وقتی جین و دیو بعد از یک سال به طور غیرمنتظرهای در یک میهمانی غافلگیرکننده در شیکاگو دوباره به هم میرسند، گروه تلاش میکند تا با کمک به آنها برای حل مشکلاتشان، دوباره به هم نزدیک شوند و در عین حال با مشکلات عاشقانه و شغلی خود نیز دست و پنجه نرم کنند.
خلاصه داستان: فیلم نیمهماه (Half Moon) به کارگردانی بهمن قبادی در سال 2006 ساخته شده است. داستان این فیلم در مناطق کردنشین ایران و عراق میگذرد و ماجرای مردی کرد به نام مامو را روایت میکند که پس از چهل سال زندگی در تبعید، به زادگاهش بازمیگردد تا همسر دومش را به خانه بیاورد. او با چالشهایی مواجه میشود که تضادهای فرهنگی، سنتی و مدرن را در جامعه کردی به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: سال ۱۹۶۲ در بالتیمور، تریسی ترنبلاد، دختر نوجوانی با موی فرفری و علاقهمند به رقص، رویای حضور در برنامه تلویزیونی محبوب رقص Corny Collins را در سر میپروراند. او با استعداد و پشتکار خود به سرعت به یکی از ستارههای برنامه تبدیل میشود، اما در این مسیر با مادرش که زنی خانهدار و کمی عجیب است و ویلما، دختر زیبای مدرسه که رقیب اصلی اوست، درگیر میشود. تریسی در نهایت متوجه میشود که برنامه رقص Corny Collins به شدت از سیاستهای نژادپرستانه پیروی میکند و تنها به سفیدپوستان اجازه حضور میدهد. او با کمک دوستان جدیدش، این تبعیض را به چالش میکشد و با ایستادگی در برابر این بیعدالتی، تلاش میکند تا دنیای کوچک خود و در نهایت جهان را به جایی بهتر تبدیل کند.
خلاصه داستان: فیلم «گرین کارت» داستان جورج (جیرارد دیپاردیو)، نوازنده جوان فرانسوی را روایت میکند که برای دریافت اقامت دائم در آمریکا، با زنی به نام بری (آندی مکداول) که موزیسین نیست، انگیزههای خود را پنهان میکند و ازدواج صوری میکند. اما وقتی مأموران مهاجرت برای بررسی صحت ازدواج به خانهشان میآیند، آنها مجبور میشوند برای حفظ موقعیت خود، زندگی مشترک دروغینی را در کنار هم تجربه کنند و در این مسیر، عشق واقعی بین آنها شکل میگیرد.