خلاصه داستان: «چهره آخر» (The Last Face) فیلمی درام و عاشقانه محصول سال ۲۰۱۶ به کارگردانی شان پن است. این فیلم با بازی شارلیز ترون در نقش دکتر وِرِن کِیمر، مدیر یک سازمان بشردوستانه بینالمللی، و خاویر باردم در نقش دکتر میگل لئون، یک پزشک داوطلب، روایت میشود. داستان در پسزمینه جنگ داخلی لیبریا و یک بحران انسانی در آفریقا شکل میگیرد، جایی که این دو پزشک در یک اردوگاه پناهندگان با یکدیگر آشنا میشوند. عشق شدید و پرشوری بین آنها شعلهور میشود، اما این رابطه در تقابل با تعهدات حرفهای، خطرات محیطی و مسائل اخلاقی پیچیدهای قرار میگیرد که نجات جان انسانها را به چالش میکشد. فیلم که با انتقادات متفاوتی روبرو شد، تلاش دارد تا پیوند میان عشق شخصی و مسئولیت اجتماعی در مواجهه با فاجعههای انسانی را به تصویر بکشد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۸۵، ولفگانگ پترسن کارگردان آلمانی با ساخت فیلم علمی تخیلی «دشمن من» (Enemy Mine) اثری ماندگار در ژانر خود خلق کرد. این فیلم با بازی دنیس کواید در نقش ویلیس دیویدج، خلبان انسان و لوئیس گوست جونیور در نقش جربیسی، سرباز دراگ، روایتگر دشمنی است که به دوستی ناگسستنی بدل میشود. داستان در آیندهای دور و در جریان جنگ ویرانگر میان انسانها و نژادی بیگانه به نام دراگها رخ میدهد. طی یک درگیری هوایی، سفینهی دیویدج و جربیسی در سیارهی غیرقابل سکونت فایگن سقوط میکند. آنها که در زمین مجبور به بقا هستند، ابتدا با خصومت با یکدیگر برخورد میکنند، اما به تدریج و با درک فرهنگ و ارزشهای یکدیگر، پیوندی عمیق و انسانی را تجربه میکنند. این رابطهی فراتر از نژاد و دشمنی، در نهایت سرنوشت هر دو و مفهوم جنگ را زیر سوال میبرد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: خوزه، مردی که برای تأمین هزینههای زندگی دست به دزدی میزند، همراه با دوستش و پسرش نقشه سرقت یک فروشگاه جواهرات در مادرید را میکشند. پس از فرار موفق، آنها به همراه گروگانشان به سمت فرانسه میگریزند، اما در راه به شهر اسرارآمیز زاکارامالا میرسند. این شهر توسط گروهی از جادوگران باستانی تسخیر شده که قصد قربانی کردن آنها را دارند. حالا خوزه و همراهانش باید برای نجات جان خود با نیروهای شیطانی و جادوگران جنگیده و از این کابوس فرار کنند. این فیلم کمدی ترسناک محصول سال ۲۰۱۳ اسپانیا به کارگردانی آلکس دلا ایگلسیا و با بازی هوگو سیلوا، ماریو کاساس و کارمن ماورا است.
خلاصه داستان: دو سال پس از وقایع فیلم قبلی، سزار و میمونها درگیر نبردی سخت با گروهی از سربازان به رهبری کلنل مککارتی هستند. در حالی که سزار تلاش میکند تا قبیله خود را به مکانی امن هدایت کند، یک درگیری خونین منجر به کشته شدن همسر و پسرش میشود. این واقعه باعث میشود تا سزار که اکنون سرشار از خشم و انتقام است، تصمیم بگیرد تا شخصاً به دنبال کلنل برود. او همراه با چند تن از وفادارترین یارانش سفری خطرناک را آغاز میکند و در این مسیر با دختری یتیم و یک میمون که به او لقب بدبو دادهاند روبرو میشود. در همین حال، کلنل در حال آماده کردن یک دژ نظامی برای ضربه نهایی به میمونهاست و سزار باید بین نجات قبیله خود و انتقام شخصی یکی را انتخاب کند.
خلاصه داستان: ون گوگ نقاش پرآوازه هلندی، در سال ۱۸۹۰ و در اوج بحران روحی و خلاقیت هنری خود، روزهای پایانی زندگیاش را در دهکده اور-سور-واز میگذراند. تحت نظر دکتر گاشه، ون گوگ تلاش میکند تا بر افسردگی و آشفتگی ذهنی خود غلبه کند و به خلق آثار هنری ادامه دهد. این فیلم که توسط موریس پیالا در سال ۱۹۹۱ ساخته شده و با بازی ژاک دترون در نقش ون گوگ، به بررسی عمیق شخصیت، تنهایی و رنج این هنرمند نابغه میپردازد. در این روزهای آخر، ون گوگ با خواهرش مارگاریت، برادرش تئو و دوستش دکتر گاشه در تعامل است و در عین حال با هجوم خاطرات، توهمات و احساس گناه ناشی از گذشتهاش روبرو میشود. فیلم با نگاهی شاعرانه و دقیق، آخرین روزهای زندگی هنرمندی را به تصویر میکشد که در آستانه شهرت ابدی قرار داشت، اما از تحمل بار سنگین نبوغ و انزوا رنج میبرد.
