خلاصه داستان: فیلم «تفنگها بالا» یک فیلم اکشن-کمدی آمریکایی به کارگردانی و نویسندگی ادوارد دریک است. داستان حول ری هیز (کوین جیمز)، یک پلیس سابق و مرد خانوادهدار، میچرخد که بهعنوان打手برای مافیا کار میکند. ری که قصد دارد از «خانواده» مافیایی جدا شود و رستورانی با همسرش آلیس (کریستینا ریچی) باز کند، در آخرین ماموریتش با مشکل بزرگی مواجه میشود. وقتی کار بهطور وحشتناکی خراب میشود، ری تنها یک شب فرصت دارد تا خانوادهاش، از جمله فرزندانش سیوبهان (کینا ماری) و لئو (لئو ایستون کلی)، را از شهر خارج کند قبل از اینکه مافیا او را از بین ببرد. او با دشمنانی مانند لونی کستیگان (تیموتی وی. مورفی)، گانگستر بیرحم، و ایگناتیوس لاک (لوئیس گوزمن) روبهرو میشود. فیلم با صحنههای اکشن مانند تیراندازی و تعقیبوگریز، و طنز خانوادگی، به موضوعات فداکاری، حفاظت از خانواده و رهایی از گذشته جنایی میپردازد. با این حال، به دلیل داستان کلیشهای، شباهت به فیلمهایی مانند «نوبادی» و «جان ویک»، شخصیتپردازی سطحی، و جلوههای بصری متوسط، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی کوین جیمز و کریستینا ریچی، و برخی صحنههای اکشن مانند درگیری در رستوران تحسین شدند، اما ریتم کند و دیالوگهای غیرطبیعی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «نقطه صفر» یک فیلم اکشن-هیجانی هندی به کارگردانی تجاس پرابها ویجای دئوسکار و تولیدشده توسط ریتش سیدهوانی و فرهان اختر تحت کمپانی اکسل انترتینمنت است. داستان در اوایل دهه ۲۰۰۰ در کشمیر رخ میدهد و حول نارندرا نات دار دوبئی (عمران هاشمی)، معاون فرمانده نیروی امنیت مرزی (BSF)، میچرخد که وظیفه دارد شبکه تروریستی رو به رشدی را متلاشی کند. فیلم با ظهور «باند تپانچه»، گروهی از دانشجویان رادیکالشده که مسئول قتلهای هدفمند پرسنل امنیتی در سرینگر هستند، آغاز میشود. دوبئی، پس از حمله به پارلمان هند در سال ۲۰۰۱، طی دو سال تحقیقاتی را رهبری میکند و سرنخهایی را کشف میکند که به غازی بابا، مغز متفکر جیش محمد و مسئول این حمله، منتهی میشود. او با کمک اطلاعرسانی محلی به نام حسین (میر مهرروز) و علیرغم شکستهایی مانند عملیات مشترک ناکام با اداره اطلاعات، به پیگیری بیامان خود ادامه میدهد. داستان به یک رویارویی پرتنش با غازی بابا ختم میشود که یکی از بزرگترین موفقیتهای ضدتروریستی هند را رقم میزند. فیلم به موضوعات شجاعت، فداکاری و پیچیدگیهای امنیتی در کشمیر میپردازد. با این حال، به دلیل کمبود عمق عاطفی، روایت قابلپیشبینی، و ریتم ناهموار، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی عمران هاشمی، فیلمبرداری کمالجیت نگی، و صحنههای اکشن واقعی تحسین شدند، اما داستان به دلیل شباهت به فیلمهایی مانند «صفر تاریک سی» و عدم ظرافت در نمایش مسائل کشمیر نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «ترس در عمق» یک فیلم اکشن-ماجراجویی-ترسناک استرالیایی به کارگردانی متیو هولمز و نویسندگی مشترک هولمز و گرگوری ماس است که در استرالیای سال ۱۹۴۶ رخ میدهد. داستان حول گروهی از غواصان حرفهای شرکت Sea Dog Diving، از جمله کلارا بنت (هرمیون کورفیلد)، ارنی (جک رایان)، و جیمی (جیکوب جونیور نایینگول)، میچرخد که برای یافتن خودرویی غرقشده در رودخانهای استخدام میشوند. تلاشهای آنها توسط یک کوسه نر ماده باردار و بسیار تهاجمی مختل میشود. غواصان بهزودی متوجه میشوند که برای گروهی از جنایتکاران بیرحم کار میکنند که قصد دارند طلای سرقتشده خود را بازیابی کنند. این جنایتکاران، به رهبری شخصیتی خشن (جاش مککانویل)، به اندازه کوسه خطرناک هستند. فیلم با صحنههای زیرآبی پرتنش، استفاده از تجهیزات غواصی قدیمی (لباسهای غواصی استاندارد ۱۹۴۰)، و جلوههای عملی مانند مینیاتورها، به موضوعات بقا، خیانت و طمع میپردازد. با این حال، به دلیل کمبود صحنههای کوسه، داستان تکراری، ویرایش گاه ناهموار، و شخصیتپردازی محدود، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی هرمیون کورفیلد، فضای دهه ۱۹۴۰، و جلوههای عملی تحسین شدند، اما ریتم کند و پایانبندی قابلپیشبینی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «تورنادو» یک درام اکشن-هیجانی بریتانیایی به نویسندگی و کارگردانی جان مکلین است که در اسکاتلند دهه ۱۷۹۰ رخ میدهد. داستان حول تورنادو (کوکی)، یک زن جوان ژاپنی و دختر یک عروسکگردان سامورایی به نام فوجین (تاکهیرو هیرا)، میچرخد که با گروهی از تبهکاران بیرحم به رهبری شوگرمن (تیم راث) و پسرش لیتل شوگر (جک لاودن) روبهرو میشوند. پس از آنکه گروه شوگرمن، که تازه کلیسایی را غارت کرده و مقدار زیادی طلا دزدیدهاند، نمایش عروسکی تورنادو و فوجین را تماشا میکنند، تورنادو با دیدن دزدی یک پسر بچه از طلاهای گروه، تصمیم میگیرد خود طلا را بدزدد. این اقدام او منجر به کشته شدن پدرش توسط شوگرمن میشود. تورنادو، که با آموزشهای سامورایی پدرش مهارتهای رزمی دارد، برای انتقام و فرار از دست تبهکاران وارد سفری پرخطر میشود. او در عمارتی متروکه پنهان میشود، اما وقتی گروه شوگرمن آنجا را اشغال میکنند، با استفاده از محیط، مانند کفپوشهای پوسیده، فرار میکند و در نهایت با کشتار اعضای گروه و دور انداختن طلا به دریاچه، انتقام میگیرد. فیلم با الهام از سینمای سامورایی آکیرا کوروساوا و وسترنهای کلاسیک، به موضوعات انتقام، حرص و تحول شخصی میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، کوریوگرافی ضعیف صحنههای اکشن، شخصیتپردازی ناکافی، و پایانبندی ضد اوج، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی تیم راث و کوکی، و فیلمبرداری رابی رایان در مناظر اسکاتلند تحسین شدند، اما داستان ساده و دیالوگهای شعاری نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «گارد قدیمی ۲» یک فیلم ابرقهرمانی آمریکایی به کارگردانی ویکتوریا ماهونی و نویسندگی گرگ روکا و سارا ال. واکر، بر اساس کمیکهای گرگ روکا و لئاندرو فرناندز است. این فیلم دنبالهای بر «گارد قدیمی» (۲۰۲۰) است و داستان اندی (شارلیز ترون)، رهبر گروهی از جنگجویان نامیرا، را دنبال میکند که شش ماه پس از وقایع فیلم اول، با جو (مروان کنزاری)، نیکی (لوکا مارینلی)، نایل (کیکی لین)، و کاپلی (چیووتل اجیوفور) برای بازیابی یک انبار تسلیحات در اسپلیت همکاری میکند. کوئین (ورونیکا نگو)، همتیمی