خلاصه داستان: در سال ۲۰۱۳، نیکولاس ویندینگ رفن با فیلم اکشن و جنایی «فقط خدا میبخشد» اثری خشن و سوررئال را به تصویر میکشد که رایان گاسلینگ در نقش جولین، قاچاقچی مواد مخدر آمریکایی مقیم بانکوک، و کریستوف والتز در نقش مادر بیرحم و قدرتمندش، و ویتایا پانسرینگارم به عنوان پلیس مرموز تایلندی، ایفای نقش میکنند؛ جولین پس از قتل برادرش توسط یک مأمور پلیس فاسد، وارد چرخهای از انتقامجویی، مبارزههای تنبهتن خیرهکننده و درگیریهای روانی با مادرش میشود که در نهایت او را به مرز جنون میرساند و تمهایی چون خشونت، سرنوشت و عدالت الهی را کاوش میکند.
خلاصه داستان: سریال «خانواده معمولی نیست» محصول ۲۰۱۰ به کارگردانی گریگ برلانتی و مارک گوگنهایم با بازی مایکل چیکلس در نقش جیم پاولز، جولی بنز در نقش استفانی پاولز، کیلی پاناباکر در نقش دافنه پاولز و جیمی بنت در نقش جیجی پاولز، داستان خانوادهای معمولی آمریکایی را روایت میکند که پس از سقوط هواپیمایشان در رودخانه آمازون، به قدرتهای ابرقهرمانی دست پیدا میکنند؛ جیم پرواز میکند و فوقالعاده قوی میشود، استفانی سرعت شگفتانگیزی کسب میکند، دافنه ذهنخوانی میآموزد و جیجی حافظه تصویری کامل پیدا میکند. این خانواده باید قدرتهای خود را پنهان نگه دارند، با چالشهای زندگی روزمره مانند مدرسه، کار و روابط خانوادگی کنار بیایند و همزمان با جنایتکاران و تهدیدات فوقطبیعی مبارزه کنند.
خلاصه داستان: فیلم «نیروهای ویژه» (۲۰۱۱) به کارگردانی استفان ریبوجاد با بازی دایان کروگر در نقش السا، بنوا ماژیمل و جیمون هونسو، داستان یک خبرنگار زن فرانسوی را روایت میکند که توسط طالبان در افغانستان اسیر شده و به اتهام جاسوسی محاکمه میشود. یک تیم نخبه نیروهای ویژه ارتش فرانسه به رهبری کاواک برای نجات او اعزام میشوند، اما پس از عملیات ناموفق، گروه در دل کوههای خطرناک افغانستان گرفتار میشوند و با تعقیب بیامان دشمنان، سفری نفسگیر برای بقا و فرار آغاز میکنند.
خلاصه داستان: فیلث (۲۰۱۳)، به کارگردانی جان اس. برد و با بازی جیمز مکآویوی در نقش بروس رابرتسون، بازرس پلیس فاسد، معتاد و خودخواه ادینبورگ است که در حالی که برای ارتقای شغلی با همکارانش رقابت میکند و پرونده قتل یک ژاپنی را پیگیری مینماید، با توهمات روانی، خیانتهای خانوادگی، اعتیاد به مواد و گذشته تاریک خود روبرو میشود و زندگیاش به سرعت به سوی نابودی پیش میرود.
خلاصه داستان: فیلم «از روسیه با عشق» (۱۹۶۳) به کارگردانی ترنس یانگ، با بازی شان کانری در نقش جیمز باند، دانیلا بیانکی به عنوان تاتیانا رومانووا، پدرو آرمنداریز در نقش کریم بی و لоте لنیا به عنوان روزا کلب، دومین ماجراجویی جاسوسی باند را روایت میکند؛ جایی که سازمان SPECTRE با فریب باند توسط یک مأمور زن جذاب شوروی، او را به دام میاندازد تا دستگاه رمزنگاری پیشرفته Lektor را بدزدد و باند را در سفری پرخطر از استانبول تا ونیز نابود کند، در حالی که باند با نبوغ و جذابیت خود توطئه را خنثی میکند.
خلاصه داستان: فیلم سریعتر (۲۰۱۰) به کارگردانی جورج تیلمن جونیور با بازی دواین جانسون در نقش رانندهای بیرحم، بیلی باب تورنتون به عنوان کارآگاهی فاسد و اولیور جکسون-کوهن در نقش قاتل حرفهای، داستان مردی را روایت میکند که پس از ده سال زندان به دلیل خیانت شریک سابقش آزاد میشود و با یک لیست اسامی انتقامجویانه، یکی پس از دیگری دشمنانش را شکار میکند؛ در حالی که پلیس و قاتل اجیرشدهای ثروتمند در تعقیب او هستند و رازهای گذشته راننده را آشکار میسازد.
خلاصه داستان: فیلم چهار شگفتانگیز (۲۰۲۵) به کارگردانی مت شکمن با بازی پدرو پاسکال در نقش مرد شگفتانگیز (رید ریچاردز)، ونسا کربی به عنوان زن نامرئی (سو استورم)، جوزف کوئین در نقش مشعل انسانی (جانی استورم) و ابون موس-باخراک به عنوان هیولا (بن گریم)، داستان چهار دانشمند نابغه را روایت میکند که در یک مأموریت آزمایشی فضایی جسورانه با اشعههای کیهانی برخورد میکنند و قدرتهای فوقالعادهای کسب میکنند؛ رید کشسانی، سو نامرئی، جانی شعلهور و بن سنگی میشوند و باید با هویت جدید خود کنار بیایند، روابط خانوادگیشان را حفظ کنند و در برابر تهدیدات کیهانی عظیم از جهان دفاع نمایند.
خلاصه داستان: فیلم «من شماره چهار هستم» (۲۰۱۱) به کارگردانی دی.جی. کاروسو با بازی الکس پتیفر در نقش جان اسمیت (شماره چهار)، تیموتی اولیفانت، دیانا آگرون و ترزا پالمر، داستان نوجوانی فرازمینی از سیاره لوریان را روایت میکند که همراه سرپرستش از شکارچیان بیرحم مورتیها فرار میکند. او در شهری جدید ساکن شده، قدرتهای فوقالعادهاش مانند کنترل عناصر و سرعت فوق بشری را کشف میکند، با دختری به نام سارا عاشق میشود و در نهایت برای بقا و انتقام با دشمنانش روبرو میگردد.
خلاصه داستان: فیلم «زمان» (۲۰۱۱) به کارگردانی اندرو نیکول با بازی جاستین تیمبرلیک در نقش ویل سالاس و آماندا سینیاد در نقش سیلویا ویس، داستانی هیجانانگیز و علمی-تخیلی را روایت میکند که در جهانی دیستوپیایی در آینده نزدیک جریان دارد؛ جایی که انسانها پس از ۲۵ سالگی دیگر پیر نمیشوند و زمان به عنوان ارز اصلی زندگی عمل میکند و تمام شدن آن به معنای مرگ فوری است. ویل، کارگری فقیر از منطقههای پایین شهر، پس از نجات یک مرد ثروتمند و دریافت مقدار هنگفتی زمان از او، مظنون به قتل شده و برای بقا به همراه سیلویا، دختر یک خانواده قدرتمند، علیه سیستم ناعادلانهای که ثروتمندان را جاودانه و فقرا را محکوم به مرگ زودهنگام میکند، شورش میکند.