خلاصه داستان: خلاصه داستان: سریال تلویزیونی «کلاس مرگبار» محصول سال ۲۰۱۹ به کارگردانی روسی فدر و با بازی بندیکت وانگ، بنجامین وادزورث، لانا کاندور و ماریا گابریلا د فارینیا است. داستان در اواخر دهه ۱۹۸۰ میگذرد و زندگی مارکوس، نوجوان بیخانمانی را روایت میکند که پس از یک حادثه مرگبار، توسط مدیر یک مدرسه مرموز به نام «آکادمی هنرهای کینگس دومینین» استخدام میشود. این مدرسه در واقع پناهگاهی برای آموزش فرزندان خانوادههای مافیایی و قاتلان حرفهای است. مارکوس که هیچ پیشینه جنایی ندارد، باید در این محیط خشن و پر از خطر دوام بیاورد و در عین حال با مشکلات شخصی و گذشته تاریک خود نیز دست و پنجه نرم کند. او در این مدرسه با گروهی از دانشآموزان متنوع آشنا میشود که هر کدام مهارتهای مرگبار منحصر به فردی دارند و با هم متحد میشوند تا در برابر قدرتهای شرور داخلی و خارجی بایستند.
خلاصه داستان: این فیلم کمدی سیاه بریتانیایی محصول سال ۲۰۱۰ به کارگردانی جان لندیس، داستان واقعی قاتلان سریالی ادینبورگ در دهه ۱۸۲۰ را روایت میکند. سایمون پگ و اندی سرکیس در نقش ویلیام برک و ویلیام هیر، دو دوست ایرلندی هستند که برای کسب درآمد به قاچاق اجساد برای دانشکده پزشکی روی میآورند. دکتر رابرت ناکس، آناتومیست مشهوری که توسط تام ویلکینسون به تصویر کشیده شده، حاضر است برای اجساد تازه قیمت بالایی بپردازد. با افزایش تقاضا، این دو مرد که در ابتدا تنها اجساد مردگان را میدزدیدند، به قتل افراد زنده روی آورده و کسبوکار خود را گسترش میدهند. در این میان، برک عاشق جینی، بازیگر جوانی که توسط آیلین بارکین نقشآفرینی شده، میشود و این عشق باعث پیچیدهتر شدن ماجراها میگردد. فیلم با ترکیب طنز سیاه و عناصر ترسناک، نگاهی طعنهآمیز به این داستان تاریخی دارد.
خلاصه داستان: بارون مونشهاوزن، نجیبزاده افسانهای و ماجراجوی قرن هجدهمی، در قصر خود در مه گرفتار شده است. ناگهان، یک فضانورد مدرن به نام بیل به طور مرموزی در زمان به گذشته سفر میکند و در آنجا با بارون روبرو میشود. بارون که شیفته این مهمان از آینده است، او را با خود به سفری خارقالعاده به ماه میبرد، جایی که در آن پادشاهی عجیب و غریب با ساکنانی که سرشان از بدنشان جدا شده، حکمرانی میکند. در ادامه، آنها به اعماق زمین و سپس به تنگه بسفور سفر میکنند و در هر ماجرا، بارون با اغراقگوییهای معروف خود، داستانهای باورنکردنی از شجاعت و مهارتش را بازگو میکند. این فیلم فانتزی و تخیلی محصول سال ۱۹۶۲، به کارگردانی کارل زیلمن و با بازی میلوش کوپچکی در نقش بارون، یک شاهکار سینمایی چکسلواکی است که با جلوههای بصری خلاقانه و داستانپردازی شاعرانه، تماشاگر را به دنیایی پر از شگفتی میبرد.
خلاصه داستان: سریال کمدی-درام «اتفاقهای خوب» (Better Things) به کارگردانی پاملا ادلون، محصول سال ۲۰۱۶ آمریکاست. این سریال داستان زندگی سام فاکس (با بازی پاملا ادلون)، یک بازیگر میانسال و مادر مجرد را روایت میکند که در کنار مدیریت حرفهی بازیگری خود، باید با چالشهای بزرگ کردن سه دختر نوجوانش به نامهای مکس، فرانکی و دوک نیز دست و پنجه نرم کند. سام در تلاش است تا تعادل میان زندگی شخصی، شغلی و مادری را حفظ کند و در این مسیر با موقعیتهای طنز و گاه تلخ زندگی واقعی مواجه میشود. این مجموعه با نگاهی صمیمی و واقعگرایانه به زندگی یک زن قوی و مستقل، روابط خانوادگی و مسائل اجتماعی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: یک افسر پلیس سرسخت و بیرحم شوروی به نام ایوان دانکو (آرنولد شوارتزنگر) برای دستگیری یک قاچاقچی مواد مخدر خطرناک روسی به نام ویکتور روستاولی (اد اوتروس) به شیکاگو سفر میکند. در آنجا، او مجبور میشود با یک کارآگاه پرحرف و شوخ آمریکایی به نام آرتور ریدزیک (جیمز بلوشی) همکاری کند. این دو مرد که از نظر شخصیتی کاملاً در تضاد هستند، ابتدا با یکدیگر مشکل دارند، اما به تدریج برای متوقف کردن جنایتکار روسی و باندش، به یکدیگر نزدیک میشوند و احترام متقابل پیدا میکنند. در این میان، آنها با فساد در نیروی پلیس شیکاگو نیز روبرو میشوند و باید برای رسیدن به هدفشان، بر تمام موانع غلبه کنند. این فیلم اکشن در سال ۱۹۸۸ توسط والتر هیل کارگردانی شده و در کنار شوارتزنگر و بلوشی، لارنس فیشبورن نیز در آن ایفای نقش کرده است.
