خلاصه داستان: این فیلم نوآر روانشناختی به کارگردانی استیون نایت و با بازی متیو مککانهی و آن هتوی، داستان جان بیکر، کاپیتان یک قایق ماهیگیری را روایت میکند که زندگی آرامش در جزیره پلیکینز با ورود کانسوئلا، همسر سابقش که از او درخواست کمک میکند، دگرگون میشود. کانسوئلا از جان میخواهد که به او کمک کند تا همسر ثروتمند و خشن فعلی خود، فرانک زاریوس را به قتل برساند و در ازای آن، پنج میلیون دلار به او بدهد. جان که در ابتدا با این پیشنهاد مخالفت میکند، به تدریج تحت تأثیر وسوسه پول و احساسات گذشته قرار میگیرد و وارد بازی مرگبار و پیچیدهای میشود که در آن هیچ چیز آنطور که به نظر میرسد نیست و توطئهای تاریک در حال شکلگیری است.
خلاصه داستان: مردی به نام جک برای تولد پسرش کِنت، لباس دلقک میپوشد. اما پس از یک حادثه، او متوجه میشود که این لباس به پوستش چسبیده و جدا نمیشود. به زودی، او تحت تأثیر شخصیت شیطانی دلقک قرار میگیرد و دست به اعمال خشونتآمیزی میزند که زندگی خانوادهاش را به خطر میاندازد. این فیلم ترسناک محصول سال ۲۰۱۴ به کارگردانی جان واتس و با بازی اندی پاور در نقش اصلی است.
خلاصه داستان: این مجموعه سهگانه سینمایی که بر اساس آرک عصر طلایی مانگای محبوب «برزرک» ساخته شده، داستان گاتس، جنگجوی تنها و سرسخت را روایت میکند که به گروه مزدوران به نام «گروه شاهین» میپیوندد. گریفیت، رهبر کاریزماتیک این گروه، با جاهطلبی بیپایان خود گاتس را مجذوب خود میکند و آنها به همراه بهترین جنگجوی گروه، کاسکا، به ستونهای اصلی این گروه تبدیل میشوند. پس از سالها جنگ و فداکاری، گروه شاهین به اوج قدرت و شهرت میرسد، اما آرزوهای گریفیت و سرنوشت شوم او، همه چیز را به سوی فاجعهای هولناک و غیرقابل بازگشت سوق میدهد. این مجموعه با استفاده از تکنیکهای مدرن انیمیشن، داستانی حماسی از دوستی، خیانت و مبارزه در جهانی تاریک و خشن را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۱۸، دنیای پساآخرالزمانی توسط ماشینهای هوشمند به رهبری اسکای نت تسخیر شده است. جان کانور (کریستین بیل)، رهبر مقاومت انسانی، باید با ارتش رباتهای کشنده مبارزه کند. هنگامی که مارکوس رایت (سام وورثینگتون)، یک سرباز مرموز با گذشتهای تاریک، ظاهر میشود، جان متوجه میشود که سرنوشت بشریت به تصمیم او برای اعتماد کردن یا نکردن به این غریبه بستگی دارد. این فیلم که توسط مکجی کارگردانی شده و در سال ۲۰۰۹ ساخته شده، چهارمین قسمت از فرنچایز نابودگر است و داستانی حماسی از جنگ میان انسان و ماشین را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۹۰، داگلاس کوئید (آرنولد شوارتزنگر)، کارگر ساختمانی ساده در زمینی که تنها دو ایالت باقی مانده است، از زندگی یکنواخت خود خسته شده و رویای سفر به مریخ را در سر میپروراند. او برای تجربهای متفاوت به شرکت «ریکال» مراجعه میکند تا خاطرات یک سفر تخیلی به مریخ را در ذهنش کار بگذارند، اما این کار به ظاهر ساده، تمام زندگی او را زیر و رو میکند. کوئید ناگهان متوجه میشود که ممکن است یک مأمور مخفی به نام «هاوزر» باشد که خاطراتش پاک شده و هویت جدیدی برایش ساخته شده است. او به سرعت توسط نیروهای امنیتی به رهبری کوهاگن (رانی کاکس) تحت تعقیب قرار میگیرد و در این میان با زنی مرموز به نام ملینا (ریچل تیکوتین) روبرو میشود که ادعا میکند او را از گذشته میشناسد. حالا کوئید باید برای نجات جان خود و کشف حقیقت هویت واقعیاش، به مریخ سفر کند و با توطئهای بزرگ که کل ساکنان این سیاره را تهدید میکند، روبرو شود. این فیلم علمی-تخیلی اکشن به کارگردانی پل ورهوون، با بازی شوارتزنگر، تیکوتین و شارون استون، داستانی پیچیده و پر از اکشن را درباره هویت، واقعیت و توهم روایت میکند.
