خلاصه داستان: فیلم هسته زمین (The Core) در سال 2003 میلادی ساخته شده است. داستان فیلم درباره یک زمینشناس به نام دکتر جاش کیز است که متوجه میشود هسته مایع زمین از حرکت ایستاده است. این اتفاق باعث ایجاد یک زنجیره از فجایع الکترومغناطیسی در سراسر جهان شده است که در آن پرندگان از آسمان سقوط میکنند و کشتیها در دریا گم میشوند. دکتر کیز و تیمی از دانشمندان و ماجراجویان به یک مأموریت خطرناک به اعماق زمین اعزام میشوند تا با استفاده از یک دستگاه هستهای به نام "تریستار" هسته زمین را دوباره به حرکت درآورند و از نابودی کره زمین جلوگیری کنند.
خلاصه داستان: فیلم «مشاور» (The Counselor) در سال 2013 به کارگردانی ریدلی اسکات و نویسندگی کورمک مککارتی روایتگر داستانی پیچیده و تاریک از یک وکیل بینام (با بازی مایکل فاسبندر) است که برای فرار از مشکلات مالی، به امید کسب درآمدی کلان، وارد معاملهای خطرناک با یک قاچاقچی مواد مخدر (با بازی خاویر باردم) میشود. این وکیل که به دنبال تأمین آیندهای مطمئن برای خود و نامزدش (با بازی پنلوپه کروز) است، به سرعت در دام توطئههای مرگبار و خشونتباری گرفتار میشود که هیچ راه فراری از آن وجود ندارد و همهچیز را از دست میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «لیست آرزوهام» (The Bucket List) داستان دو مرد مسن با شرایط زندگی کاملاً متفاوت را روایت میکند. «ادوارد کول» (جک نیکلسون)، میلیاردری خودرای و سلطهگر که تمام عمرش را وقف کار کرده و حالا در بیمارستانش با خبر میشود که سرطان دارد و تنها چند ماه بیشتر زندگی نکرده است. او در اتاق بیمارستان با «کارتر چمبرز» (مورگان فریمن)، مکانیک خودرو و استاد تاریخ که او نیز به سرطان مبتلاست و زمان کمی برای زندگی دارد، هماتاقی میشود. هر دو مرد با پذیرش مرگ قریبالوقوع خود، تصمیم میگیرند تا باقیمانده عمرشان را به انجام کارهایی که همیشه آرزویش را داشتند، اختصاص دهند. آنها فهرستی از آرزوهایشان را تهیه میکنند و با کمک یکدیگر و با پول بیحد و حصر ادوارد، به دنبال ماجراجوییهایی چون دیدن اهرام ثلاثه، رانندگی در پیست فرمول یک، صعود به قله کوه، پرش با چتر و ... میروند. در طول این سفر، دو مرد که در ابتدا هیچ وجه اشتراکی نداشتند، به دوستی عمیقی دست مییابند و درمییابند که چگونه زندگی کردن، مهمتر از چگونه مردن است.
خلاصه داستان: فیلم «بهترین نمایش کریسمس» داستان شش خواهر و برادر وحشی به نام خانواده هردمان را روایت میکند که با تهدید و اخاذی، خود را در نقشهای اصلی یک نمایش کریسمس در کلیسای محلی جا میزنند. اما هنگامی که این کودکان شرور، داستان تولد عیسی مسیح را با صداقت و خلوصی غیرمنتظره اجرا میکنند، کلیسا و جامعه را شگفتزده کرده و معنای واقعی کریسمس را به آنها یادآوری میکنند.
خلاصه داستان: فیلم مورچه جنگجو داستان لوسیو نوجوانی است که پس از آنکه خانهاش توسط یک دستگاه آفتکش مورد حمله قرار میگیرد، توسط یک جامعه از مورچههای جنگجو دستگیر شده و به اندازه یک مورچه کوچک میشود. او در این جامعه مجبور به کار و زندگی میشود و در طول این دوران، با چالشهای متعددی روبرو شده و در نهایت درمییابد که اهمیت همکاری و احترام به دیگران چیست.
خلاصه داستان: نام فارسی: نگهبان نسلها (Terminator Genisys) - سال: 2015
در سال 2029، جان کانر، رهبر مقاومت انسانها، به سال 1984 بازمیگردد تا از کشته شدن مادرش، سارا کانر، توسط یک ترمیناتور جلوگیری کند. اما مأموریت او با ورود یک ترمیناتور ناشناس به همان زمان و همچنین یک پروتکل جدید به نام Genisys که همه چیز را تغییر میدهد، پیچیده میشود. در این نسخه، سارا کانر خود یک جنگجوی چیرهدست است و ترمیناتوری به نام پاپ (پدر) از او محافظت میکند.
خلاصه داستان: مردی که از سوپرمن شکست خورده، به زمین بازگشته تا انتقام بگیرد. او با سه زندانی از فورتزا که در ابرهای قرمز زندانی شدهاند، متحد میشود. این سه نفر به زمین میآیند و با قدرتهای خود شهر را به ویرانی میکشند. در همین حال، کلارک کنت که عاشق لوییس لین شده، قدرتهای خود را برای زندگی با او فدا میکند. اما وقتی میبیند که زمین در خطر است، باید دوباره به سوپرمن تبدیل شود تا با این دشمنان قدرتمند بجنگد و جهان را نجات دهد.
خلاصه داستان: سال ۱۹۴۱، جان سالیوان، کارگردان مشهور هالیوودی که فیلمهای کمدی سطحی میسازد، از ساختن فیلمهای جدی و اجتماعی خسته شده است. او تصمیم میگیرد برای درک بهتر رنجهای مردم عادی، سفری مخفیانه به جنوب آمریکا آغاز کند و با لباس یک بیخانمان، تجربیات خود را مستند کند. در این مسیر، او با دختری جوان آشنا میشود و درگیر ماجراهایی میشود که نه تنها دیدگاهش را نسبت به زندگی تغییر میدهد، بلکه عشق واقعی را نیز به او میآموزد.
خلاصه داستان: ستارگیت یک فیلم علمی-تخیلی محصول سال 1994 است که داستان یک تیم نظامی و محققان را روایت میکند که از طریق یک دستگاه باستانی به نام "ستارگیت" به سیارهای دیگر سفر میکنند. در آنجا با تمدنی مواجه میشوند که توسط موجوداتی شبیه به خدایان مصر باستان اداره میشود و باید با آنها مبارزه کنند.
خلاصه داستان: پس از تجربه یک کشتیشکستگی وحشتناک، رابینسون کروزوئه خود را در جزیرهای بیسر و صدا و غیرمسکونی مییابد. او باید با استفاده از هوش و ذکاوت خود برای ساختن پناهگاه، تأمین غذا و مقابله با ترسهای درونیاش تنها زندگی کند. در این میان، او با بومیای به نام جمعه آشنا میشود و دوستی غیرمنتظرهای شکل میگیرد که به او کمک میکند تا بر تنهایی و خطرات جزیره غلبه کند و در نهایت به دنیای متمدن بازگردد.