خلاصه داستان: فیلم کوه (۲۰۱۸) به کارگردانی ریک آلوِرسون با بازی تای شریدان در نقش اندی، جف گلدبلوم به عنوان دکتر والاس فینز و هانا گروس، داستانی دراماتیک در دهه ۱۹۵۰ آمریکا روایت میکند؛ اندی جوانی منزوی پس از مرگ مادرش با پدرش که جراح مغز متخصص لوبوتومی است زندگی میکند. پدرش او را به سفری تبلیغاتی برای ترویج این روش جراحی بحثبرانگیز میبرد و اندی در مواجهه با بیماران تحت عمل، زنان مرموز و واقعیتهای تلخ جامعه، سفری درونی را آغاز میکند که هویت و درک او از جهان را دگرگون میسازد.
خلاصه داستان: فیلم «مصاحبه» (۲۰۱۴) به کارگردانی ست روگن و ایوان گلدبرگ با بازی ست روگن و جیمز فرانکو، داستان دو مجری برنامه تلویزیونی محبوب به نامهای دیو اسکایلر و آرون راپاپورت را روایت میکند که شانس مصاحبه انحصاری با رهبر کره شمالی، کیم جونگ اون را به دست میآورند، اما CIA آنها را برای ترور دیکتاتور مأمور میکند و این مأموریت به مجموعهای از موقعیتهای کمدی، اکشن و انتقادی از سیاستهای کره شمالی تبدیل میشود.
خلاصه داستان: در فیلم «شوالیه پیش از کریسمس» محصول ۲۰۱۹ به کارگردانی مونیکا میچل، ونسا هاجنز در نقش بروک، معلم دبیرستانی کنجکاو، و جاش دوهمل در نقش سر کول، شوالیهای شجاع از قرن دوازدهم، ظاهر میشوند؛ بروک پس از نجات سر کول از یک حادثه عجیب در زمان حال، متوجه میشود که او از قرون وسطی به عصر مدرن منتقل شده است. سر کول که با فرهنگ معاصر غریبه است، با کمک بروک به زندگی امروزی عادت میکند و در آستانه کریسمس، عشقی جادویی میانشان شکوفا میشود، اما رازی باستانی تهدید میکند تا او را به گذشته بازگرداند و عشقشان را به چالش بکشد.
خلاصه داستان: فیلم شوالیه سبز (۲۰۲۱) به کارگردانی دیوید لوری، اقتباسی حماسی و فانتزی از افسانه آرتور است که داستان سر گاوین (دِو پاتل)، برادرزاده جوان شاه آرتور را روایت میکند. در ضیافت کریسمس، شوالیه سبز غولپیکری (دیو باتیستا) با پوست سبز و ریشی عجیب ظاهر میشود و سر خود را به گاوین میدهد تا ضربهای مشابه بزند؛ گاوین سر او را میبُرد اما شوالیه زنده برمیخیزد و یک سال مهلت میدهد تا به قلعه سبز بازگردد. گاوین سفری پرمخاطره را آغاز میکند و با چالشهای اخلاقی، وسوسههای جنسی از سوی بانو (آلیسیا ویکیندر)، خیانت لرد برتلیکس (جوئل اجرتون) و موجودات جادویی روبرو میشود تا هویت و شجاعت خود را بیازماید.
خلاصه داستان: فیلم ساحل (The Beach) به کارگردانی دنی بویل در سال ۲۰۰۰، با بازی لئوناردو دیکاپریو در نقش ریچارد، یک جهانگرد جوان آمریکایی که در بانکوک نقشهای مرموز از یک ساحل بکر و پنهان در جزایر تایلند پیدا میکند. او همراه با دو همسفر فرانسوی، اتیل و سالومه، سفری پرماجرا را آغاز میکند و جامعهای ایزوله و آرمانشهری را کشف مینماید، اما ورود آنها تعادل شکننده این بهشت را برهم زده و به خشونت و جنون منجر میشود.