سابق و معشوقه اندی که قرنها در قفسی آهنین در کف اقیانوس گرفتار بود، توسط دیسکورد (اوما تورمن)، اولین نامیرا و دلال اسلحه مرموز، نجات یافته و به دنبال انتقام از اندی است. اندی و کاپلی با توآ (هنری گلدینگ)، نگهبان تاریخچه نامیراها، در سئول ملاقات میکنند که فاش میکند کتابهایش توسط دیسکورد دزدیده شده است. توآ نظریهای دارد که «آخرین نامیرا» میتواند نامیرایی را سلب یا منتقل کند، که وقتی نایل بهطور تصادفی زخمی به بوکر (ماتیاس شونارتس) وارد میکند و او نامیراییاش را از دست میدهد، تأیید میشود. داستان با نقشه دیسکورد و کوئین برای انفجار تأسیسات هستهای در جنوب تانگرانگ پیچیده میشود که تهدیدی برای میلیونها نفر است. فیلم با صحنههای اکشن مانند مبارزه اندی با شمشیر و آویزان شدن از هلیکوپتر، به موضوعات خیانت، وفاداری، و شکنندگی نامیرایی میپردازد. با این حال، به دلیل داستان آشوبناک، پایانبندی ناتمام شبیه یک صخرهنورد (cliffhanger)، کمرنگ شدن مضامین کوئیر فیلم اول، و شخصیتپردازی ضعیف دیسکورد، نقدهای منفی دریافت کرد. بازی شارلیز ترون و صحنههای اکشن تحسین شدند، اما فیلم به دلیل فقدان انسجام و ریتم کند نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «آنا» (به انگلیسی: ANИA) یک تریلر اکشن فرانسوی به نویسندگی، تهیهکنندگی و کارگردانی لوک بسون است که در سال ۲۰۱۹ منتشر شد. داستان در سال ۱۹۹۰ آغاز میشود و حول آنا پولیاتووا (ساشا لوس)، زنی جوان و زیبا از مسکو میچرخد که پس از زندگی دشوار با اعتیاد و خشونت خانگی، توسط الکس چنکوف (لوک اوانز)، مأمور KGB، بهعنوان قاتل حرفهای استخدام میشود. او تحت نظارت اولگا (هلن میرن)، مأمور ارشد KGB، بهعنوان مدل در پاریس مخفیانه فعالیت میکند و مأموریتهای مرگبار را انجام میدهد، از جمله حذف اولگ (اندرو هاوارد)، یک فروشنده اسلحه. آنا که به دنبال آزادی از این زندگی دوگانه است، با لنی میلر (سیلیان مورفی)، مأمور CIA، وارد معاملهای برای جاسوسی دوجانبه میشود و در نهایت با استفاده از هوش و مهارتهایش، نقشهای پیچیده برای فریب هر دو طرف و فرار طراحی میکند. فیلم با ساختار غیرخطی، پر از فلاشبک (مانند «سه سال قبل» یا «یک سال بعد»)، و صحنههای اکشن مانند قتلعام رستوران با بشقابهای شکسته، به موضوعات جاسوسی، خیانت، و جستجوی آزادی میپردازد. با این حال، به دلیل داستان پیچیده، ریتم نامنظم، فقدان عمق احساسی، و شباهت به فیلمهای قبلی بسون مانند «نیکیتا» و «لئون»، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی هلن میرن و ساشا لوس، موسیقی اریک سرا، و صحنههای اکشن تحسین شدند، اما فیلم به دلیل کلیشهها، ضعف در شخصیتپردازی، و پایانبندی قابلپیشبینی نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «راب و رول» (به چینی: 臨時劫案، لام سی کیپ نگون) یک اکشن-کمدی هنگکنگی به کارگردانی آلبرت کای-کوانگ ماک و نویسندگی چن ویبین، آلبرت ماک و وان یوئنچنگ است. داستان حول موی لام-تین (آرون کوک)، یک کشتیگیر حرفهای سابق با دندانهای خرگوشی و لهجه عجیب که اکنون سارقی خشن اما با اصول است، میچرخد. او پس از سرقت ناموفق ۳۰ میلیون دلار هنگکنگ از یک صرافی در خیابان