خلاصه داستان: چارلی، سنجاب پرجنبوجوش و دوستداشتنی عصر یخبندان، در ماجراجویی کوتاه اما پرسرعتی که در سال ۲۰۰۶ توسط کارگردان کریس رنو و مایکل تورمویر ساخته شد، بار دیگر تماشاگران را به دنیای پرهیاهوی خود میبرد. این انیمیشن کوتاه که با صدای کریس وج در نقش چارلی همراه است، داستان سنجابی را روایت میکند که با یک دستگاه کنترل زمان باستانی روبرو میشود و ناخواسته خود را در زمان به جلو و عقب پرتاب میکند. او از عصر یخبندان به دوران دایناسورها، به مصر باستان و حتی به آیندهای پر از رباتها سفر میکند و در هر دوره، با چالشهای جدیدی برای به دست آوردن بلوط محبوبش مواجه میشود. این سفر پرپیچوخم زمانی، کمدی فیزیکی و اکشن سریعی را به نمایش میگذارد که در آن، چارلی باید با سرعت و هوشمندی، برای نجات بلوط خود و بازگشت به زمان حال تلاش کند.
خلاصه داستان: در شهر وایتبای قدیمی، موجودات عجیبی به نام ترولهای جعبهای در زیرزمین زندگی میکنند که شبها برای جمعآوری اشیاء به سطح زمین میآیند. مردم شهر از این موجودات میترسند و آرشیبالد اسنچر، شکارچی ترولها، با تبلیغات دروغین خود این ترس را تشدید میکند تا بتواند آنها را نابود کند و شهر را تحت کنترل بگیرد. اما حقیقت این است که ترولهای جعبهای موجوداتی مهربان و بیآزار هستند که یک پسر یتیم به نام تخممرغ را بزرگ کردهاند. زمانی که اسنچر نقشه شوم خود را برای نابودی کامل ترولها عملی میکند، تخممرغ و دوستان جدیدش، وینی و پدرش لرد پورتلی-ریند، باید شجاعت به خرج دهند و حقیقت را برملا کنند تا خانواده جدید تخممرغ را نجات دهند. این انیمیشن استاپ موشن محصول سال ۲۰۱۴ به کارگردانی گراهام آنابل و آنتونی استاچی، با صداپیشگی بازیگرانی چون بن کینگزلی، آیزاک هامپستد-رایت و الا فانینگ است.
خلاصه داستان: داستان فیلم «حالا منو میبینی 2» (Now You See Me 2) محصول سال ۲۰۱۶ به کارگردانی جان ام. چو، ادامه ماجراجویی گروه جادوگران حرفهای معروف به «چهار سوارکار» است. ایسیز (جسی آیزنبرگ)، دنی (دیو فرانکو)، جک وایلدر (وودی هارلسون) و لولا (لیززی کپلن) پس از افشاگری علیه شرکت بیمه ثورساید، به زندگی مخفیانه روی آوردهاند. اما هنگامی که آنها توسط یک هکر نابغه جوان به نام والتر مابری (دنیل ردکلیف) فریب میخورند، درگیر یک مأموریت خطرناک برای سرقت یک تراشه رمزگشایی فوقمحرمانه میشوند. آنها باید در مقابل یک شرکت فناوری قدرتمند و رهبر مرموز آن بایستند و در این راه از مهارتهای جادویی خود برای فریب و بقا استفاده کنند. در این میان، تادلی (مارک رافلو) و دایلن رودز (مارک رافلو) نیز نقش مهمی در این توطئه پیچیده بازی میکنند.
خلاصه داستان: یک گروه غواص حرفهای به رهبری جیم وارویک (با بازی کول هاوزر) در جریان یک مأموریت نجات در اعماق غاری مرموز در تایلند گرفتار میشوند. زمانی که سیل ناگهانی مسیر خروج را مسدود میکند، این تیم نجات خود به گروهی نیازمند نجات تبدیل میشود. در حالی که سطح آب به سرعت در حال بالا آمدن است و ذخیره اکسیژن آنها رو به اتمام است، آنها باید برای بقای خود در تاریکی مطلق و راههای پرپیچوخم غار بجنگند. ران هاوارد در سال ۲۰۰۵ این فیلم هیجانانگیز را با بازیگرانی چون پپر پرابو، موریس چستنات و ریس ویترسپون کارگردانی کرده است.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۴۹، زمین پس از یک فاجعه جهانی غیرقابل سکونت شده است. آگوستین (با بازی جرج کلونی)، دانشمند تنها و بیمار در یک پایگاه تحقیقاتی در قطب شمال، متوجه میشود که یک گروه فضانورد به رهبری سالی (فلیسیتی جونز) در راه بازگشت به زمین هستند. آگوستین که میداند زمین نابود شده، باید با استفاده از تجهیزات باقیمانده آنها را از فرود منصرف کند. در این میان، او دختر کوچکی به نام آیریس را در پایگاه پیدا میکند که حضور او گذشتهی دردناک آگوستین را به یادش میآورد. این فیلم علمی-تخیلی که توسط جرج کلونی کارگردانی شده، داستانی غمانگیز و تأملبرانگیز درباره امید، فداکاری و عشق در پایان جهان را روایت میکند.