خلاصه داستان: در سال ۲۰۲۹، پس از یک حمله سایبری مرموز، رهبر یک واحد ویژه پلیس به نام مایوری کوساناگی، که بدنی کاملاً مصنوعی دارد، برای پیدا کردن هکر معروف به «معما» تلاش میکند. او در این مسیر با حقایق تکاندهندهای درباره گذشتهاش و ماهیت وجودیاش مواجه میشود.
خلاصه داستان: سریال «رقابت دوستانه» (Friendly Rivalry) داستان دو دوست صمیمی به نامهای سارا و مهسا را روایت میکند که در سال ۱۴۰۳ در یک شرکت فناوری مشغول به کار هستند. آنها که زمانی همتیمیهای جدانشدنی بودند، حالا در آستانه یک رقابت بزرگ شغلی قرار میگیرند که میتواند آینده حرفهای هر دو را رقم بزند. این رقابت، که در ابتدا دوستانه به نظر میرسد، به تدریج به یک جنگ روانی تمامعیار تبدیل میشود و باعث میشود تا ارزشهای اخلاقی، وفاداری و مرزهای دوستی آنها به بوته آزمایش گذاشته شود. در این مسیر، آنها با چالشهایی از جمله اعتماد به نفس، حسادت و انتخابهای دشوار روبرو میشوند که هر یک را به سمت شخصیتهایی متفاوت سوق میدهد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان در سال 2011، دو خواهر نورا و ماری که در بورلی هیلز زندگی مرفهی داشتند، پس از مرگ پدرشان و فاش شدن رازهای خانوادگی، ناگهان همه چیز را از دست میدهند و مجبور میشوند به محله مکزیکینشین شرق لسآنجلس نقل مکان کنند. در آنجا، آنها با چالشهای جدید فرهنگی و اقتصادی روبرو شده و درگیر ماجراهایی میشوند که به آنها میآموزد چگونه با تکیه بر یکدیگر و حفظ اصالت خانوادگی، زندگی جدیدی بسازند.
خلاصه داستان: فیلم «فورد علیه فراری» (Ford v Ferrari) به کارگردانی جیمز منگولد و محصول سال 2019، داستان واقعی مهندسان و رانندگان آمریکایی را روایت میکند که تلاش میکنند تا با طراحی و ساخت خودروی مسابقهای فورد جیتی۴۰، تیم قدرتمند فراری را در مسابقات 24 ساعته لمانز سال 1966 شکست دهند. کارول شلیبا (مت دیمون) طراح افسانهای خودرو و کن مایلز (کریستین بیل) رانندهی بااستعداد و البته سرکش، دوشادوش هم تلاش میکنند تا غولهای صنعت خودرو را به چالش بکشند و میراثی جاودان بسازند.
خلاصه داستان: فیلم فانا در سال 2006 داستان عاشقانهای بین یک دختر نابینا به نام زونیارا و یک مرد جوان به نام ریحان را روایت میکند که در دهلی زندگی میکنند. این زوج پس از آشنایی و عاشق شدن، با هم ازدواج میکنند اما ریحان که در واقع یک تروریست است، به دلیل اهداف خود مجبور به ترک زونیارا میشود و مأموریتی مرگبار را در پیش میگیرد. زونیارا که از گذشته پنهانی شوهرش بیخبر است، پس از مدتی او را در یک موقعیت خطرناک میبیند و با حقیقت تلخی روبرو میشود که زندگی آنها را برای همیشه تغییر میدهد.
خلاصه داستان: فیلم انقراض (Extinction) داستان پیتر را روایت میکند که با دیدن کابوسهای مکرر از حمله بیگانگان به زمین دست و پنجه نرم میکند. این رویاها زندگی خانوادگی او را تحت تأثیر قرار میدهند تا اینکه بیگانگان واقعی به زمین حمله میکنند و پیتر باید برای نجات همسر و دخترانش تلاش کند.
خلاصه داستان: فیلم «اگزودوس» داستان موسی را روایت میکند که با دیدن ظلم فرعون به بنیاسرائیل، مجبور به فرار از مصر میشود. در این مسیر، خداوند به او مأموریت میدهد تا قوم خود را از اسارت نجات دهد و به سرزمین موعود برساند. موسی با معجزاتی چون شکافته شدن دریا، رهایی اسرائیلیان را از چنگال سپاهیان فرعون به ارمغان میآورد.
خلاصه داستان: فیلم «طرح فرار» داستان ری برسلینگ (با بازی سیلوستر استالونه) را روایت میکند که به عنوان یک متخصص در زمینه امنیت و طراحی زندانها شناخته میشود و کارش را برای شرکتهای بزرگ انجام میدهد. او که به «تیز» معروف است، توسط یک میلیاردر ثروتمند به نام ویلارد هابز (با بازی آرنولد شوارتزنگر) استخدام میشود تا از یک زندان فوقالعاده امن به نام «دوزخ» که در یک مکان ناشناس قرار دارد، فرار کند. اما پس از ورود به زندان، ری متوجه میشود که توسط دشمنانش توطئهچینی شده و در آنجا زندانی شده است. او باید با استفاده از دانش و تجربهاش، توطئهها را کشف کرده و با کمک هابز و دیگر زندانیان از این زندان غیرممکن فرار کند.
خلاصه داستان: ارنست و یک فیلم اکشن و هیجانانگیز محصول سال ۱۹۹۶ است که در آن آرنولد شوارتزنگر در نقش یک مأمور فدرال به نام جان کروگر بازی میکند که وظیفه دارد شاهدان جنایت را با هویت جدید به مکانهای امن منتقل کند. وقتی یکی از شاهدان به نام لی کالن (با بازی جیمز کاوزول) متوجه میشود که یکی از همکارانش به نام بیلی کول (با بازی جیمز کاوزول) به او خیانت کرده و قصد کشتنش را دارد، از کروگر کمک میخواهد. اما وقتی کروگر متوجه میشود که دستگاه الکترونیکی پیشرفتهای که باید به شاهد بدهد، در واقع یک تراشه الکترونیکی است که میتواند سیستمهای نظامی را هک کند، خودش هدف قرار میگیرد. او باید با کمک یک مأمور زن به نام ریچل (با بازی رنی روسو) از شاهد محافظت کند و در عین حال تراشه را از دست یک گروه تروریستی که قصد دارند از آن برای اهداف شرورانه استفاده کنند، نگه دارد.
خلاصه داستان: فیلم «پایان خدمت» (End of Watch) در سال 2012، داستان دو پلیس جوان و جاهطلب در لس آنجلس به نامهای برایان تیلور (جیک جیلنهال) و میک زاوالا (مایکل پنیا) را روایت میکند که با همکاری هم به مأموریتهای خطرناک و پرچالشی میروند. این دو پلیس در حالی که سعی دارند زندگی شخصی و حرفهای خود را متعادل کنند، با جنایتکاران خطرناکی دست و پنجه نرم میکنند و در نهایت درگیر یک ماجرای بزرگ و مرگبار میشوند که سرنوشت آنها را برای همیشه تغییر میدهد.