خلاصه داستان: یک کارگر ساده ساختمانی به نام لوکا که روی پشتبامهای رم کار میکند، درگیر ماجرای پیچیدهای میشود که زندگیاش را برای همیشه تغییر میدهد. این فیلم درام ایتالیایی محصول سال ۱۹۵۶ به کارگردانی ویتوریو دسیکا، با بازی گابریلا پالوتی و جورجو لیستوزی، داستان عشقی جوان و پرالتهاب را روایت میکند که در پسزمینه بحران مسکن و فقر در رمِ پس از جنگ رخ میدهد. لوکا و همسر جوانش، ناتالینا، برای یافتن مکانی برای زندگی خود تلاش میکنند و در این مسیر با موانع اجتماعی و اقتصادی بسیاری روبرو میشوند. دسیکا با نگاهی واقعگرایانه و انسانی، به مشکلات طبقه کارگر در ایتالیای دهه ۱۹۵۰ میپردازد و تصویری تأثیرگذار از عشق، امید و مبارزه برای بقا ارائه میدهد.
خلاصه داستان: این فیلم درام و کمدی محصول سال ۲۰۱۲ به کارگردانی دیوید هیلی با بازی جسیکا مورس، نیکی لی، اشلی پارک و کورینا کپس در نقش گروهی از دختران دانشجو است که برای تعطیلات بهاری به ساحل میامی میروند. در این سفر ماجراجویانه، آنها با چالشهای عشق، دوستی و کشف هویت خود روبرو میشوند و در عین حال تلاش میکنند تا بهترین تعطیلات را در کنار ساحل و مهمانیهای پرجنبوجوش داشته باشند. این فیلم با نمایش زندگی جوانان و تجربیات آنها در محیطی پویا و رنگارنگ، لحظات سرگرمکننده و گاه احساسی را برای مخاطب به ارمغان میآورد.
خلاصه داستان: فیلم کمدی «حقهباز» محصول سال ۲۰۰۵ به کارگردانی بری بلوستین و با بازی جانی ناکسویل در نقش استیو بارکر، مردی است که برای پرداخت بدهیهایش در یک مسابقه ویژه المپیک تقلبی شرکت میکند. او با تغییر ظاهر خود وانمود میکند که یکی از شرکتکنندگان با نیازهای ویژه است تا بتواند در مسابقات شرکت کرده و با شرطبندی بر روی نتیجه، پول مورد نیازش را به دست آورد. اما به زودی متوجه میشود که رقبای او نه تنها باهوشتر و مصممتر از آن چیزی هستند که او تصور میکرد، بلکه خود او نیز در این مسیر درسهای مهمی درباره زندگی، دوستی و پذیرش تفاوتها میآموزد. در کنار ناکسویل، برایان کاکس، کاترین هان و ادوارد باربی نیز در این فیلم به ایفای نقش پرداختهاند.
خلاصه داستان: یک فیزیکدان جوان نابغه به نام استیلین، که به تازگی از رابطهاش با دختری به نام دبی جدا شده، موفق به ساخت یک ماشین زمان کوچک میشود. او که نمیتواند شکست عاطفی خود را بپذیرد، تصمیم میگیرد بارها و بارها به گذشته سفر کند تا لحظات کلیدی رابطهاش را اصلاح کرده و دبی را بازگرداند. اما هر بار که تلاش میکند، اتفاقات پیشبینینشدهای رخ میدهد و اوضاع بدتر از قبل میشود. استیلین در این چرخه بیپایان گیر میافتد و به تدریج متوجه میشود که زندگی ایدهآل وجود ندارد و هر مداخله در گذشته، پیامدهای غیرمنتظرهای به همراه خواهد داشت. این فیلم کوتاه علمی-تخیلی محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی اندرو بوور و با بازی آسا باترفیلد، سوفی ترنر و اسکایلر آستین، داستانی طنز و در عین حال عمیق درباره وسواس، پذیرش و مفهوم زمان را روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم «توفان» (Tempest) ساخته پل مازورسکی در سال ۱۹۸۲، اثری شاعرانه و عمیقاً انسانی است که با الهام از نمایشنامه مشهور شکسپیر خلق شده است. در این فیلم، جان کاساوتیس در نقش فیلیپ دیمیتریوس، یک معمار موفق نیویورکی، ظاهر میشود که در مواجهه با بحران میانسالی و فروپاشی زندگی شخصیاش، شغل و شهر خود را رها میکند. او به همراه دختر نوجوانش، میراندا (با بازی مولی رینگوالد)، راهی سفری اکتشافی به جزیرهای دورافتاده در یونان میشود. در این جزیره، آنها با کالیکو (با بازی جینا رولندز)، خوانندهای مرموز و جذاب، آشنا میشوند و سه نفری زندگی ساده و بدوی را در کنار هم تجربه میکنند. این سفر، که با حضور شخصیتی به نام آریل (با بازی سوزان ساراندون) رنگ و بوی جادویی و نمایشی به خود میگیرد، به فرصتی برای تامل، آشتی با گذشته و کشف دوباره معنای عشق، خانواده و هویت تبدیل میشود. فیلم با بهرهگیری از مناظر خیرهکننده یونان و اجرای تحسینبرانگیز بازیگرانش، داستانی مدرن و تمثیلی از رهایی، آرامش و تولد دوباره را روایت میکند.