خلاصه داستان: فیلم «گربه در کلاه» (۲۰۰۳) به کارگردانی بو ولچ با بازی مایک مایرز در نقش گربه کلاهدار شیطان، داکوتا فنینگ به عنوان سالی و اسپنسر برسلین در نقش کنور، داستان دو کودک را روایت میکند که در غیاب مادرشان در خانه تنها ماندهاند و با ورود گربهای بازیگوش و پرجنبوجوش که کلاهای بلند بر سر دارد، خانه به یک زمین بازی پر از هرجومرج و ماجراجوییهای خندهدار تبدیل میشود، در حالی که آنها تلاش میکنند تا قبل از بازگشت مادر همه چیز را به حالت اول بازگردانند.
خلاصه داستان: فیلم انیمیشن راپونزل (۲۰۱۰) به کارگردانی ناتان گرنو و بایرون هاوارد، با صداپیشگی مندی مور در نقش راپونزل، زکری لوی در نقش فلین رایدر شیطان و دونا مورفی در نقش مادر گوتل جادوگر، داستان دختری جوان با موهای جادویی بسیار بلند را روایت میکند که از بدو تولد توسط مادرخواندهاش در برجی دورافتاده زندانی شده است. راپونزل آرزوی دیدن فانوسهای شناور آسمان را در روز تولدش دارد و با فرار دزد جسوری به نام فلین، فرصتی برای ماجراجویی پیدا میکند؛ آنها با هم سفری پر از خطر، خنده و رازهای گذشته را آغاز میکنند تا راپونزل به هویت واقعی خود و قدرت واقعی موهایش پی ببرد.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۱۰، فیلم انیمیشن «جهنم دانته: حماسه انیمیشنی» به کارگردانی ویکتور کوک با صدای گراهام مکتاویش در نقش دانته، آلن دی. برانسون در نقش ویرژیل و ونسا جاکومو در نقش بئاتریس، داستان شوالیه صلیبی دانته را روایت میکند که پس از بازگشت از جنگهای صلیبی و کشتن معشوقهاش برای نجات روحش، متوجه میشود لوسیفر بئاتریس را به جهنم برده است؛ دانته با همراهی شاعر رومی ویرژیل سفری حماسی به نه دایره جهنم آغاز میکند، با شیاطین، گناهکاران و موجودات وحشتناک روبرو میشود و در نهایت با گناهان گذشته خود و وسوسههای شیطانی مقابله میکند تا همسرش را نجات دهد.
خلاصه داستان: «هذیانهای عظمت» (۱۹۷۱) به کارگردانی ژرار اوریه، یکی از کمدیهای کلاسیک فرانسوی با بازی درخشان یوس مونتان در نقش بلانکار و لویی دو فونس در نقش دون سالوست است. داستان در دربار اسپانیا رخ میدهد؛ دون سالوست، وزیر فاسد و جاهطلب، پس از رسوایی دزدی اخراج میشود و برای انتقام، برادرزادهاش بلانکار را به جای شاهزاده واقعی به فرانسه میفرستد تا ازدواج کند، اما ماجراهای زنجیرهای از سوءتفاهمها، هذیانهای عظمت و موقعیتهای خندهدار را رقم میزند که به اوج کمدی میرسد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۹۵، فیلم کمدی «تامی بوی» به کارگردانی پیتر سگال با بازی کریس فارلی در نقش تامی کالاهان، پسر ناتوان و خنگ شرکت خانوادگی تولید قطعات خودرو، و دیوید اسپید در نقش ریچارد هییدن، فروشنده باهوش و بداخلاق، روایت میشود. پس از مرگ ناگهانی پدر تامی، او باید با ریچارد به سفری جادهای برود تا ترمزهای معیوب را به مشتریان بفروشند و شرکت را از ورشکستگی نجات دهند؛ سفری پر از ماجراهای خندهدار، تصادفات و دوستی ناخواسته که با حضور بازیگرانی چون بو درک و دن آکroyd، به یکی از کمدیهای کلاسیک دهه ۹۰ تبدیل شده است.