خلاصه داستان: یک شوالیه نجیبزاده انگلیسی به نام رابین هود، پس از بازگشت از جنگهای صلیبی، شاهد فساد و ظلم حاکم بر شهر ناتینگهام است. هنگامی که توسط شریف ناتینگهام مورد خیانت قرار میگیرد و تمام داراییاش مصادره میشود، به جنگل شروود پناه میبرد. او در آنجا گروهی از افراد مطرود و شورشی را گرد هم میآورد و با هدف گرفتن از ثروتمندان و بخشیدن به فقرا، به نماد مقاومت در برابر ظلم تبدیل میشود. در این راه، او عشق گمشده خود، مید ماریان، را دوباره پیدا میکند و با دوست وفادارش، جان کوچک، و راهب باکفایت، برادر تاک، به مبارزه با حکومت فاسد میپردازد. این فیلم اکشن ماجراجویی محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی اتو باترست و با بازی تارون اجرتون، جیمی فاکس، بن مندلسون و ایو هیوسون است.
خلاصه داستان: فیلم علمی تخیلی حماسی «روز استقلال» محصول سال ۱۹۹۶ به کارگردانی رولند امریش، داستان حمله بیسابقه موجودات فضایی به زمین را روایت میکند. در این فیلم، ویل اسمیت در نقش خلبان شجاع نیروی دریایی، جف گلدبلوم در نقش دانشمند نابغه و بیل پولمن در نقش رئیسجمهور ایالات متحده، در کنار یکدیگر قرار میگیرند تا در برابر تهاجم ویرانگر بیگانگان از سیاره خود دفاع کنند. این فیلم با جلوههای ویژه تحسینبرانگیز و صحنههای اکشن نفسگیر، به نمادی از سینمای فاجعه و دفاع از بشریت تبدیل شده است. داستان حول محور تلاش قهرمانان برای یافتن نقطه ضعف بیگانگان و نجات زمین از نابودی کامل میچرخد و در نهایت، روز استقلال جدیدی را برای ساکنان زمین به ارمغان میآورد.
خلاصه داستان: فیلم «ببر خیزان، اژدهای پنهان» به کارگردانی آنگ لی و محصول سال ۲۰۰۰، داستانی حماسی و عاشقانه را در چین دوران سلسله چینگ روایت میکند. این اثر برجسته با بازی چو یون فات در نقش لی مو بای، جنگجوی افسانهای واروکرو، و میشل یئو در نقش یو شو لین، مبارز قدرتمند، به نمایش گذاشته میشود. داستان حول محور شمشیر جادویی «سبز سرنوشت» میگردد که توسط لی مو بای به دوستش یو شو لین سپرده میشود تا آن را به پکن ببرد. اما سرقت این شمشیر توسط جِن (با بازی ژانگ زیی)، دختر نجیبزادهای که آرزوی آزادی و ماجراجویی دارد، ماجراهایی پرپیچوخم را رقم میزند. جِن که تحت آموزش جادوگر شرور جادو لاین (با بازی چنگ پِی-پِی) قرار دارد، درگیر رابطهای عاشقانه با لو شائو هو (با بازی چانگ چِن) نیز میشود. فیلم با ترکیب هنرهای رزمی خیرهکننده و صحنههای اکشن هوایی، داستانی عمیق درباره عشق، وظیفه، وفاداری و جستجوی آزادی را به تصویر میکشد و به یکی از موفقترین فیلمهای واروکرو در تاریخ سینما تبدیل شده است.
خلاصه داستان: شاهزاده مونونوکه، شاهکار انیمهای هایائو میازاکی در سال ۱۹۹۷، داستان آشیتاکا، شاهزادهی جوانی از قبیله امیشی را روایت میکند که توسط خدای گراز نعرهکشی نفرین شده و برای یافتن درمانی برای این طلسم مرگبار، سرزمین مادری خود را ترک میکند. او در سفر خود به سرزمینی افسانهای میرسد که در آن جنگ میان خدایان حیوانات جنگل به رهبری گرگ سفید مورو و سان، دختری که توسط گرگها بزرگ شده و به «شاهزاده مونونوکه» معروف است، و انسانهای ساکن شهر آهنگری تتارابایاشی به رهبری بانوی آهنین، لیدی ابوشی، در جریان است. آشیتاکا در میانه این درگیری قرار میگیرد و تلاش میکند تا میان طبیعت و تمدن، و ویرانی و بقا، صلح برقرار کند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: جیک و ال伍ود بلوز، دو برادر که گروه موسیقی ریتم و بلوز خود را تشکیل دادهاند، پس از آزادی جیک از زندان متوجه میشوند که یتیمخانهای که در آن بزرگ شدهاند در آستانه تعطیلی به دلیل عدم پرداخت مالیات قرار دارد. آنها برای نجات یتیمخانه، تصمیم میگیرند با اجرای یک کنسرت بزرگ ۵۰۰۰ دلار پول جمعآوری کنند. در این راه با ماجراهای دیوانهواری روبرو میشوند که شامل تعقیب و گریزهای پلیس، گروههای نئونازی و یک فروشگاه موسیقی تخریب شده میشود. این فیلم کمدی-موسیقیایی محصول سال ۱۹۸۰ به کارگردانی جان لندیس با بازی جان بلوشی و دن آیکروید است که با صحنههای اکشن خیرهکننده و موسیقی فوقالعادهاش به یک اثر کلاسیک ماندگار تبدیل شده است.