خلاصه داستان: I Used to Go Here (2020) داستان کیت هنری، نویسندهای را روایت میکند که پس از لغو اولین رمانش، با نامزدش به شهر زادگاهش بازمیگردد. در آنجا، او با پیشنهادی برای سخنرانی در دانشگاه سابقش مواجه میشود، اما این فرصت با چالشهایی همراه است: اینکه خود را با دوستان قدیمیاش که اکنون در مسیرهای متفاوتی در زندگی هستند تطبیق دهد و با شکست حرفهایاش کنار بیاید. در طول مسیر، کیت با افراد جدیدی آشنا میشود و درسهای مهمی درباره رشد شخصی، دوستی و تعریف مجدد موفقیت میآموزد.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۱۸، فیلم «من، تونیا» داستان زندگی پر فراز و نشیب تونیا هاردینگ، اسکیتباز معروف آمریکایی را روایت میکند. این فیلم با روایتی طنزآمیز و سیاه، به روابط پرتنش او با مادرش، ازدواج ناموفقش و ماجرای جنجالی حمله به رقیبش نانسی کریگن میپردازد و چهرهای پیچیده از یک قهرمان جنجالی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: من با یک ضدفان ازدواج کردم داستان دختری به نام هو جئونگ است که به عنوان عکاس در یک مجله کار میکند و طرفدار پر و پا قرص یک گروه موسیقی پاپ کرهای به نام «اینفینیت» است. او پس از اینکه متوجه میشود نامزدش به او خیانت کرده، در یک کلوپ شبانه با یکی از اعضای گروه به نام ایان (اوه سونگ وو) مواجه میشود که به دلیل یک سوءتفاهم عکسهای برهنهاش در اینترنت پخش شده است. این اتفاق باعث ایجاد یک رابطه پرتنش بین آنها میشود و در نهایت به ازدواج منجر میشود. این زوج که یکی طرفدار و دیگری ضدفان است، با چالشهای زیادی در زندگی مشترک و مواجهه با مشکلات دنیای سلبریتیها روبرو میشوند.
خلاصه داستان: داستانهای کانتربری در سال ۲۰۰۳ یک مجموعه انیمیشن سینمایی به کارگردانی مایکل پالو است که بر اساس داستانهای کلاسیک جفری چاسر ساخته شده است. در این اثر، گروهی از زائران در حال سفر به کلیسای جامع کانتربری، هر کدام داستان منحصر به فرد خود را از جمله داستان شوالیه، داستان نانوای همسر و داستان پسر کشاورز روایت میکنند که ترکیبی از کمدی، ماجراجویی و تمهای اخلاقی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم «I Love You, Daddy» که در سال 2017 منتشر شد، داستان یک نویسنده و تهیهکننده موفق تلویزیونی به نام «گلن تاکر» را روایت میکند که با مشکلات عدیدهای در زندگی شخصیاش روبرو میشود. گلن که از رابطهاش با دختر نوجوانش «رِیچل» ناراضی است، بهطور اتفاقی با یک کارگردان مشهور و بسیار مسنتر به نام «لِسلی گودوین» آشنا میشود. این آشنایی منجر به یک رابطه عجیب و غریب میشود که در آن، گلن تلاش میکند تا با استفاده از این کارگردان، دخترش را تحت کنترل و نفوذ خود درآورد. این اثر که به کارگردانی لوئیس سی.کی. ساخته شده، به بررسی مضامینی همچون پدرانگی، روابط خانوادگی، و جایگاه هنرمندان در جامعه میعاصر میپردازد و با لحنی کمدی-درام، مخاطب را به تأمل درباره اخلاقیات و مرزهای روابط انسانی وا میدارد.
خلاصه داستان: فیلم I Am What I Am 2 داستان پسری به نام آرتور را روایت میکند که پس از مواجهه با یک اتفاق غیرمنتظره، متوجه میشود که یک خونآشام است. او باید با این هویت جدید کنار بیاید و در دنیایی که بین انسانها و خونآشامها درگیر است، زنده بماند. آرتور در این مسیر با چالشهای فراوانی روبرو میشود و تلاش میکند تا ضمن حفظ روابط خود با انسانها، از قدرتهای تازهیافتهاش استفاده کند.
خلاصه داستان: سریال «پروندههای مرموز» (HPI) داستان کارول مود، زن نظافتچی با ضریب هوشی ۱۹۱ را روایت میکند که در سال ۲۰۲۱ در پاریس زندگی میکند. او بهطور اتفاقی با یک قتل مواجه میشود و با استفاده از هوش سرشار و تواناییهای ذهنیاش، پلیس را در حل پروندههای جنایی کمک میکند. او با همکاری کارآگاه آدام کارلو، تیمی را تشکیل میدهند که با وجود تفاوتهای شخصیتی، در حل جنایات پیچیده موفق عمل میکنند.
خلاصه داستان: فیلم «خانهنشین» (Housebound) یک فیلم ترسناک و کمدی محصول سال 2014 نیوزلند است که داستان دختری به نام کیلی را روایت میکند که به دلیل سرقت ناموفق دستگیر شده و به جای زندان، حکم به خانهنشینی در خانه مادرش در حومه شهر میگیرد. او که از این وضعیت بیزار است، به زودی متوجه میشود که خانه مادرش ارواح دارد و ترسهایش از تنهايی و خانه، به یک کابوس واقعی تبدیل میشود.
خلاصه داستان: فیلم «هات راد» (Hot Rod) در سال 2007 داستان راد را روایت میکند؛ یک بدلکار آماتور و خودخوانده که برای اثبات شجاعت خود به پدر ناتنیاش و جمعیت محلی، نقشهی جسورانهای میکشد: پرش با موتور از روی ۱۵ اتوبوس در یک رویداد بزرگ خیریه. او برای تأمین هزینهی این نمایش خطرناک، به همراه دوستانش دست به کارهای عجیب و غریب میزند و ماجراهای کمدی و مهیجی را رقم میزند که در نهایت به یک رقابت هیجانانگیز و تغییراتی در زندگیاش منجر میشود.
خلاصه داستان: فیلم امید و افتخار داستان پسری جوان به نام بیلی را روایت میکند که در طول جنگ جهانی دوم در لندن زندگی میکند. بیلی در حالی که خانوادهاش با مشکلات ناشی از بمبارانهای شبانه دست و پنجه نرم میکنند، سعی دارد با دیدی کودکانه و معصومانه خود، جنگ را به یک ماجراجویی هیجانانگیز تبدیل کند و در عین حال با واقعیتهای خشن آن نیز روبرو شود.