خلاصه داستان: داستان حول محو پسری به نام بَم بیست و پنجم جریان داره که بیشتر زندگیش رو درحالی که زیر یک برج بزرگ و مرموز زندانی بوده به همراه دوست نزدیکش، ریچیل گذرونده. در بالای برج همه چیز به دست شما خواهد بود. در بالای برج همه چیز در این دنیا وجود دارد ، و همه اینها می تواند مال شما باشد و.....
خلاصه داستان: داستان درباره دختری دبیرستانی به نام مومو است که از خانوادهای با قدرتهای احضار ارواح میآید و همکلاسی او اوکارون، که به شدت به مسائل ماوراءالطبیعه علاقهمند است. پس از اینکه مومو اوکارون را از دست قلدرها نجات میدهد، آنها شروع به صحبت میکنند. اما خیلی زود بحثی میانشان در میگیرد، چون مومو به ارواح باور دارد اما وجود موجودات فضایی را انکار میکند، در حالی که اوکارون به موجودات فضایی اعتقاد دارد و وجود ارواح را رد میکند.
برای اثبات باورهایشان، مومو به بیمارستان متروکهای میرود که گفته میشود در آن بشقاب پرنده دیده شده و اوکارون به تونلی میرود که شایعه شده توسط ارواح تسخیر شده است. اما بهطور شگفتانگیزی، هر دوی آنها با فعالیتهای ماورایی و غیرقابلتوصیفی مواجه میشوند که فراتر از درک آنهاست. در میان این مشکلات، مومو به قدرتهای پنهانی خود پی میبرد و اوکارون نیز قدرت یک نفرین را به دست میآورد تا بر خطرات جدید غلبه کند! آیا عشق سرنوشتساز آنها نیز آغاز خواهد شد؟
داستان نبرد ماوراءالطبیعه و دوران نوجوانی از اینجا شروع میشود!
خلاصه داستان: جشنواره الهه—یک جشنواره میوه که شهر پر رمز و راز اوراریو را به زندگی میآورد. در این جشن، الهههایی که نماد باروری هستند بر روی محراب قرار دارند و در میان آنها، الهه زیبایی نیز دیده میشود. بل کرانل که از اعماق مرگبار سیاهچال نجات یافته و به زندگی روزمره خود بازگشته است، آماده است تا از هیاهوی این جشن بزرگ لذت ببرد. اما ناگهان نامهای از دختری در یک کافه کوچک گوشهی اوراریو دریافت میکند: “به آقای بل، لطفاً با من در جشنواره الهه به یک قرار دو نفره بیایید. از طرف سیر.” تصمیم قاطع سیر نه تنها بل بلکه تمام شهر پر رمز و راز اوراریو را دیوانه خواهد کرد! همزمان با این ماجراها، جنگجویان اینهرجار که خود را “قویترین” نامیدهاند نیز ناگهان وارد میدان شدهاند…
خلاصه داستان: ژو یوان شاهزاده ایه که با خون و انرژی اژدهایان متولد شد.
در روز تولدش سرزمین “ژو” مورد حمله شورشیان “وو” قرار گرفت. برای حفاظت از مردم و جان خاندان سلطنتی، پادشاه تصمیم گرفت سرنوشت ژو یوان رو با رهبر شورشیان مبادله کنه. پس روح افعی و پرنده، قدرت اژدهایان ژو یوان رو که هنوز یه نوزاد بود بلعیدن.
به این شکل ژو یوان از بچگی با نفرین خشم اژدهایان تحت تاثیر قرار گرفت طوری که هر سه سال برای زنده موندن اون، مادرش باید از خون خودش بهش ببخشه تا ژو یوان زنده بمونه. برای شکستن این طلسم ژو یوان مجبور بود هشت رگ انرژی خودش رو فعال کنه.
پس با کمک طلسم اجدادی نزد یک ارباب قدرتمند رفت و هشت رگ انرژی موهبت شده پنهان در جسمش دوباره فعال شدن.
حالا ژو یوان هر روز در تلاش برای انتقامه. برای پس گرفتن هر چیزی که تا الان از دست داده….
خلاصه داستان:
وقتی تاریکی فروکش کند، من در مقابل هزاران نفر خواهم ایستاد و شمشیرم را به اعماق تاریکی فرو خواهم برد تا آسمان را به خون رنگین کنم! آیا تا به حال فکر کردهاید که در زیر نورهای نئونی شهر، هیولاهای افسانهای در کمین هستند؟
آیا میدانستید که خدایان از پشت ماه به ما نظاره میکنند؟ و آیا میدانید که در میان ما، قهرمانانی وجود دارند که قدرتی فراتر از انسان دارند و سرنوشت جهان را در دست گرفتهاند؟
خلاصه داستان:
داستان در دنیایی دیگر رخ میدهد که در آن خدایان وجود دارند. این دنیا در بالای آسمان و زیر اقیانوس قرار گرفته است. چهار خدای شیطانی زمانی ستونهای این دنیا بودند، اما آنها همراه با دیگر خدایان کوچکتر فرار کردند و این جهان را ناپایدار ساختند. در نتیجه، افرادی به نام “کاشیکان” ظاهر شدند که وظیفه آنها دستگیری خدایان فراری و بازگرداندن ثبات به کشور است.
شخصیت اصلی، ایچیو، یک کاشیکان است که ناخواسته این کار را پذیرفت تا آزادی پدرخواندهاش را به دست آورد. پدرخواندهاش که یک ببر است، برای جایگزینی چهار خدای فراری اسیر شده بود. هدف اصلی ایچیو، بازپسگیری خدایان شیطانی و بازگرداندن زندگی آرامی است که پیش از این داشت.
خلاصه داستان: وقتی هاروکا، پسر تنها و گوشهگیر کلاس، به همراه همکلاسیهایش به دنیایی دیگر منتقل میشود، علاقهای به ماجراجویی ندارد، اما بدش نمیآید که یک قدرت جادویی خفن داشته باشد. با این حال، جادوها به ترتیب انتخاب میشوند و وقتی نوبت به هاروکا میرسد، هیچ قدرت خوبی برای انتخاب باقی نمانده است. حالا او باید با ترکیبی از مهارتهای بامزه و عجیب، این دنیای فانتزی را بهسختی پشت سر بگذارد… و در این میان، همه دخترهای کلاس هم همراه او هستند!