خلاصه داستان: فیلم مسیر ایرلندی (۲۰۱۰) به کارگردانی کن لوچ با بازی مارک ووبک در نقش فرگوس مککورمیک و جان هنشاو در نقش فرانکی رون، داستان دو دوست صمیمی و کهنهسرباز بریتانیایی را روایت میکند که به عنوان نیروهای قراردادی خصوصی در عراق خدمت میکنند. پس از مرگ مشکوک فرانکی در بغداد، فرگوس که از این حادثه جان سالم به در برده، به لیورپول بازمیگردد و با بررسی فیلمهای ضبطشده توسط دوستش، به دنبال کشف حقیقت پشت این ترور میگردد و با فساد شرکتهای امنیتی، دروغهای دولتی و رنجهای جنگزدهها روبرو میشود.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۱۸، فیلم علمی-تخیلی «آماده بازیکن یک» به کارگردانی استیون اسپیلبرگ با بازی تای شریدان در نقش وِید واتس، اولیویا کوک به عنوان آرتمیس و بن مندلسون، داستان نوجوانی را روایت میکند که در سال ۲۰۴۵ در جهانی ویرانشده زندگی میکند و بیشتر وقت خود را در اوآسیس، یک دنیای مجازی عظیم، سپری میکند. وِید برای یافتن کلیدهای مخفی پنهانشده توسط خالق اوآسیس، جیمز هالیدی، وارد مسابقهای نفسگیر میشود تا کنترل این جهان را به دست آورد و در برابر شرکت شرور IOI که به دنبال سلطه بر آن است، مقاومت کند؛ ماجرایی پر از ماجراجویی، ارجاعات نوستالژیک به فرهنگ پاپ دهههای ۸۰ و ۹۰ و نبردهای هیجانانگیز در واقعیت مجازی.
خلاصه داستان: فیلم اژدها (۲۰۱۱) به کارگردانی دانیل لی با بازی دانی ین در نقش لیو جین، تتسوهیرو و کیانشیرو به عنوان بازرس ژو و جیمی چونگ، داستان قاتلی ماهر را در چین قرن نوزدهم روایت میکند که پس از کشتن یک زوج مرفه، به روستایی دورافتاده پناه میبرد، خانواده تشکیل میدهد و زندگی آرامی را آغاز میکند، اما بازرس زیرک پلیس با روشهای نوین جنایی او را تعقیب کرده و گذشته تاریک و مهارتهای رزمی خارقالعادهاش را آشکار میسازد و او را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: فیلم ددفال (۲۰۱۲) به کارگردانی اشتفان روزوویتسکی با بازی چارلی هانام، اولیویا وایلد و اریک بانا، داستان جک کاپلان (چارلی هانام) را روایت میکند که پس از یک سرقت مسلحانه ناموفق در روز شکرگزاری، با خواهر دوقلویش آدا (اولیویا وایلد) از محل حادثه فرار میکند؛ در این میان، آنها با ریچارد (اریک بانا)، شکارچیای خشن و بیرحم، برخورد میکنند و همزمان پلیس به رهبری پدر جک، که خودش کلانتر است، به تعقیبشان میپردازد و ماجراهای پرتنش و خشونتآمیزی در برف و بوران رقم میخورد.
خلاصه داستان: در فیلم گلدفینگر (۱۹۶۴) به کارگردانی گای همیلتون، شان کانری در نقش مأمور ۰۰۷ جیمز باند با تاجر مرموز آرولیک گلدفینگر (با بازی گِرت فروهبه) و دستیارش پودژی گِیل (با بازی هارور بلکمن) روبرو میشود؛ باند برای خنثی کردن طرح شنیع گلدفینگر که شامل سرقت و ذوب تمام ذخایر طلای فورت نوکس آمریکا با استفاده از بمب اتمی است، وارد عملیاتی پرهیجان میشود و با صحنههای اکشن نفسگیر، گجتهای پیشرفته و فریبکاریهای جنسیتی دست و پنجه نرم میکند تا جهان را از فاجعه نجات دهد.
خلاصه داستان: فیلم جوانگو (۱۹۶۶) به کارگردانی سرجیو کوربوچی با بازی فرانکو نرو در نقش یک مزدور مرموز و تنها به نام جوانگو که با تابوتی حاوی سلاحهایش وارد شهری مرزی در غرب وحشی میشود، داستان درگیری خونین او را روایت میکند؛ جایی که جوانگو میان دو باند رقیب، کلاهخودهای ظالم تحت رهبری بانگو و شوالیههای سرخپوش ژنرال گان میماند، با تیراندازیهای فوقالعاده و استراتژیهای زیرکانهاش هر دو گروه را نابود کرده و به انتقام و گنجی افسانهای دست مییابد.
خلاصه داستان: دو کهنه سرباز جنگ بوسنی، یکی آمریکایی و دیگری صرب، زمانی که یکی از آنها قصد واقعی خود را فاش می کند، دوستی بعید خود را مورد آزمایش قرار می دهند.
خلاصه داستان: فیلم «یک از هر هزار» (۲۰۱۲) به کارگردانی جولی آن رابینسون با بازی کاترین هایگل در نقش استفانی پلوم، جیسون اومارا به عنوان جو مورتیلی و دبی رینولدز، داستان زنی بیکار از نیوجرسی را روایت میکند که برای پرداخت بدهیهای خانوادگی و نجات خانه عمویش، شغل شکارچی جایزهبگیر را انتخاب میکند؛ او در اولین مأموریت خود باید مورتیلی، مأمور سابق پلیس و همسر سابقش را که متهم به قتل است، تعقیب و دستگیر کند، اما این تعقیب با ماجراهای کمدی، خطرناک و عاشقانهای همراه میشود که زندگیاش را دگرگون میکند.
خلاصه داستان: فیلم الیت قاتل (۲۰۱۱) به کارگردانی گری مکویکار با بازی جیسون استاتهام در نقش اسپنسر یک قاتل حرفهای بازنشسته، رابرت دنیرو به عنوان مربیاش و کلایو اوون در نقش دشمن اصلی، بر اساس داستان واقعی روایت میکند که اسپنسر برای نجات مربیاش از دست یک سازمان مخفی عمانی، وارد مأموریتی پیچیده و مرگبار میشود و با تیمی از قاتلان نخبه درگیر نبردهای نفسگیر میگردد، جایی که مهارتهای بینظیر و وفاداریاش به چالش کشیده میشود.
خلاصه داستان: فیلم «کشتن ایرلندی» محصول ۲۰۱۱ به کارگردانی جاناتان هنسلی، با بازی ری استیونسون در نقش دنی گرین، وینسنت دیاُنوفریو و وال کیلمر، داستان واقعی زندگی دنی گرین، یک کارگر اتحادیه بنادر در کلیولند را روایت میکند که پس از درگیری با فساد مافیای ایتالیایی، به یک گانگستر قدرتمند ایرلندی تبدیل میشود و با بمبگذاریها و درگیریهای خشن، امپراتوری جنایی خود را بنا میکند و مافیای محلی را به چالش میکشد تا جایی که به نماد مقاومت در برابر مافیا بدل میگردد.