تمپل، با دو دوست میانسال شکستخورده، رابی (لام کا-تونگ)، راننده تاکسی بدهکار با مشکلات خانوادگی، و فای (ریچی جن)، مدیر یک خانه سالمندان که در آستانه ورشکستگی است، درگیر میشود. نقشه سرقت لام-تین زمانی پیچیده میشود که پول دزدیدهشده بهطور اتفاقی در تاکسی رابی گم میشود و نان (جان چیانگ جونیور)، یک خلافکار خردهپا، نیز بهطور همزمان صرافی دیگری را سرقت میکند. این سه نفر در حالی که تحت تعقیب کارآگاه زن سرسخت، جیانگ هائوون (ژانگ کی)، قرار دارند، درگیر سلسلهای از خیانتها و درگیریهای مسلحانه با قانون «من تو را میدزدم، تو من را میدزدی» میشوند. فیلم با طنز سیاه، اکشن پرتنش مانند تیراندازی در خیابان تمپل و فرار با اتوبوس مدرسه، و لحظات احساسی درباره مبارزات زندگی، به موضوعات فقر، دوستی، و طمع میپردازد. با این حال، به دلیل داستان بیشازحد پیچیده، تغییرات ناگهانی در لحن از کمدی به خشونت گرافیکی، و پایانبندی معمولی که به سانسور چینی تن داده، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی آرون کوک به دلیل ظاهر عجیب و لهجه غیرمعمولش، و کارگردانی ماک برای صحنههای اکشن تحسین شد، اما فیلم به دلیل کمبود انسجام داستانی، شخصیتپردازی ضعیف برخی نقشهای فرعی مانند نان و کارمند صرافی (وانگ سونگیین)، و زیرنویسهای انگلیسی ضعیف در نسخه بلوری هنگکنگ نقد شد.
خلاصه داستان: فیلم «باشگاه تفنگ» یک اکشن-کمدی مالایالامی محصول هند به کارگردانی و فیلمبرداری عاشیق ابو و نویسندگی سیام پوشکاران، دیلیش کاروناکاران و سوحاس است. داستان در سال ۱۹۹۱ در منطقه وایاناد کرالا رخ میدهد و حول یک باشگاه تفنگ تاریخی میچرخد که توسط شکارچیان ماهری مانند کادوواچالیل آواران (دیلیش پوتان)، کوزیولی لوناپان (ویجایاراگاوان)، و دیگر اعضای خانواده اداره میشود. شاجاهان (وینیت کومار)، ستاره سینمایی که به دنبال ایفای نقش در فیلمی شکارمحور مشابه «مریگایا» است، برای آموزش به این باشگاه میآید. در همین زمان، زوجی به نامهای علی و نادیا (نادیا مویدو و پراسانت مورالی)، پس از کشتن تصادفی پسر یک فروشنده اسلحه بیرحم به نام دایاناند باره (آنوراگ کاشیاپ) در منگلور، به این باشگاه پناه میبرند. دایاناند و پسر دیگرش بهیرا (هانومانکایند) برای انتقام به باشگاه حمله میکنند، اما اعضای آن با مهارتهای تیراندازی و اتحاد خود مقاومت میکنند. فیلم با الهام از وسترنهای کلاسیک، ترکیبی از اکشن پرتنش مانند تیراندازی در راهروهای عمارت و طنز، از جمله گفتوگوهای طعنهآمیز بین آواران و دایاناند، ارائه میدهد و به موضوعات خانواده، وفاداری، و مبارزه برای بقا میپردازد. با این حال، به دلیل داستان قابلپیشبینی، شخصیتپردازی ضعیف برای برخی نقشهای فرعی مانند اونیمایا پراساد و سورابی، و اوجگیری ضعیف در پایان، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازیهای دیلیش پوتان، آنوراگ کاشیاپ، هانومانکایند، و وانی ویسوانات، فیلمبرداری عاشیق ابو، و موسیقی رکس ویجایان تحسین شدند، اما فقدان پیچشهای داستانی و پایانبندی ساده مورد انتقاد قرار گرفت
