خلاصه داستان: در سال ۱۹۵۶، فیلم «ایستگاه بوانی» (Bhowani Junction) به کارگردانی جورج کیوکر روایتی از عشق و وفاداری در بحبوحه استقلال هند را به تصویر میکشد. داستان حول محور ویکتوریا جونز، یک افسر انگلیسی هندیتبار، میگذرد که در ایستگاه راهآهن بوانی در پنجاب مستقر است. او درگیر یک مثلث عاطفی پیچیده میشود: از یک سو، جذب کاپیتان رانجیت کومار، یک سرباز هندی وفادار به ارتش بریتانیا، میشود و از سوی دیگر، شیفته ویجی، یک آزادیخواه جذاب و متعهد به جنبش استقلال هند میگردد. در حالی که تنشهای سیاسی و خشونتهای فرقهای در اطراف ایستگاه بالا میگیرد، ویکتوریا باید بین وفاداری به امپراتوری، عشق به کشورش و قلبش یکی را انتخاب کند. این فیلم، تضادهای هویتی، عاشقانه و سیاسی یک دوره گذار تاریخی را با بازیهای درخشان آوا گاردنر و استوارت ویتمن به نمایش میگذارد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۹۷، سریال تلویزیونی «بافی قاتل خونآشام» (Buffy the Vampire Slayer) به عنوان یک اثر فانتزی-درام با مفهومی جدید وارد دنیای سریالها شد. این سریال داستان دختری نوجوان به نام بافی سامرز را روایت میکند که به عنوان «قاتله» (The Slayer) انتخاب شده تا با نیروهای شیطانی و خونآشامها مبارزه کند. بافی در کنار دوستانش در دبیرستان سانیدیل، علاوه بر نبردهای فرازمینی، با چالشهای روزمرهی زندگی نوجوانی، عشق، دوستی و بلوغ روبرو میشود. این سریال با ترکیب منحصربهفردی از اکشن، کمدی و درام، به یکی از محبوبترین و تأثیرگذارترین آثار ژانر تبدیل شد.
خلاصه داستان: در دنیایی که هر چیزی باید کامل و بینقص باشد، عروسکهای زشت و غیرمعمول به نام «اگلیدالز» در شهری به همین نام زندگی میکنند. این عروسکها که هر کدام دارای نقصی ظاهری هستند، با ایمان به اینکه زیبایی درونی مهمتر از ظاهر است، زندگی شادی دارند. اما وقتی یکی از آنها به نام مکس، به طور تصادفی به شهر عروسکهای کامل و بینقص «پرفکتتاون» میرسد، با چالشهای جدیدی روبرو میشود. در آنجا، او با عروسکی به نام ماندی آشنا میشود که به دلیل نقص در ساختش، از شهر تبعید شده است. با هم، آنها سعی میکنند ارزش واقعی خود را کشف کنند و به دیگران بیاموزند که زیبایی واقعی از قلب میآید، نه از ظاهر. این ماجراجویی آنها را به مبارزه با استانداردهای سختگیرانه زیبایی و پذیرش خود و دیگران میکشاند.
خلاصه داستان: والهالا رایزینگ (Valhalla Rising) یک فیلم اکشن-ماجراجویی دانمارکی به کارگردانی نیکولاس ویندینگ رفین در سال ۲۰۰۹ است. داستان در قرن ۱۱ میلادی در اسکاندیناوی روایت میشود و مردی به نام «اودین» (با بازی مادس میکلسن) را دنبال میکند که پس از سالها اسارت در یک قبیله وایکینگ، آزاد شده و به همراه گروهی از مهاجران نورس به سمت غرب سفر میکند. این سفر که به قاره آمریکا منتهی میشود، به تدریج به یک کابوس روانشناختی و فلسفی تبدیل میشود، جایی که مرز بین واقعیت و توهم، خشونت و رستگاری، و ایمان و بیاعتمادی محو میشود. فیلم با فضایی تاریک و بیرحم، به کاوش در مفاهیم تقدیر، آزادی و ماهیت وجود انسان میپردازد.
