خلاصه داستان: در سال ۱۷۶۴، در منطقه ژئودان فرانسه، وحشتی بیسابقه بر مردم سایه افکنده است. موجودی اسرارآمیز و خونخوار، که به «گرگ ژئودان» معروف شده، شبها به روستاها حمله میکند و قربانیان بیگناه را به طرز فجیعی به قتل میرساند. شاه لوئی پانزدهم، برای پایان دادن به این کابوس، گرگ دو فرونساک، طبیعتگرای جسور و شکارچی حیوانات عجیب، و مانوی، دوست صمیمی و جنگجوی سرخپوست او را مأمور میکند تا این موجود را شکار کنند. گرگ و مانوی به ژئودان میروند و با مخالفتها و اسرار پیچیدهای روبرو میشوند. آنها به زودی درمییابند که این موجود تنها یک حیوان درنده نیست، بلکه بخشی از یک توطئه تاریک سیاسی و مذهبی است که ریشه در قدرت، حرص و جنون دارد. این فیلم حماسی و پررمز و راز، به کارگردانی کریستوف گانز و با بازی ساموئل لو بیهان، مارک داکاسکوس، امیلی دوکن، و ونسان کسل، ترکیبی خیرهکننده از اکشن، وحشت و درام تاریخی را ارائه میدهد.
خلاصه داستان: شهری باستانی در معرض خطر بزرگترین جنگ تاریخ قرار میگیرد. شاهزاده پاریس، عاشق هلن، ملکه زیبای اسپارتا میشود و او را با خود به تروا میبرد. این کار خشم منلائوس، پادشاه اسپارتا و برادرش آگاممنون را برمیانگیزد. آگاممنون که به دنبال بهانهای برای گسترش قلمرو خود است، ارتشی عظیم از تمام یونان گرد میآورد و به سوی تروا لشکرکشی میکند. در این میان، آشیل، بزرگترین جنگجوی یونان، با وجود نارضایتی از آگاممنون، به امید جاودانه شدن نامش در تاریخ، به جنگ میپیوندد. محاصرهای طولانی و خونین آغاز میشود که سرنوشت تمدنی بزرگ را رقم خواهد زد.
خلاصه داستان: یک ساعت دیواری کوچک به نام راجر در مغازه تعمیرات آقای هیگینز زندگی میکند که با عشق به کار خود، زمان را برای همه نشان میدهد. اما زمانی که یک ساعت دیواری جدید و پرزرق و برق به نام لرد پاچینگتون وارد مغازه میشود، راجر احساس بیمصرفی کرده و تلاش میکند تا با تقلید از حرکات نمایشی لرد، توجه مشتریان را جلب کند. این کار باعث به هم خوردن نظم مغازه و ایجاد هرج و مرج میشود. در نهایت راجر متوجه میشود که ارزش واقعی او در انجام درست و دقیق وظیفهاش است و با بازگشت به کار اصلی خود، نظم را به مغازه بازمیگرداند و احترام آقای هیگینز را به دست میآورد. این انیمیشن کوتاه محصول سال ۲۰۱۰ به کارگردانی مایکل دو ویت و تهیهکنندگی والت دیزنی است.
خلاصه داستان: فیلم انیمیشن کاپیتان زیرشلواری: اولین فیلم حماسی محصول سال ۲۰۱۷ به کارگردانی دیوید سورِن، داستان دو دوست صمیمی به نامهای جورج بِرد و هارولد هاچینز را روایت میکند که در مدرسهی ابتدایی با یکدیگر آشنا شده و به خلق کتابهای کمیک میپردازند. آنها با استفاده از یک اسباببازی جادویی، مدیر مدرسهی سختگیر خود، آقای کروپ، را هیپنوتیزم کرده و او را به شخصیتی خیالی به نام کاپیتان زیرشلواری تبدیل میکنند. کاپیتان زیرشلواری که معتقد است دارای قدرتهای ابرانسانی است، وظیفهی خود را نجات جهان میداند. اما زمانی که پروفسور پوپ که یک دانشمند شرور است، نقشهی شومی برای از بین بردن حس شوخطبعی در جهان میکشد، این دو دوست و قهرمان ناخواستهی آنها باید با هم متحد شوند تا از مدرسه و جهان محافظت کنند. صداپیشگی شخصیتها توسط کوین هارت، اِد هلمز، نیک کروول، توماس میدلدیتچ و جردن پیل انجام شده است.