خلاصه داستان: فیلم «تماس شبانه» (به فرانسه: La nuit se traîne) یک تریلر اکشن بلژیکی-فرانسوی به کارگردانی میشل بلانشار در اولین تجربه کارگردانی بلند خود و نویسندگی مشترک او با ژیل مارشاند و لوران براندنبورگر است. داستان در یک شب پرتنش در بروکسل و در پسزمینه اعتراضات Black Lives Matter رخ میدهد و حول مادی (جاناتان فلتره)، دانشجویی که شبها بهعنوان قفلساز اضطراری کار میکند، میچرخد. مادی برای کمک به کلر (ناتاشا کریف)، دختری مرموز که ادعا میکند کلیدهایش را گم کرده، به آپارتمانی میرود، اما متوجه میشود کلر دزد است و کیف پولی متعلق به یانیک (رومن دوریس)، رئیس بیرحم یک باند جنایی، را سرقت کرده است. پس از درگیری خشونتآمیز که منجر به مرگ یکی از افراد یانیک میشود، مادی در حالی که از پلیس و جنایتکاران فرار میکند، تنها یک شب فرصت دارد تا بیگناهی خود را اثبات کند. فیلم با الهام از آثاری مانند «روز آموزش»، «وثیقه»، و «دوئل»، ترکیبی از اکشن، تعقیب و گریز (مانند دوچرخهسواری در پلههای مترو)، و معضلات اخلاقی را ارائه میدهد و به موضوعات نژادپرستی، بیعدالتی اجتماعی، و بقا میپردازد. با این حال، به دلیل کلیشههایی مانند «شرور کتوشلواری»، داستان عاشقانه ضعیف بین مادی و کلر، و پسزمینه BLM که بهنظر برخی منتقدان روی داستان سوار شده و ناتمام مانده (مانند اشاره کوتاه به اشیای نازی در آپارتمان)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی فلتره، کریف، و دوریس، فیلمبرداری سیلوستر وانورنبرگ، و ریتم سریع تحسین شدند، اما پایانبندی مرتب و برخی حفرههای داستانی (مانند اشتباهات اولیه مادی) مورد انتقاد قرار گرفتند.
خلاصه داستان: فیلم «انتقام جاده یخی» یک اکشن-تریلر آمریکایی به کارگردانی و نویسندگی جاناتان هنسلی است که دنباله مستقیم فیلم «جاده یخی» (2021) محسوب میشود. داستان حول مایک مککان (لیام نیسون)، راننده کامیون، میچرخد که به نپال سفر میکند تا خاکستر برادر مرحومش، گرتی، را روی قله اورست پراکنده کند. مایک در اتوبوس توریستی که در مسیر خطرناک «جاده آسمان» در ارتفاع ۱۲,۰۰۰ فوتی حرکت میکند، همراه با راهنمای کوهستانش، دانی (فان بینگبینگ)، با گروهی از مزدوران بیرحم به رهبری رودرا یاش (ماهِش جادو) مواجه میشود که قصد ربودن یک جوان نپالی (ساکشام شارما) را دارند. این گروه بخشی از توطئهای برای تخریب یک سد و نابودی روستاهای محلی هستند. مایک و دانی با کمک پروفسور آمریکایی (برنارد کاری) و دیگر مسافران، از جمله استار مایرز (گریس اُسالیوان)، باید برای نجات خود، مسافران بیگناه، و روستاهای محلی مبارزه کنند. فیلم به موضوعات غم، انتقام، و ناجی سفید میپردازد، اما به دلیل فقدان جادههای یخی (برخلاف عنوان)، داستان قابلپیشبینی، دیالوگهای ضعیف، و منطق ضعیف (مانند آتشسوزی بدون اکسیژن یا گم شدن اسلحه مایک)، نقدهای منفی دریافت کرد. بازی نیسون و فان بینگبینگ و مناظر زیبای نپال (هرچند در والهالا، استرالیا فیلمبرداری شده) تحسین شدند، اما جلوههای ویژه ضعیف، ویرایش سریع و گیجکننده، و شباهت به فیلمهای دیگر نیسون مانند «ربودهشده» و «پیچ بلک» مورد انتقاد قرار گرفتند. برخی سکانسهای اکشن، مانند مبارزه در اتوبوس و تصادف یک مزدور زیر چرخها، سرگرمکننده اما غیرواقعی توصیف شدند.