خلاصه داستان: یک خرس به نام یوگی در پارک ملی جلیستون به همراه دوستش بو-بو به دنبال سرقت پیکنیکهای گردشگران است. وقتی مدیر پارک، رنجر اسمیت، تلاش میکند تا این فعالیتهای غیرقانونی را متوقف کند، یوگی با استفاده از ترفندهای هوشمندانهاش همچنان به دنبال ساندویچها میرود. اما وقتی یک توسعهدهنده بیرحم به نام آقای بلک قصد دارد بخشی از پارک را برای ساخت یک مجتمع تفریحی تخریب کند، یوگی و بو-بو با کمک رنجر اسمیت و دوست جدیدش، ریچل، برای نجات خانهشان متحد میشوند. این ماجراجویی کمدی که در سال 2010 اکران شد، ترکیبی از طنز و ماجراجویی است که به مسائل حفاظت از محیط زیست نیز میپردازد.
خلاصه داستان: کاردوکاپتور ساکورا: کارت مهر و موم شده داستان دختری جوان به نام ساکورا کینوموتو است که با باز کردن یک کتاب جادویی، کارتهای کلاروییان را آزاد میکند و مسئولیت جمعآوری آنها را بر عهده میگیرد. در این فیلم، ساکورا با چالش نهایی خود روبرو میشود: او باید آخرین کارت، کارت مهر و موم شده را که به عنوان کارت نهایی شناخته میشود، به دست آورد و در عین حال با تهدیدی بزرگ از سوی یک کارت دیگر به نام "کارت شیطانی" مقابله کند. این ماجراجویی نه تنها مهارتهای جادویی ساکورا را به چالش میکشد، بلکه روابط عاطفی او با دوستانش را نیز عمیقتر میسازد و سرنوشت کارتهای کلارویان را برای همیشه تغییر میدهد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۹۴، فیلم هیجانانگیز «رودخانه وحشی» داستان یک خانواده را روایت میکند که برای تعطیلات به سفر قایقسواری در رودخانهای خروشان میروند. اما این سفر تفریحی به سرعت به یک کابوس تبدیل میشود، زمانی که با دو مرد خطرناک که در جنگل مخفی شدهاند، مواجه میشوند. این برخورد خشونتبار، خانواده را در یک مبارزه مرگبار برای بقا در برابر طبیعت وحشی و انسانهای بیرحم قرار میدهد.
خلاصه داستان: The Terminator (1984) یک فیلم علمی-تخیلی و اکشن کلاسیک به کارگردانی جیمز کامرون است. داستان در سال 1984 در لسآنجلس رخ میدهد و درباره یک سایبرنتیک قاتل به نام ترمیناتور (با بازی آرنولد شوارتزنگر) است که از آینده به زمان حال فرستاده شده تا سارا کانن (با بازی لیندا همیلتون) را قبل از به دنیا آوردن پسرش جان کانن، رهبر آینده شورش انسانها علیه ماشینها، بکشد. در همین حال، یک سرباز آینده به نام کایل ریس (با بازی مایکل بین) نیز به گذشته فرستاده میشود تا از سارا محافظت کند. این فیلم ترکیبی از اکشن، ترس و درام است و به عنوان یکی از بهترین فیلمهای تاریخ سینما شناخته میشود.
خلاصه داستان: برنده، داستانی از سال ۲۰۱۵ را روایت میکند که در آن یک زن جوان به نام «برنده» با استعدادهای خارقالعاده و یک گذشته پر از راز، در مسابقهای مرگبار شرکت میکند. او باید با دشمنان قدرتمند و توطئههای پیچیده روبرو شود تا نه تنها زنده بماند، بلکه حقیقت پشت این رقابت خونین را کشف کند و سرنوشت خود را رقم بزند.