خلاصه داستان: این انیمه کمدی و آموزشی، دنیای شگفتانگیز بدن انسان را از نگاه سلولهایش روایت میکند. داستان حول محور یک گلبول قرمز تازهکار و بامزه به نام AE3803 میچرخد که در انجام وظیفه اصلیاش یعنی رساندن اکسیژن و مواد مغذی به نقاط مختلف بدن مشکل دارد و همیشه در حال گم کردن مسیر است. در یکی از این روزها، او با یک گلبول سفید جدی و جنگجو به نام U-1146 آشنا میشود که وظیفه مبارزه با باکتریها و عوامل بیماریزا را بر عهده دارد. این دو به تدریج با هم دوست میشوند و در کنار هم و سایر سلولها مانند پلاکتهای کوچولو، سلولهای T و ماکروفاژها، از بدن در برابر تهدیدات مختلف مانند عفونتهای باکتریایی، سرماخوردگی و حتی سرطان دفاع میکنند. انیمه با زبانی ساده و طنزآمیز، عملکرد پیچیده سیستم ایمنی و سایر بخشهای بدن را به تصویر میکشد و در هر قسمت با یک مشکل جدید، اطلاعات علمی جالبی را به مخاطب ارائه میدهد.
خلاصه داستان: در شهری آیندهنگر و به ظاهر آرمانی، ساکنان در محیطی بسته زندگی میکنند و از همه لذتهای زندگی برخوردارند، اما یک قانون هولناک بر این جامعه حاکم است: همه باید در سی سالگی در مراسمی به نام «کاروسل» کشته شوند. این مرگ اجباری به عنوان «تجدید حیات» تبلیغ میشود و کسانی که از آن سر باز میزنند، «رانر» نامیده شده و توسط پلیس ویژهای به نام «سندیکای نگهبان» تعقیب و کشته میشوند. لوگان پنجم (با بازی مایکل یورک)، یکی از این نگهبانان است که مأمور میشود تا رانرها را شکار کند. با این حال، زمانی که او به سی سالگی نزدیک میشود، خودش نیز به یک فراری تبدیل میشود و همراه با جسیکا (با بازی جنی فینچ)، زنی که به او کمک میکند، برای یافتن پناهگاهی افسانهای به نام «سانکتوآری» تلاش میکند. فیلم «فرار لوگان» به کارگردانی مایکل اندرسون در سال ۱۹۷۶ و با حضور بازیگرانی چون ریچارد جردن و روزالیند کش، داستانی پرماجرا و پر از جلوههای ویژه آن دوران را روایت میکند که در آن لوگان و جسیکا برای کشف راز دنیای بیرون و یافتن آزادی واقعی، از تمام محدودیتها میگریزند.
