خلاصه داستان: کریستوفر نولان در سال 2014، فیلم علمی-تخیلی و حماسی «اینترستلار» (Interstellar) را با تمرکز بر بحرانهای زیستمحیطی و سفر در زمان ساخت. در خلاصه داستان اینترستلار آمده است: با نابودی تدریجی زمین و کاهش منابع غذایی، گروهی از فضانوردان به رهبری «کوپر» راهی سفری خطرناک در فضا میشوند تا با عبور از یک سیاهچاله، راهی برای نجات بشریت پیدا کنند. آنها در این مسیر با پدیدههای شگفتانگیز و چالشهای عاطفی عمیقی روبرو میشوند که سرنوشت انسانها را رقم میزند.
خلاصه داستان: سریال Inhumans در سال 2017 تولید شده است. داستان این سریال درباره نژادی از انسانهای جهشیافته به نام اینهیومنز است که در سکوت و دور از چشم بشریت در سرزمینی به نام آتیلان زندگی میکنند. این سریال زندگی خانواده سلطنتی اینهیومنز به رهبری بلک بولت و مدوسا را دنبال میکند که با توطئههای داخلی و تهدیدات بیرونی روبرو میشوند و تلاش میکنند تا قدرت و سلطنت خود را حفظ کنند.
خلاصه داستان: عصر یخبندان داستان یک گروه غیرمحتمل از حیوانات پشمالو شامل یک ماموت به نام منی، یک ببر دندانشمشیری به نام دیگو و یک رت به نام سید را روایت میکند که برای بازگرداندن یک نوزاد انسان گمشده به قبیلهاش، با هم متحد میشوند. این سه در میان مناظر پوشیده از برف و یخ، با خطرات طبیعی و شکارچیان دیگر روبرو شده و در طول سفرشان با یکدیگر دوست میشوند و اهمیت خانواده را کشف میکنند.
خلاصه داستان: فیلم «چگونه زندگی میکنم» داستان دیزی، یک نوجوان آمریکایی مشکلدار را روایت میکند که برای تابستان به خانه خالهاش در حومه انگلستان میرود. در آنجا، او با پسرخالهاش ادموند رابطهای عاشقانه و پیچیده پیدا میکند. اما آرامش روستایی با آغاز جنگ جهانی سوم و حمله تروریستی به لندن از بین میرود. با قطعی شدن جنگ، بچهها مجبور میشوند به تنهایی در دنیایی خشن و ویرانه زنده بمانند و دیزی باید برای نجات جان برادر کوچکش و رسیدن به ادموند، از ترس و ناامنی عبور کند.
خلاصه داستان: در فیلم هرکول در نیویورک، خدای یونانی هرکول به دلیل مشاجره با پدرش زئوس، از المپ به زمین تبعید میشود. او با نام انسانی «هری هاموند» در نیویورک زندگی میکند و با یک دختر به نام پری آشنا میشود. هرکول در این شهر با چالشهایی مانند کشتی با خرس در سیرک و نبرد با یک اسب دریایی غولپیکر روبرو میشود و در نهایت با کمک دوستش بادی، تهدید یک دانشمند شرور به نام درک را خنثی میکند.
خلاصه داستان: فیلم «دروازه بهشت» (Heaven's Gate) به کارگردانی مایکل چیمینو، یک حماسه وسترن حماسی و جنجالی است که داستان آن در سال ۱۸۷۶ در وایومینگ رخ میدهد. این فیلم که به عنوان یکی از پرهزینهترین و بحثبرانگیزترین آثار سینمایی شناخته میشود، روایتگر درگیری بین کشاورزان ثروتمند و مهاجران اروپایی تبار است که برای زمینهای کشاورزی میجنگند. داستان حول محور جیمز ایور (با بازی کریستوفر واکن) میگردد که به عنوان یک کارآگاه خصوصی وظیفه دارد تا از کشتار مهاجران توسط گروهی از کشاورزان ثروتمند جلوگیری کند. او در این مسیر با دوست قدیمی خود نیل لین (با بازی کریس کریستوفرسون) که اکنون در سمت کشاورزان قرار گرفته، درگیر میشود. این فیلم به دلیل طولانی بودن (حدود ۳.۵ ساعت)، هزینههای سرسامآور و شکست تجاریاش در زمان اکران مشهور است، اما بعدها به عنوان یک شاهکار هنری و نمادی از سینمای اسکورسیزیوار مورد تقدیر قرار گرفت.
خلاصه داستان: فیلم «هارولد و کومار فرار از گوانتانامو» (Harold & Kumar Escape from Guantanamo Bay) داستان دو دوست صمیمی به نامهای هارولد و کومار را روایت میکند که برای تعطیلات به آمستردام سفر میکنند. اما در هواپیما، مأموران امنیتی آنها را به اشتباه به عنوان تروریست دستگیر کرده و به زندان گوانتانامو منتقل میکنند. این دو با کمک یک زندانی دیگر موفق به فرار شده و در سراسر اروپا به دنبال اثبات بیگناهی خود هستند. در این مسیر، آنها با چالشهای عجیب و غریبی روبرو شده و در نهایت به آمریکا بازگشته و با کمک دوستانشان، توطئهی پشت پرده را افشا میکنند.
خلاصه داستان: فیلم هاردکور هنری (Hardcore Henry) یک فیلم اکشن و بسیار خشن محصول سال 2015 است که داستان هنری را روایت میکند که در یک آزمایشگاه توسط یک دانشمند زندهکننده میشود و حافظهاش را از دست داده است. هنری که توانایی صحبت کردن ندارد، باید برای نجات همسر ربودهشدهاش و انتقام از کسانی که زندگیاش را نابود کردهاند، با یک تایکونی به نام آکان که قدرتهای روانی دارد، و ارتشی از مزدوران مبارزه کند. او در این راه با یک قاچاقچی مواد مخدر به نام جیمی که دارای چندین نسخه از خودش است، همراه میشود تا در این دنیای خشونتبار زنده بماند.
خلاصه داستان: فیلم «Go for It» یک درام ورزشی جذاب و الهامبخش است که داستان یک جوان بااستعداد به نام «دنی» را روایت میکند که در یک محله پرچالش در لسآنجلس زندگی میکند. او به موسیقی رپ علاقهمند است اما در یک کارخانه کار میکند و آیندهای مبهم دارد. وقتی یک مربی سختگیر به نام «وینسنت» او را در یک مسابقه بوکس محلی میبیند، دنی با تردید فرصتی برای تغییر زندگیاش پیدا میکند. او باید بین ادامه زندگی یکنواخت و ریسک کردن برای رسیدن به رویایش یکی را انتخاب کند. این فیلم با بازی «دنیل سانجاتا» و «مایکل ریکفورد»، داستانی از تلاش، ایمان به خود و غلبه بر موانع را در سال ۲۰۱۰ میلادی به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم گلدنآی (GoldenEye) که در سال 1995 منتشر شد، داستان یک ماموریت خطرناک را روایت میکند که در آن جیمز باند باید با یک سلاح فضایی مرگبار به نام گلدنآی که توسط یک گروه تروریستی دزدیده شده، مقابله کند. در این راه، او با ناتالیا سیمونوا، یک برنامهنویس رایانهای روسی همکاری میکند تا جلوی فاجعهای جهانی را بگیرد.