خلاصه داستان: دارن شان، نوجوانی درسخوان و آرام، در یک نمایش سیار عجیب و غریب به نام «سیرک عجایب» با آقای کرپزلی، یک خونآشام دوستانه، آشنا میشود. پس از آنکه دارن به همراه دوستش استیو به طور پنهانی به سیرک میروند، استیو متوجه ماهیت خونآشام کرپزلی شده و از او تقاضای تبدیل شدن به خونآشام را دارد، اما کرپزلی به دلیل ذات شرور استیو، درخواست او را رد میکند. در همین حال، دارن برای نجات عنکبوت خانگی خود، دست به دزدی یکی از آثار کرپزلی میزند و در نتیجه، زندگی او برای همیشه تغییر میکند. کرپزلی برای نجات جان دارن، او را به یک خونآشام نیمهتبدیل میکند و داستان حول محور ماجراهای دارن در دنیای جدید و پر از هیولاهای سیرک، همراه با تهدید گروهی از خونآشامهای شرور به رهبری مردی مرموز به نام «مردی با انگشتان بریده» میچرخد. این فیلم فانتزی-ماجراجویی محصول سال ۲۰۰۹ به کارگردانی پل ویتز و با بازی جان سی. رایلی در نقش کرپزلی، جاش هاچرسون در نقش استیو و کریس مسینا در نقش آقای تال است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: این فیلم علمی-تخیلی حماسی محصول سال ۱۹۸۹ به کارگردانی جیمز کامرون، داستان گروهی از کارگران یک سکوی نفتی زیردریایی را روایت میکند که برای نجات خدمه یک زیردریایی هستهای غرق شده به اعماق اقیانوس فرستاده میشوند. در حالی که تیم نجات متشکل از بودریگ (اد هریس) و همسر سابقش لیندسی (مری الیزابت ماسترانتونیو) با خطرات فیزیکی و فشارهای روحی شدید روبرو هستند، با یک نیروی ماوراء طبیعی و بیگانه در اعماق تاریک اقیانوس مواجه میشوند که میتواند سرنوشت بشریت را تغییر دهد. این فیلم با جلوههای ویژه پیشرفته و صحنههای نفسگیر زیر آب، یکی از شاهکارهای ژانر خود محسوب میشود.
خلاصه داستان: فیلم پویانمایی «باربی: پریتورپیا - دریای پریان» (۲۰۰۶) به کارگردانی ویلیام لو و استودیو رینبو انیمیشن، ادامه ماجراهای الههی زیبایی در دنیای خیالی پریتورپیا است. در این قسمت، باربی در نقش الههی پریتورپیا، پس از نجات سرزمینش از شر جادوگر شرور لاودا، با تهدیدی جدید روبرو میشود. دوست صمیمی او، نوری، توسط آنکورا، جادوگر دریا که قصد دارد کنترل تمام اقیانوس را به دست آورد، ربوده شده است. الهه برای نجات نوری و متوقف کردن نقشههای شوم آنکورا، باید به سرزمین مرموز و زیبای دریای پریان (مِرْمِیدیا) سفر کند. در این سفر پرمخاطره، او با موجودات افسانهای دریایی، از جمله پریهای دریایی مهربان و هیولاهای ترسناک دریا روبرو میشود و با کمک دوستان جدیدش، باید شجاعت و فداکاری خود را به نمایش بگذارد تا تعادل و آرامش را به هر دو دنیای خشکی و دریا بازگرداند.
خلاصه داستان: فیلمی حماسی و تاریخی به کارگردانی جان فورد که در سال ۱۹۵۹ ساخته شد و با بازی جان وین، ویلیام هولدن و کنستانس تاورز در نقشهای اصلی، داستانی جذاب از جنگ داخلی آمریکا را روایت میکند. داستان حول محور گروهی از سربازان اتحادیه به فرماندهی کلنل جان مارلو (جان وین) میگردد که مأموریت دارند به پشت خطوط دشمن نفوذ کرده و یک پایگاه مهم کنفدراسیون را نابود کنند. در این مأموریت خطرناک، سرگرد هنک کندال (ویلیام هولدن) که یک پزشک صلحطلب است، با مارلو اختلاف نظر دارد و این اختلافات در طول سفر تشدید میشود. هنگامی که آنها به یک مدرسه دخترانه میرسند، هانا هانتر (کنستانس تاورز) که مدیر مدرسه است، با مقاومت در برابر آنها، شرایط را پیچیدهتر میکند و سربازان را مجبور به همراه بردن او و دخترانش میکند تا از لو رفتن مأموریت جلوگیری کنند. این سفر پرخطر و درگیریهای مداوم با نیروهای دشمن، وفاداری، شجاعت و تعهد این گروه را به چالش میکشد و در نهایت به نبردی سرنوشتساز منجر میشود.